کارايي روش حسي و تجربي در علوم قرآن

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

 کارايي روش حسي و تجربي در علوم قرآن


 

نویسنده: ابراهیم فتح اللهی




 

با توجه به اینکه مشخص کننده روش تحقیق در هر علمی موضوع آن علم است لذا اگر موضوع علمی، پدیده هایی باشد که از راه حس به ادراک انسان درآید، خواه ناخواه، روش تحقیق در به دست آوردن حالات و عوارض آن پدیده، نیز، باید روش حسی باشد.
موضوع در علوم قرآن، خود قرآن مجید است. و قرآن یک پدیده تاریخی است. حادثه ای است که در گذشته ای با فاصله ای حدود چهارده قرن اتفاق افتاده است. قرآن در آن عصر با مشاهده حسی « سمعی » به ادراک مردم، درآمده است، بررسی حالات و عوارض و مسائل مربوط به آنرا نیز باید بامشاهده حسی، یعنی از همان راهی که خود قرآن به ادراک آمده است، به دست آورد. اما تفاوت قرآن با دیگر حوادث تاریخی در این است که عیناً باقی و پایدار مانده است، به این جهت پاره ای از مسائل آنرا می توان با « روش حسی مستقیم » به دست آورد. مثلاً در علم مربوط به تعداد کلمات و حروف، آیات، سور، روش تحقیق، روش مشاهده مستقیم و بر اساس شمارش است.

1. دردگاهها در مورد نحوه کارآیی روش حسی و تجربی در مطالعات قرآنی

روش حسی و تجربی در مطالعات مربوط به علوم قرآن از سه منظر قابل بررسی است:
1. استفاده از اصطلاح « حس و تجربه » در معنی بعد تجربی دین
2. استفاده از دستاوردهای علوم تجربی در فهم صحیح مدلول و مصداق آیات علمی قرآن
3. استفاده از روش علوم تجربی در تفسیر نصوص دینی ( قرآن و سنت ) اینک به بررسی هر یک از دیدگاه های مزبور می پردازیم:
1. استفاده از اصطلاح « حس و تجربه » در معنی بعد تجربی دین
ممکن است دستورات اخلاقی و حقوقی دین در امور عبادی، به پیدایش و ابراز احساسات خاصی مانند حیرت یا خشیت کمک کند و زمینه ساز تجربه ای شگرف و هیجان انگیز مانند احساس حضور در پیشگاه خداوند، یا شنیدن تسبیح موجودات و تجربه های درونی دیگری بشوند که تماماً با تجربه های بیرونی و درونی دیگر متفاوت و در خور مطالعه و تحقیق مستقل است.
مجموعه عوامل درونی که انسان را به جانب دین رهنمون می شود و نیز تحول درونی انسان پس از پذیرفتن دین، بعد تجربی دین نامیده می شود. چنین تجربیاتی موضوع تحقیقات روان شناختی و روان کاوی دین اند. (1) بعنوان مثال می توان از نحوه ی تأثیر شنیدن قرائت قرآن در افراد و تحولات درونی آنان نام برد.
2. استفاده از دستاوردهای علوم تجربی در فهم صحیح مدلول و مصداق آیات علمی قرآن
برخی از مفسرین، علوم تجربی را ازجمله علوم مورد نیاز در تفسیر دانسته و آگاهی از آن را برای مفسر ضروری دانسته اند. مقصود از علوم تجربی در اینجا، علوم تجربی طبیعی ( در مقابل علوم تجربی انسانی ) است که منظومه های معرفتی ناظر به پدیده های طبیعی و تحولات آنها را در بر می گیرد و در آن، بر مشاهده ی عینی و آزمایش و تجربه تکیه می شود. برای روشن شدن ارتباط دانشهای تجربی با آیه های قرآن و دلیل نیاز به آنها در تفسیر، لازم است در این زمینه برخی از آیات را مطرح کنیم تا محدوده ی کاربرد علوم تجربی در فهم قرآن و تأثیر آن معلوم شود. مطالعه ی آیات قرآن نشان می دهد که برخی از آیه های آن از موضوعاتی سخن می گوید که بیرون از حیطه ی دانشهای تجربی است و بشر از طریق تجربه و نیز با روش عقلی نمی تواند از موارد و مصادیق آن، اطلاعات مشخص و جزئی به دست آورد. آیه های مربوط به عالم فرشتگان و بهشت و دوزخ نمونه هایی از آن است. این نوع آیات صرفاً با بهره گیری از آیات دیگر روایات معتبر و قراین موجود در آیه تفسیر می شود. برخی دیگر از آیات قرآن، به دلیل آنکه از امور مربوط به اعتقاد و عمل انسانها است و در همه اعصار تاریخ از همه انسانها به نحو یکسان خواسته شده است، همیشه مفاد ثابت و روشنی دارد. از آن جمله است آیات بیانگر اصول اخلاقی و اعتقادی و آیات الاحکام، که فهم پیشینیان و پسینیان از آن یکسان است و با گذشت زمان تغییر نخواهد کرد. بلکه تنها دقت و عدم دقت در ظرایف بیانی این قبیل آیات است که نقش اساسی را در تفاوت یا تحول فهم پیشینیان و پسینیان بازی می کند.
صرف نظر از این دو گروه آیات، آیه هایی در قرآن وجود دارد که موضوع آنها پدیده های طبیعی و جهان مادی است. در این آیات، در جهت هدایت بشری، قرآن به توضیح و تبیین ساختمان یک سلسله از پدیده های موجود در جهان طبیعت، نظیر: انسان، حیوان، گیاهان، آسمانها، و پدیده های جوی، نظیر: ابر و باد و رعد و برق و رابطه ی آنها با یکدیگر پرداخته و در طرح مباحث عقیدتی و گاهی اخلاقی، از آنها بهره برده است.
آیاتی که علوم تجربی در فهم صحیح و کامل آنها تأثیر دارد، همین دسته ی اخیر از آیه ها است که به گفته ی برخی، تعداد آنها به هشتصد آیه می رسد. نکته مهم آن است که در فهم این آیه ها، هرچند معلومات زبان شناختی نقش مهمی ایفا می کنند، ولی به دلیل زبان واقعگرای قرآن، شناخت موضوع آنها نیز که در حیطه ی علوم تجربی قرار دارد، امری ضروری است و زمینه لازم را برای انتقال به نکات ظریفی که در آیات به آنها اشاره شده، فراهم می سازد. به همین دلیل، در تفسیر این آیات و در پرتو بهره گیری از دانشهای تجربی، ما شاهد روشن شدن نکات و دقایقی هستیم که بر مفسران گذشته به علت عدم آگاهی پنهان مانده و چه بسا به همین علت، تفسیری سطحی و در مواردی نادرست از این آیات ارائه کرده اند. به دو نمونه از این موارد اشاره می شود:
الف- در آیه « وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ‌ » (2) « و هنگامی که دریاها شعله ور شوند م. درک تعبیر « سجرت » و فهم چگونگی برافروختگی آبها در آستانه قیامت و راز و رمز آنها، هنگامی به روشنی صورت می پذیرد که بدانیم آب از دو عنصر هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده و هیدروژن گازی است که می سوزد و اکسیژن گازی است که می سوزاند و باعث اشتعال می شود. بنابراین، با وجود دو عنصر آتش زا، شعله ور شدن آب ( در صورت تجزیه ی آن ) امر شگفت انگیزی نیست. بنابراین آگاهی و بهره گیری از این حقیقت، که در علم شیمی به اثابت رسیده، می تواند تصویر روشن و فهم بهتری از آیات به مفرس عرضه کند.
مفسران گذشته، عبارت « سجرت » را به معنای پر شدن، شکافته شدن مانع میان دریاها ( اقیانوسها ) بیان داشته اند و یا برای شعله ور شدن دریاها، به توجیه های بی دلیلی از قبیل سقوط ماه و خورشید در دریاها، متوسل شده اند. (3)
ب- آیه « وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ ... » (4) « و هرکه را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ می گرداند، گویی به زحمت در آسمان بالا می رود ». مفسرین گذشته، آن را به دشواری و سختی بالا رفتن به آسمان تفسیر می کردند، ولی امروز در پرتو یافته های علمی جدید آشکار گردیده که جو بالای زمین رقیق است و قرار گرفتن در آن تنفس را دشوار می سازد، آیه شریفه نیز مبتنی بر چنین تشبیهی است. به عبارت دیگر، مفسران گذشته، به دلیل تصور نکردن معنای حقیقی آن یا غیر قابل تصور و تحقق دانستن آن، تعبیری کنایی دانسته و آن را به دشواری بالا رفتن از آسمان که لازمه حقیقی آن است تفسیر کرده اند. ولی با توجه به دستاوردهای کیهان شناسی، می توان واژگان آیه را در معنای حقیقی آنها به کار برد و نیازی به حمل آن بر معنای مجازی. کنایی نیست.
البته شرط استفاده از این دانشها، بکارگیری دقیق روش و مسلم بودن داده های این علوم است در غیر این صورت، دستاوردهای ظنی علوم تجربی چنین نقشی در تفسیر ندارند و دستاوردهای قطعی آن نیز در صورت ناسازگاری با قواعد یاد شده، نقش خود را از دست می دهند.
این نکته شایان ذکر است که هرچند مفاد اجمالی این گونه آیات بدون کمک گرفتن از علوم تجربی روشن است، ولی در فهم مصداق و مراد تفصیلی آنها و تبیین معقول آن مفاد، آگاهی از علوم یاد شده نقش چشمگیری دارد.
3. استفاده از علوم تجربی در تفسیر نصوص دینی ( قرآن و سنت )
برخی معتقدند کارآیی روش وحی و تجربی در مطالعات قرآنی در این است که می توان از آن به عنوان روشی در دستیابی به معرفت دینی استفاده کرد. که این کار با استفاده از دست آوردهای علوم تجربی و به کار بردن آنها در تفسیر نصوص دینی ( قرآن و سنت ) صورت می گیرد. مرتضی مطهری در تحلیل چنین دیدگاهی می نویسد: « در جهان اسلام، سابقه موج مخالفت با هر گونه تفکر و تعمق از طرف اهل حدیث از یک طرف، موفقیت های پی در پی روش حسی از طرف دیگر، و دشواری تعمق و حل مسائل فلسفی از جانب سوم، گروهی از نویسندگان مسلمان را سخت به هیجان آورد و موجب پیدایش یک نظریه تلفیقی درمیان آنها شد، مبنی بر اینکه الهیات قابل تحقیق است، ولی در الهیات نیز منحصراً لازم است از روش حسی و تجربی که برای شناخت طبیعت مورد استفاده قرار می گیرد استفاده کرد. این دسته مدعی شدند که از نظر قرآن تنها راه شناخت خداوند مطالعه در طبیعت و مخلوقات با استفاده از روش حسی است و هر راهی غیر از این راه بیهوده است، زیرا قرآن در سراسر آیات خود در کمال صراحت بشر را به مطالعه در مظاهر طبیعت که جز با روش حسی میسر نیست دعوت کرده است و کلید رمز مبدأ و معاد را در همین مطالعه دانسته است » (5) علامه طباطبایی درباره ی روش تفسیری این نحله ی فکری چنین می گوید:
« در عصر حاضر مسلک جدیدی در تفسیر متولد شده است، و آن روش گروهی از مسلمان زادگان است که در اثر ممارست در علوم طبیعی و مانند آن که بر حس و تجربه مبتنی است و علوم اجتماعی که بر استقرای تجربی و آمار مبتنی است، این روش را در پیش گرفته و به مذهب فیلسوفان حسی مشرب پیشین اروپا یا مذهب پرا گماتیسم ( که می گوید: ادارکات انسان هیچ ارزشی ندارد، مگر به میزانی که ثمره عملی بر آن مترتب گردد، علمی که نیازهای زندگی به حکم ضرورت آنرا تعیین می کند ) گرایش پیدا کرده و می گویند: ممکن نیست معارف دینی با روشی که مورد تصدیق این علوم است مخالف باشد... و این چکیده ای است از اقوال و لوازم آرای کسانی که پیروی از روش حسی و تجربی آنان را به چنین روش تفسیری سوق داده است ». (6)
برای روشن شدن موضوع لازم است با اصطلاح تفسیر علمی و همچنین روشهای مختلفی که در تفسیر علمی قرآن بکار می رود آشنا شویم.

2. تفسیر علمی قرآن

منظور از تفسیر علمی، تفسیری است که بر اساس علوم تدوین و تبیین گردیده و اصطلاحات علمی در آن بکار رفته است. در تفسیرهای علمی از علوم مختلف استفاده گردیده و دانشمندان رشته های مختلف علمی از دانش و تخصص خود در شرح و بیان آیات الهی استفاده کرده اند.
برخی از دانشمندان اسلامی در تفسیر قرآن کریم کوشیده اند که آیات آن را بر اساس علوم تجربی تفسیر نموده و آیات را با قوانین طبیعی و فیزیکی منطبق سازند. برخی دیگر از دانشمندان اسلامی نیز با توجه به وجود برخی آیات نظیر « لاَ رَطْبٍ وَ لاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ‌ » (7) کوشیده اند تا همه علوم را از قرآن استخراج کنند. برخی دیگر نیز در صدد تأویل آیات برآمدند تا قرآن را با علوم روز تفسیر کرده و آیات الهی را با دستاوردهای دانش بشری منطبق سازند.
مجموعه این عوامل موجب شد که نوعی دیدگاه منفی نسبت به تفاسیر علمی قرآن پدید آید لذا علماء اسلامی در برخورد با این گونه تفاسیر جانب احتیاط را پیش گرفتن و برخی نیز، تفسیر علمی را نوعی تفسیر به ردی نامیده و به مخالفت با آن برخاستند. با این توضیح به خوبی روشن می شود که بازشناسی اقسام تفسیرهای علمی و یافتن ملاکهایی برای رد و یا قبول آن ضرورت پیدا می کند.

3. روش شناسی تفاسیر علمی قرآن

سه شیوه و رویکرد را می توان در تفاسیر علمی قرآن بشمرد که عبارتند از:
1. تلاش برای استخراج تمام علوم از قرآن
2. تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن
3. استخدام علوم برای فهم بهتر قرآن
اینک به بررسی هر کدام از رویکردها و شیوه های سه گانه در تفاسیر علمی قرآن می پردازیم:
1- رویکرد اول: قرآن ( تبیاناً لکی شیء ) است و باید همه علوم را از آن استخراج کرد.
برخی را گمان بر این است که قرآن مشتمل بر تمامی اصول و مبانی علوم طبیعی و ریاضی و فلکی و حتی رشته های صنعتی و اکتشافات علمی و غیره می باشد و چیزی از علوم و دانستنیها را فروگذار نکرده است. خلاصه قرآن علاوه بر یک کتاب تشریعی کتاب علمی نیز به شمار می رود. برای اثبات این دیدگاه، دلائلی از خود قرآن نیز ارائه می دهند. از جمله ایه « وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ » (8) « قرآن را بر تو فرستادیم تا بیانگرهمه چیز باشد. » همچنین آیه 38 سوره انعام که می فرماید: « ما فرطنا فی الکتاب من شیء » « در کتاب چیزی فروگذار نکردیم » همچنین آیه 59 سوره انعام که می فرماید: « و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین » « هیچ خشک و تری نیست مگر آن که در کتابی آشکار ثبت است. » و بر این اساس به آیات زیادی استدلال می کنند تا ثابت کنند که در قرآن، علم طب و هیئت و هندسه و ... جز آن هست. (9)
همچنین به حدیثی از عبدالله بن مسعود نیز استناد می شود که نقل کرده:
« من اراد علم الاولین و الاخرین فیلتدبر القرآن » « هر که علوم گذشتگان و آیندگان را خواهان باشد، همانا در قرآن تعمیق نماید. » (10)
بر اساس این دیدگاه همه علوم در قرآن وجود دارد و لذا باید بتوان تمام علوم را از قرآن استخراج کرد. این دیدگاه معتقد است که قرآن حاوی دقیق ترین مسائل علمی جهان مادی و اسرار آفرینش است و هر آنچه بشر در طول زمان با زحمات فراوان کشف کرده و یا در آینده کشف خواهد کرد همه و همه در قرآن وجود دارد.
همچنانکه ابوحامد محمد غزالی، قرآن را شامل هفتاد و هفت هزار و دویست نوع علم می داند. (11)
وی در تفسیر آیه « اذا مرضت فهو یشفین » « شعراء- 80 » می گوید از این آیه علم پزشکی را استخراج کردند. (12)
همچنین غزالی معتقد ��ست که: « هر مسأله ای که فهم آن بر محققان مشکل گردد و انسان ها در آن اختلاف نظر پیدا کنند، در قرآن اشارتی بدان می توان یافت که ادراک آن به اهل فهم اختصاص دارد » (13)
عبدالرحمن کواکبی نیز در رساله طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد قرآن کریم را به « شمس العلوم و کنز الحکمه » توصیف نموده و سپس کشف حرکت دائمی زمین را بر اساس آیه « وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ‌ » (14) دانسته و نیز وظایف خورشید و ماه و بهره گیری زمین از آنها را بیان می کند و درباره تغییرات و ترکیبات شیمیایی و لقاح عمومی نباتات و ... به تفصیل سخن گفته است. (15)
شیخ طنطاوی یکی از استادان دار العلم قاهره، شاعر و فیلسوف و نویسنده معاصر مصری در تفسیر خود بنام التاج المرصع بجواهر القرآن و العلوم سعی کرده کشفیات علمی و جدید را با آیات قرآن منطبق سازد. وی در بیان مسائل علمی قابل تطبیق با قرآن در زمینه های فیزیک و شیمی و پزشکی و ...طوری علم کرده است که برخی کتاب تفسیر وی را نوعی دائره المعارف علوم جدید نامیده اند. و معقتدند که در این تفسیر همه چیز جز تفسیر قرآن یافت می شود. (16)
همچنین جلال الدین عبدالرحمن سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن با استناد به آیه « و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیئ » قرآن مجید را مشتمل بر تمام علوم حتی طب و هیئت و هندسه و صنایع و مانند اینها می داند و شواهدی را به عنوان مثال یادآور می شود.
برخی از متفکرین این نوع رویکرد به تفسیر علمی را نوعی تفسیر به رأی قلمداد کرده و معتقدند که تفاسیر امثال طنطاوی و کواکبی و سید هبه الله شهرستانی، هر چند به دور از اغراض فاسد بوده است اما همین تفسیرها که به ظاهر جنبه تطبیق علوم جدید با قرآن را داشته اند زمینه تفسیر مادی از آیات قرآن را فراهم آورده و به تفسیرهای ملحدان و منحرفان جنبه علمی بخشیده است. که از جمله آنها می توان به تفسیر آیات معاد بر اساس اصول مادی علمی و تفسیر آیات خلقت در قرآن بر اساس نظریه تکامل اشاره کرد. (17)
برای مثال کسانی که سعی می کنند حقایق غیبی و ماوراء طبیعی قرآن را به مسائل محسوس برسانند تا آنجا پیش می روند که می گویند: منظور قرآن از ملائکه همان میکروبهاست که جان انسان ها را می گیرند. (18)
گروه دیگر از مخالفان تفسیر علمی معتقدند که تفسیر علمی درنهایت منجر به تأویل می شود. چرا که برخی از افراد برای تفسیرعلمی آیات قرآن از حدود ظواهر و آیات می گذرند و هر کدام از آیات را که به یک نظریه یا قانون علمی منافات و تعارض دارد، تأویل می کنند تا بتوانند آن نظریه را به قرآن نسبت دهند. همچنانکه در مورد نظریه تکامل انواع داروین این نوع تأویلات صورت گرفته است. (19)
در حقیقت این افراد آیاتی را که ظاهر آنها با یک قانون علمی سازگار نیست بیان کرده و اگر ظواهر قرآن کفایت نکند دست به تأویل می زنند و ظواهر آیات را به نظریات و علومی که در نظر دارند بر می گردانند و از اینجاست که علم هندسه و حساب و پزشکی و ستاره شناسی و جبر و مقابله را از قرآن استخراج می کنند.
مثلاً برخی علم جبر را از حروف مقطعه اول سوره ها استفاده کردند. (20) و یا اینکه از آیه « إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا » (21) زمین لرزه سال 702 را پیش بینی کردند. (22)
روشن است که این نوع تفسیر علمی منجر به تأویلات زیاد در آیات قرآن بدون رعایت قواعد ادبی و ظواهر الفاظ و معنی لغوی آنها می شود.
2- رویکرد دوم: تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن
منظور از تطبیق در تفسیرعلمی این است که مفسر در ابتدا یک نظریه علمی را انتخاب کند و سپس آیات موافق آن را از قرآن مجید بجوید و آیات مخالف آن را تأویل کند. در یک قرن اخیر بسیاری از افراد با مسلم پنداشتن قوانین و نظریات علوم تجربی سعی کردند تا آیاتی موافق آنها را بیابند و هرگاه آیه ای موافق با آن نمی یافتند دست به تأویل یا تفسیر به رأی زده و آیات را بر خلاف معنای ظاهری حمل می کردند.
این گونه تفسیر علمی در یک قرن اخیر در مصر و ایران رایج شد و موجب بدبینی بعضی دانشمندان مسلمان نسبت به تفسیر علمی گردید و لذا تفسیر علمی را نوعی تفسیر به رأی و تحمیل به نظریات و عقاید به قرآن معرفی کردند.
علامه طباطبایی تفسیر علمی را نوعی تطبیق می نامد و معتقد است مفسر در قرآن جستجو می کند و آیات موافق با نظری یا قانون علمی را پیدا می کند و آنها را با هم منطبق می کند و آیات مخالف را تأویل می کند که نوعی تحمیل به قرآن است. و نتیجه می گیرد که تفسیر علمی در حقیقت تفسیر نیست چه معنی و مقصود آیات را روشن نمی کند، بلکه فقط نوعی تطبیق است. (23)
علامه طباطبایی در توضیح این رویکرد در تفسیر علمی که به رویکرد تطبیق و تحمیل مشهور است چنین می گوید:
» بعضی چنین استدلال کرده اند که روش عقلی در تفسیر علمی ( که همان روش قدما بود ) باطل شده است زیرا با پیشرفت علوم تجربی و فلسفه در غرب، روش عقلی ( ارسطویی ) باطل گردیده است و از طرفی روایات هم برای تفسیر قرآن مورد اعتماد نیست چه در بسیاری موارد اسرائیلیات و جعلیات در آنها دخیل شده است، پس تنها راه باقیمانده برای تفسیر قرآن همانا تفسیر علمی است از این رو باید قرآن را در پرتو نظرات و تجربیات علمی بشر تفسیر کنیم. »
(24)
برخی از صاحبنظران نیز ضمن مخالفت این نوع تفسیر علمی معتقدند که در تفسیر واقعاً باید درصدد فهم آیه باشیم، نه اینکه پیشاپیش چیزی را پذیرفته باشیم و بعد بخواهیم همان را بر آیات تطبیق کنیم و معنای دلخواه خود را بر قرآن تحمیل کنیم. خواه آن پیشداوری ناشی از مفاهیم فلسفی باشد یا عرفانی یا علوم تجربی یا جامعه شناسی یا غیر آن. (25)
همچنین در خصوص رد نظریه تطبیق گفته اند:
« فرضیه ها با گذشت زمان دستخوش تغییر و دگرگونی می شود و نمی توان قرآن ثابت و تغییر ناپذیر را بر فرضیات دگرگون شونده تطبیق داد برای مثال زوجیت نر و ماده عالم گیاهان یا حرکت زمین... » (26)
یک نمونه از تفسیر علمی با رویکرد تطبیق و تحمیل نظریه علمی بر قرآن را می توان در تفسیر آیه « هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا » (27) دید. در تفسیر علمی این آیه کلمه نفس را به معنی پروتون و زوج را به معنی الکترون گرفته و گفته اند: « منظور قرآن این است که همه شما را از پرتون و الکترون که اجزاء مثبت و منفی اتم است، آفریدیم ». (28)
می بینیم که این تفسیر از آیه گرفتار نوعی تطبیق شده و نظریه علمی را به آیه قرآنی تحمیل کرده است. چرا که حتی رعایت معنی لغوی و اصطلاحی « نفس » را نیز نکرده است.
نمونه دیگر از تحمیل نظریه علمی بر قرآن را می توان در تفسیر آیه « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلاَلَةٍ مِنْ طِینٍ‌ » (29) دید. در تفسیر این آیه گفته اند: « منظور قرآن همان نظریه تکامل است و منظور این است که حیات از یک سلول واحد در آب پیدا شده و سپس تکامل یافته تا انسان پدید آمده است. » (30)
در این جا نیز می بینیم که تفسیر آیه گرفتار نوعی تطبیق شده و نظریه علمی بر نص قرآن تحمیل شده است.
نتیجه این رویکرد نیز در نهایت به تفسیر به رأی منجر می شود و باعث می شود که قرآن تابعی از علوم فرض شود. سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن می گوید: « تفسیر علمی موجب می شود که قرآن تابعی از متعبر علوم شود با اینکه در معرض خطا و تغییر است. » (31) وی معتقد است چون مطالب علمی در معرض تغییر است و مطلق نیست پس نمی توان آنها را به قرآن که حقایق مطلق و نهایی دارد نسبت داد و اضافه یا تحمیل کرد. (32) برخی از صاحبنظران نیز معتقدند بکارگیری ابزار علمی برای فهم معانی قرآن، کاری بس دشوار و ضعیف است، زیرا علم حالت ثبات ندارد و با پیشرفت زمان، گسترش و دگرگونی پیدا می کند و چه بسا یک نظریه علمی- چه رسد به فرضیه- که روزگاری حالت قطعیت به خود گرفته باشد. روز دیگر هم چون سرابی نقش بر آب، محو و نابود گردد. لذا اگر مفاهیم قرآنی را با ابزار ناپایدار علمی تفسیر و توجیه کنیم، به معانی قرآن که حالت ثبات و واقعیتی استوار دارند، تزلزل بخشیده و آن را نااستوار می سازیم. خلاصه، گره زدن فرآورده های دانش با قرآن، کار صحیحی به نظر نمی رسد. (33)
نتیجه رویکرد دوم این شد که مثلاً اگر در هزار سال قبل که هیئت بطلمیوسی حاکم بود و وجود افلاک نه گانه را امری مسلم می دانستند، آسمانهای هفتگانه قرآن با افلاک نه گانه مطابقت نداشت. پس ناچار شدند« عرش » و « کرسی » را به عنوان فلک هشتم و نهم معرفی کند تا تعارض ظاهر آیات با علم نجوم آن زمان برطرف گردد. (34)
یعنی پذیرش رویکرد دوم به این معنی است که هرگاه ظواهر بعضی آیات قرآن با مطالب علمی معارض شود، به ناچار باید قرآن را تأویل کرد و آن را با مطالب علمی تطبیق داد. در نهایت باید گفت: باتوجه به اینکه علوم تجربی غیر قطعی می باشند و نمی توانند یقین آور باشند، و از طرفی وحی الهی قطعی و تغییر ناپذیر و خطاناپذیر است پس نمی توان مطالب علوم تجربی را به گونه حتمی و قطعی به قرآن نسبت داد و اگر کسی نسبت قطعی به قرآن بدهد به نوعی تحمیل تن داده است و گرفتار تطبیق و تفسیر به رأی خواهد شد. بنابراین باید علوم را بر قرآن عرضه کنیم نه اینکه بخواهیم قرآن را بر علوم عرضه کنیم.
3- رویکرد سوم: استخدام علوم و بهره گرفتن از آنها برای فهم بهتر قرآن
در این رویکرد مفسر قرآن با دارا بودن شرایط لازم و با رعایت ضوابط تفسیر می کوشد با استفاده از مطالب قطعی علوم ( که از طریق عقل پشتیبانی می شود ) که به ظاهر آیات قرآن ( طبق معنی لغوی و اصطلاحی ) موافق است به تفسیر علمی بپردازد و معانی مجهول قرآن را کشف کند. شرط صحت این نوع تفسیر آن است که مفسر از هر گونه تأویل و تفسیر به رأی پرهیز کند و تنها به صورت احتمالی از مقصود قرآن سخن گوید. چرا که علوم تجربی به خاطر حسی بودن و استقرایی بودن در روشها نمی توانند نظریات قطعی بدهند.
برخی معتقدند بهره گیری از علوم برای فهم بهتر قرآن به اثبات اعجاز علمی قرآن نیز کمک می کند. به عنوان مثال قانون زوجیت گیاهان در قرن هفدهم میلادی کشف شده است و لکن حدود ده قرن قبل از آن قرآن از زوجیت گیاهان سخن گفته است.
موافقان این نوع تفسیر معتقدند که کشفیات جدید و قوانین علمی موجب تبیین برخی از مسائل قرآن می شود و ما را در تفسیر آیات کمک می کند برای مثال کشف حرکت وضعی و انتقالی زمین موجب شد تا آیه « أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفَاتاً » (35) تفسیر شود و معلوم گردد که معنی آیه عبارت است از: « آیا زمین را دارای حرکت سریع و جذب کننده نساختیم؟ » بنابراین باید گفت: اگر فردی با دارا بودن شرایط یک مفسر قرآن و با رعایت ضوابط تفسیر معتبر، آیه ای از قرآن را که ظاهر آن با یک قانون علمی ثابت شده و قطعی، موافق است، با یک مطلب علمی تفسیر کند نه تنها موجب تفسیر به رأی نمی شود بلکه موجب روشن شدن مفهوم و تفسیر آیه می گردد. برخی از صاحب نظران معتقدند « اگر دانشمندی با ابزار علمی که در اختیار دارد و قطعیت آن برایش روشن است. توانست از برخی ابهامات قرآنی پرده برداری کار پسندیده است. مشروط بر آن که با کلمه « شاید » نظر خود را آغاز کند و بگوید: شاید- یا به احتمال قوی- مقصود آیه چنین باشد، تا اگر در آن نظریه علمی تحولی ایجاد گردد، به قرآن صدمه ای وارد نشود، صرفاً گفته شود که تفسیر او اشتباه بوده است. » (36)
در توضیح رویکرد سوم در تفسیر علمی می توان گفت: که مفسر در این شیوه به دنبال آن است که علوم را به استخدام قرآن درآورد و هرگز نمی خواهد نظریه علمی را بر قرآن تحمیل کند. بلکه می خواهد از مطالب قطعی علوم برای روشن شدن معنی آیه استفاده کند. به عنوان مثال حرکت خورشید ( حرکت انتقالی و .. جز آن ) موجب شد که معنی آیه « وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا » (37) تا حدودی روشن شود و یا کشفیات جدید علمی موجب می شود تا مفاهیم علمی قرآن هر روز گویاتر و واضح تر شود. یکی از محققین معاصر در این مورد می گوید:
« در این موضوع ( تسخیر ماه ) چگونه پیشرفت علم با قرآن مطابق آمده یعنی پس از چهارده قرن علم تا این حد به قرآن رسیده است، این، هم اعجاز قرآن است و هم تطبیق قرآن با آن، بی اشکال است. اما در نظریه هایی که این طور نیست و مبتنی بر دلیل عقلی و ریاضی هم نیست و مبنایش حدس و شواهد غیر قطعی است باید منتظر آینده بود و از ظاهر قرآن دست برنداشت. » (38)
بنابراین اگر کسی بخواهد نظریه های ثابت نشده علوم طبیعی را با قرآن تطبیق دهد نتیجه اش این خواهد بود که مطالب باطل و تضادها و تناقض های علوم وارد قرآن شود. لکن اگر تفسیر علمی صحیح انجام گیرد یعنی تفسیر قرآن با علوم قطعی و با رعایت شرایط تفسیر و مفسر صورت پذیرد اشکالی پیش نخواهد آمد.
به عبارت ساده تر اگر تفسیر علمی به معنی موافقت ظاهر قرآن با مطالب علمی باشد بلااشکال است، زیرا تحمیل و تفسیر به رأی در آنها در کار نیست.
بر اساس رویکرد سوم، اگر ظواهر قرآن با علوم تجربی قطعی موافق باشد، می توان در تفسیر قرآن از آن مطلب علمی استفاده کرد. ولی اگر علوم ظنی مثل نظریه های علمی باشد نمی توان از آنها در تفسیر قرآن استفاده کرد چه این نظریات در معرض تغییر و تبدیل هستند و انطباق قرآن با آنها موجب می شود تا بعد از تغییر آن علوم مردم در حجیت و صدق قرآن شک کنند.
سید قطب در کتاب تفسیر فی ظلال القرآن ضمن در تحمیل نظریات علمی بر قرآن، استفاده از علوم را برای فهم بهتر قرآن مورد تأیید قرار داده و معتقد است « چون مطالب علمی در معرض تغییر است و مطلق نیست پس نمی توان آنها را به قرآن که حقایق مطلق و نهایی دارد نسبت داد و اضافه یا تحمیل کرد. ولی می توان از مطالب کشف شده در نظریات و حقایق علمی که راجع به وجود و حیات و انسان است، برای فهم قرآن استفاده کرد و مدلولات قرآن را توسعه داد. » (39)
بر اساس رویکرد سوم نتایج زیر بدست می آید:
1. استفاده از علوم و دستاوردهای قطعی دانش بشری در فهم قرآن به توسعه معنایی الفاظ قرآن و یافتن مصداق واقعی برخی از آیاتی که در آن به حقایق علمی اشاره شده است کمک مؤثری می کند. به عبارت دیگر این نوع رویکرد به تفسیر علمی، موجب تعمیق فهم ما از قرآن و توسعه مدلول آیات قرآن می گردد.
به عنوان مثال در آیه « وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ » (40) به مسأله دشواری تنفس با افزایش ارتفاع اشاره می کند.
« در این آیه از سختی و دشواری زندگی گمراهان سخن می گوید و آنان را به کسی تشبیه می کند که در حال صعود به لایه های بالایی جو است و در اثر صعود دچار تنگی نفس و فشار سخت بر سینه خود می گردد. مفسران پیشین در وجه تشبیه، در آیه فوق اختلاف نظر دارند. برخی بر این باور بوده اند که مقصود تشبیه به کسی است که بیهوده می کوشد تا پرواز کند و مانند پرندگان در آسمان به پرواز درآید، چون این کار برایش مقدور نیست ناراحت می شود و از شدت ناراحتی نفس کشیدن بر او دشوار می گردد. ولی امروزه با پی بردن به پدیده فشار هوا در سطح زمین و تناسب آن با درجه فشار خون از داخل بدن، که موجب تعادل فشار بیرونی و درونی است، وجه تشبیه در آیه بهتر روشن شده و تا حدودی از ابهامات تفاسیر پیشین کاسته شده است. » (41)
2. تفسیر علمی با رویکرد سوم موجب اثبات اعجاز علمی قرآن می شود. چرا که دانشمندان اسلامی یکی از وجوه اعجاز قرآن را اشارات علمی آن می دانند. برخی از اشارات علمی از دیر زمان و برخی در سالیان اخیر با ابزار علم روشن شده و شاید بسیاری دیگر را گذشت زمان آشکار سازد.
منظور از اعجاز علمی اشاراتی است گذرا که به برخی از اسرار طبیعت نظر دارد و به گونه تراوشی از لابه لای تعابیر قرآنی- احیاناً- مشهود می گردد، که با مرور زمان و پیشرفت دانش و قطعیت یافتن برخی نظریه های علمی، پرده از این اشارتها برداشته می شود و دانشمندان خصوصاً با پی بردن به این حقایق، قرآن را از دیدگاه اعجاز مورد ستایش و پذیرش قرار می دهند.
بنابراین استفاده از دستاوردهای قطعی علوم در فهم بهتر معانی آیات قرآن به اثبات حقانیت اشارات علمی قرآن کمک خواهد کرد.
اشارات علمی قرآن در حقیقت بیانگر این نکته است که این سخنان از منبع سرشار علم و حکمت الهی نشأت گرفته و از سرچشمه علم بی پایان حکایت دارد.
بنابراین هرگاه دانشمندان با سعی و تلاش خود رازی از رازها و اسرار هستی را گشودند و این رازگشایی به علم قطعی تبدیل شد می توان با استفاده از برخی نظریه های قطعی علمی منقول از دانشمندان مورد اعتماد، برخی از آیات قرآنی را که حاوی اشارات علمی است تفسیر کرد.
سید ابوالقاسم خویی در کتاب البیان فی تفسیر القرآن به نکته لطیفی اشاره می کند:
« قرآن مجید در آیات متعددی از مسائل مربوط به قوانین آفرینش و عالم طبیعت و کرات آسمانی و امثال آنها سخن گفته است. قرآن در دورانی از این حقایق و اسرار پرده برداشته است که راهی به این گونه مطالب نبود و کسی نمی توانست به این حقایق پی ببرد، مگر از راه وحی و اخبار غیبی» (42) سپس ایشان ادامه می دهند:
« نکته قابل توجه اینکه، آیات علمی قرآن در عین بیان حقیقت همیشه راه حزم و احتیاط را در پیش گرفته، مطالبی را که قابل درک و فهم آن دوران بود با وضوح و صراحت بازگو نموده، ولی مطالبی که از فهم و درک مردم آن عصر به دور بوده به اجمال و اشاره قناعت کرده و شرح و بیان درک کامل آن را به مردم قرنهای بعدی که با اکتشافات و پیشرفتهای علمی و با سلاحها و ابزار ذره بینی و دور بینی مجهز می گردند متحول نموده است. » (43) بر اساس این دیدگاه استفاده از علوم قطعی و دستاوردهای دانش بشری یکی از ابزارهای مفسر در فهم مدلول آیاتی تلقی می شود که حاوی اشارات علمی هستند.
3. جلوگیری از پندار تعارض علم و دین یکی دیگر از نتایجی است که در پرتو رویکرد سوم به دست می آید.
برخی معتقدند که استفاده از علوم قطعی در تفسیر آیات علمی قرآن موجب جلوگیری از پندار باطل تعارض علم و دین می شود، زیرا با روشن شدن مطالب علمی قرآن، همه افراد با انصاف متوجه می شوند که اسلام با علوم سازگار است بلکه علم مؤید دین است.

پی‌نوشت‌ها:

1- ر.ک: ابوالقاسم فنایی، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید ( تهران: انتشارات اشراق، چاپ اول، 1375 ش ) ص 59.
2- تکویر: 6.
3- ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج12 ( بیروت: دار المعرفه، چاپ اول، 1406 ق ) ص 460 به بعد.
4- انعام: 125.
5- مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج6 ( تهران: صدرا، 1380 ش ) ص 891.
6- سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1 ( قم: انتشارات اسماعیلیان، 1412 ق ) ص7.
7- انعام: 59.
8- نحل: 89.
9- ر.ک: محمد علی رضایی اصفهانی، « علم محوری در تفسیر قرآن کریم »، بینات، شماره 9 ( قم: مؤسسه معارف اسلامی امام رضا (علیه السلام)، بهار 1375 ش ) ص65.
10- ر.ک: ابو حامد محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج1 ( قاهره: بی تا ) باب 4، آداب تلاوت قرآن، ص 296.
11- همان، ج2، ص 135.
12- ر.ک: ابوحامد محمد غزالی، جواهر القرآن ( بیروت: المرکز العربی للکتاب، بی تا ) فصل 5، ص 27.
13- ر.ک: ابوحامد محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج3، ص 135.
14- یس: 40.
15- ر.ک: محمد حسین ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج2 ( بیروت: دارالکتب الحدیثه، 1976 م ) ص 498.
16- حبیب الله جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن کریم ( تهران: انتشارات اسوه، 1376 ش ) ص 224.
17- ر.ک: عباسعلی عمید زنجانی، پیشین، ص 262.
18- محمد علی رضایی اصفهانی، پیشین، ص 67.
19- پیشین، ص 68.
20- ر.ک: محمد حسین ذهبی، پیشین، ج2، ص 481.
21- زلزال: 1.
22- ر.ک: بدرالدین زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج2 ( بیروت: دارالمعرفه، 1391 ق ) ص 181.
23- سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1 ( تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1372 ش ) صص (8-6).
24- پیشین، ج1، ص7.
25- محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن ( قم: مؤسسه در راه حق، چاپ اول، 1367 ش ) ص 229.
26- ناصر مکارم شیرازی، مجله پیام قرآن ( پیش شماره ) ( قم: انتشارات دارالقرآن الکریم ) ص 48.
27- اعراف: 189.
28- عبدالرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث ( دار الکتب العربی، 1973 م ) ص 156.
29- مومنون: 12.
30- ر.ک: سید قطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج1 ( بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا ) ص 260.
31- پیشین، ج1، صص (263-261).
32- پیشین، ج1، ص 260.
33- محمد هادی معرفت، علوم قرآنی ( قم: مؤسسه التمهید- 1378 ش ) ص 417.
34- ر.ک: محمد علی رضایی اصفهانی، پیشین، ص 64.
35- مرسلات: 25.
36- ر.ک: محمد هادی معرفت، پیشین، ص 417.
37- یس: 38.
38- لطف الله صافی گلپایگانی، به سوی آفریدگار ( قم: دفتر انتشارات اسلامی، بی تا ) ص 85.
39- سید قطب، پیشین، ج1، ص 260 به بعد.
40- انعام: 125.
41- محمد هادی معرفت، پیشین، ص 425.
42- سید ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ( قم: مجمع ذخائر اسلامی، 1360 ش ) ص 117.
43- همان، ص 118.

منبع مقاله :
فتح الهی، ابراهیم؛ (1388)، متدولوژی علوم قرآنی، تهران: دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول



 

 


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه