نمایشگاه کتاب دچار کژکارکردی شده است - کارناوالی شدن نمایشگاه

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از مهر؛ بخش نشر و کتاب:

به گزارش خبرنگار مهر با دکتر محمدتقی کرمی عضو هیئت علمی و مدیر گروه مطالعات زنان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر علمی گروه مطالعات اجتماعی و روان شناسی و تربیت مرکز تحقیقات زن و خانواده، که فعالیت­های مختلفی در ارتباط با کتاب و کتابخانه ­ها و نمایشگاه ­های کتاب داشته است، درباره کارکرد­های نمایشگاه کتاب از ابتدا تاکنون به گفتگو نشستیم.

*اگر قرار باشد راجع به کارکرد­های نمایشگاه کتاب صحبت کنیم چه مواردی را می­ توانیم مطرح کنیم؟

نمایشگاه کتاب یک سال­هایی دارای کارکرد مثبت بود. من اگر بخواهم زیملی نگاه بکنم فرم­های اجتماعی در خدمت یک محتواهایی شکل می­­ گیرند و ابتدا بر اساس محتوا قالبها صورت بندی می شوند و بنابراین فرمهای اولیه عمدتاً بر اساس عقلانیت شکل می ­گیرند اما به تدریج محتوای مورد نظر از بین می­ رود و فرم ها برای این که صورت تراژیک پیدا نکنند از خود کارناوالی ارائه می دهند. به عبارت دیگر ما وجه فانتزی به پدیده می ­دهیم تا عمق فاجعه را درک نکنیم.

در دورانی شما با ارز ارزان قیمت کتاب توزیع می­ کردید که این در یک اقتصاد سوبسیدی که وضعیت بازار آزاد کتاب در آن مناسب نیست می­ توانست تا حد زیاد مسئله دسترسی به کتاب­های روز و معتبر را مرتفع کند. در واقع در آن روزگار یعنی سال­های ۶۸ و ۶۹ بیشترین کارکرد نمایشگاه بخش بین الملل و حمایتی اش بود. بعد ­ها دولت این سهم حمایتی را هر سال کمرنگ تر کرد. هر چند این سیاست حمایتی و پرداخت ارز ارزان قیمت باعث ایجاد نحوی از دلالیسم هم شده بود.

*امروز با چه وضعیتی مواجهیم؟

اگر بخواهیم نشانه شناسی کنیم، باید بپرسیم در سال­های ابتدایی نمایشگاه چه کسانی به نمایشگاه می­ رفتند و امروز چه کسانی به نمایشگاه می ­روند؟ چیزی که ما امروز شاهد آن نیستم و پیش از این بخش مهمی از مراجعه کنندگان به نمایشگاه را این گروه تشکیل می ­دادند اهل سنت مرز نشین بودند که کتاب­های بیروتی و مصری را با قیمت ارزان و در تیراژ بسیار بالا خریداری می کردند و به استانها و شهرهای خودشان می­ بردند. اما به مرور نمایشگاه با از بین رفتن حمایت دولتی مزیت خودش را که همان بخش بین الملل بود را از دست داد.

کارکرد دیگر نمایشگاه مواجهه با ناشرانی بود که در شهرستان­ها حضور داشتند و من نوعی می­ توانستم از وضعیت آن­ها و کتاب­هایشان مطلع شوم. اتفاقی که امروز افتاده این است که دولت در بخش بین المللی حمایتگر نیست. بنابراین ناشران ضعیف ظاهر می­ شوند و کتابهایی که در کشور خودشان با تیراژ بالا منتشر می ­شود یا اصطلاحاً هندبوکهایشان را به نمایشگاه می ­آورند.

شما به انتشارات­های مشهوری که شرکت می­ کنند، نگاه کنید؛ عمدتاً دانشنامه ­ها و دائرة المعارفهای خودشان را به نمایشگاه ­می ­آورند. در بخش داخلی هم به جهت به وجود آمدن پایگاه های اطلاعاتی بسیار قوی ای که در زمینه کتاب به وجود آمده عملاً این کارکرد نمایشگاه هم از بین رفته است. بنابراین محتواهای سابق از بین رفته و فرم نمایشگاه همچنان باقی مانده است. در واقع الان کسانی که کتاب­خوان اند به نمایشگاه کتاب نمی ­روند. اکثرا کسانی به نمایشگاه می­روند که کتاب خوان نیستند. این مسئله از دوق زدگی­ های شان و از رفتارشان در نمایشگاه مشخص است.

اما با این همه دولتها به دنبال این هستند که نمایشگاه پر آب و تاب برگزار شود و نمایشگاه دیده شود. چرا؟ چون می­ خواهند بیلان بدهند. هر ساله هم آمار سازی می ­کنند. هر سال مناسک کارناوالی نمایشگاه را افزایش می­ دهند؛ دیدار با فرهیختگان، دیدار با اصحاب قلم. هنرپیشه ها یک گوشه بساط می ­کنند حوزه علمیه قم را می ­آورند، پاسخ به سوالات شرعی، غرفه مشاوره رایگان و رنگ کردن بچه ­ها و... و شما یک باره می ­بیند که در یک روز فقط یکی از برند­های عرضه فست فود ۱۵۰ میلیون تومان فروش می ­کند. کدام ناشر ما در یک روز ۱۵۰ میلیون فروش می­ کند؟ چه ماجرایی در پس این اتفاقات است؟

ممکن است به شما پاسخ بدهند که اگر نمایشگاه نباشد همین مقدار فروش کتاب هم اتفاق نمی ­افتد. در حالی که اگر نمایشگاه نباشد، مشتریان واقعی کتاب خریدشان را در طول سال و از طریق مراجعه به کتاب فروشی­ها تأمین می ­کنند. واقعیت این است که این حجم سرمایه گذاری برای برگزاری نمایشگاه با سودی که ما از نمایشگاه به جهت رونق کتابخوانی کسب می­ کنیم سازگار نیست. اگر شما خرید های فانتزی کتاب را که حجم قابل توجهی از کتابهای فروخته شده در هر دوره را شامل می­ شود از خرید های واقعی کسر کنید چیزی که باقی می ­ماند اصلاً این حجم هزینه را توجیه نمی ­کند. در مجموع به نظر می ­رسد نمایشگاه کتاب دچار یک کژکارکردی شده است.

*مسئولان عمدتاً با تکیه بر اهمیت کتاب­خوانی مدعی می­ شوند که اگر نمایشگاه کتاب را برگزار نکنیم، همین مقدار اعتنایی که به کتاب می­ شود هم دیگر نخواهد شد. این مسئله را چطور می توان تحلیل کرد؟

ما نباید نمایشگاه کتاب را با مثلاً نمایشگاه قرآن مقایسه کنیم. یک وقت هست که ما می­ خواهیم یک چیز مهجور و در عین حال پر اهمیت را بولد کنیم و در معرض دید قرار دهیم. اما مشتری بازار کتاب از چنان سوژه ­گی برخوردار است که حتماً و حتماً، تحت هر شرایطی خود را به محصول مورد نظرش خواهد رساند. آیا قصد ما این است که به وسیله نمایشگاه، کتاب­ نخوان­ها را کتاب خوان کنیم؟ پرسش من این است؛ این تا چه اندازه موفق بوده است؟ آیا راهش در این است که ما نمایشگاه کتاب برگزار کنیم؟

من امسال به نمایشگاه نرفتم و سال­های قبل که هر ساله به آن مراجعه می ­کردم جهت مأموریت شغلی و خرید کتاب برای نهاد­های پژوهشی و آموزشی مختلف بوده است. من به عنوان کسی که کتابخوانی تا حد زیاد با شغلش گره خورده کتاب­های مورد نیازم را از نمایشگاه تهیه نمی­ کنم. واقعاً نمی دانم تا چه حد می ­شود با نمایشگاه، کتاب­ نخوان­ها را کتاب­خوان کرد. اگر بخواهم بحثم را جمع بندی کنم باید بگویم با یک تحلیل تاریخی پیامد­های مثبت نمایشگاه، در بخش بین الملل منتفی شده و در بخش ناشران داخلی جایگزین پیدا کرده است و در واقع محتوای سابق نمایشگاه از بین رفته و فرم آن باقی مانده و صورت کارناوالی به خود گرفته است.

*اگر تحلیل شما را مبتنی بر این که نمایشگاه دچار کژکارکرد شده بپذیرم، نمی­ شود پرسید خب سرمایه اجتماعی که با همین نحوه برگزاری نمایشگاه شکل گرفته چه می­ شود؟ همین برگزاری کارناوالی نمایشگاه را نمی­ شود به عنوان یک نقطه قوت و دستاورد نگاه کرد؟

این حرف درستی است اما به شرطی که در یک فرآیند خودآگاه شکل گیرد و من خودم به عنوان برگزارکننده انتظار یک کارناوال از آن داشته باشم. در واقع ما در شرایط فعلی که انتظار کارناوالی از آن نداریم. ادعای ما مشتمل بر شکل گیری فرهنگ کتابخوانی و دیده شدن کتاب است. مثلاً اگر شما با بعضی از ناشران ما صحبت کنید به شدت از نمایشگاه کتاب حمایت می کنند. می ­گوید من در نمایشگاه کتاب ۵۰۰ میلیون تومان فروش دارم که در هیچ ماهی از سال چنین فروشی ندارم. حتمًا و حتمًا دلیل گسترش هر ساله نمایشگاه کتاب چنین نگاه هایی است .این نوع نگاه ذهن ما را نسبت به راه حل­های جدید بسته است.

ما فکر نمی ­کنیم که از چه راه ­های جایگزینی می ­شود برای این مسئله استفاده کرد. منِ سیاستگذارِ مدیر فرهنگی که نباید از منظر کتاب فروش نگاه کنم. پس آن اتفاق کتاب خواندنی که مد نظر بود، کجاست؟ من الان در خانه ام سه هزار جلد کتاب دارم. آیا من این سه هزار جلد را خوانده ­ام؟ منی که کارم این است. بعضی از ناشران با ادعای فرهنگی فریاد می­ کنند که نمایشگاه کتاب باعث به حرکت درآمدن بازار نشر است. سوال من اینجاست که بازار نشر یا بازار کتاب خواندن؟ ممکن بگویید این هر دو با هم ملازم اند اما دیگر نمی ­توانید شعار کتاب خواندن بدهید و کارناوال راه بیاندازید. وقتی ما کارناوال راه می ­اندازیم باید متوجه اقتضائات آن هم باشیم.

*مثلا چه راه ­های جایگزینی می­ توان در نظر گرفت؟

من از شما یک سوال خنده دار می ­پرسم. اگر ما این گردش مالی که در نمایشگاه در جریان است تحت عناوینی مثل کارت کتاب یا هر چیز دیگری به بازار کتاب اختصاص دهیم، همان هدف ناشران که فروش کتاب است بیش از پیش محقق نمی­ شود؟ من نمی­ دانم چقدر برای راه اندازی نمایشگاه هزینه می­ شود اما می­ دانم رقم بسیار بزرگی است. ۱۰۰ میلیارد مثلاً، آیا نمایشگاه ۵۰ میلیارد فروش کرده؟ هر سال اعدادی منشر می­ کنند که واقعاً درست نیست. پول ساندویچ ها را هم می­ گذارند پای کتاب­ها. بیاییم دو دو تا چهار تا کنیم که اگر سبوسید مستقیم بدهیم بهتر هست یا نه؟ یا بگوییم نه ما نمایشگاه کتاب برگزار می­ کنیم اما نه در تهران،در استان ها آن هم نه به این شکل کم رمق، به شکل جدی.

ما در تهران نمایشگاه کتاب نمی ­خواهیم. خیابان انقلاب نمایشگاه کتاب است. اما چرا این کار نمی­ کنیم؟ چون می­ خواهیم دیده شویم. تمام سیاست­های فرهنگی ما معطوف به دیده شدن است. چون می­ خواهیم دیده شویم می ­آییم یک نمایشگاه بزرگ را برگزار می ­کنیم اما سی نمایشگاه کوچک را برگزار نمی ­کنیم.

*وقتی این چالش دیده شدن که از آن صحبت می­ کنید در دولت­های مختلف تکرار می­ شود لابد مسئله یک مسئله مربوط به این دولت یا آن دولت نیست. مشکل در کجاست؟

مشکل ساختاری است. مشکل از این جاست که دولت­هایی که درآمد حاصل از فروش تک ­محصولی دارند ـ مانند پول نفت ما ـ مسئله خرج کردن دارند. دولت مسئول خرج کردن این پول است. این خرج کر��ن نیاز به مدیریت دارد. ساده ترین روش این مدیریت ادامه دادن راه گذشتگان است. یعنی فرقی ندارد دولت روحانی یا دولت احمدی­ نژاد یا دولت خاتمی یا دولت هاشمی باشد در این مسئله تمامی دولت­ها مشترک­ اند. یعنی حالا اردیبهشت شده خب غصه نخور ۱۰۰ میلیارد تومان آنجا خرج می ­کنیم و خیال مان راحت می ­شود. یک مقدار از پول نفت هم می ­دهیم به پاداش کارمند­ها یک مقدار می­ دهیم به آسفات جاده ­ها یک مقدار هم روغن نباتی وارد می­ کنیم.

گاهی اوقات برنامه داشتن و ایده داشتن مبتنی بر این است که شاید راهی که ما تا این­جا آمدیم اشتباه است چرا چنین چیزی نیست؟ برمی ­گردد به ماهیت اقتصاد ما عمدتاً تصور ما این است که یک سری آدم­های بدی رفتند یک­ سری­های دیگر آمدند، در حالی­ که مسئله این است که پولی نفت هست که باید خرج شود تا بتوانیم سال بعد پول نفت را از خزانه بگیریم. درباره نمایشگاه کتاب یه خاطر ماهیت کتاب و حمایت­هایی که از کتاب شده بعد هنجاری پیدا کرده است. وقتی چیزی هنجاری شد دیگر به سراغ این نمی­ روند که ذاتش مشکل دارد می­ گویند حتماً نحوه اجرا مشکل دارد. چون خیلی مرد می­ خواهد که کسی بگوید نمایشگاه کتاب بی ­خود است.

گفت­گو از: سید حسام الدین حسینی

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه