موقعیت شغلی و تحصیلی ام را از دست دادم!

خدیجه فتحی زاهد: باخبر شدم مفاتیح برای اولین بار، به طور کامل و یکجا به خط بریل تبدیل شده و با استقبال خوبی همراه بوده است. آنچه مرا کنجکاو کرد تا در این مورد بیشتر بدانم دختر روشن دلی بود که مهمترین نقش را در این امر داشته و توانسته طی مدت دو سال فعالیت شغلی خود، 20 جزء از قرآن را نیز حفظ نماید. تصمیم گرفتم به دیدن او بروم و بیشتر درموردش بدانم. به اصفهان رفتم، دختر روشن دلی را یافتم که حرف های زیادی برای گفتن داشت.

عصمت باقریان که هم اکنون 33 سال سن دارد با سوالات من لب به سخن گشود.

پرسیدم: «رشته تحصیلی ات چه بوده و کدام دانشگاه تحصیل کرده ای؟»

لبخند تلخی بر لبانش نقش بست گویا خاطرات نه چندان خوشایندی برایش زنده شده است. پاسخ داد: «رتبه کنکورم در سال 79، بدون سهمیه 59 شد و من به چند دلیل نتوانستم رتبه ی بهتری کسب کنم.»

گفتم: "انتظار رتبه ی بهتری را داشتی؟"

ادامه داد: «متاسفانه سر جلسه، سوالات به خط بریل نبود و به همین دلیل منشی داشتم که قادر به خواندن زبان انگلیسی بود اما زبان عربی را بلد نبود، درحالیکه من تسلط خیلی زیادی به عربی داشتم و این قضیه بسیار به ضررم تمام شد که باعث شد من زبان انگلیسی را 92% اما عربی را 64% بزنم درحالیکه عربی ام بهتر بود.»

از سوالات ریاضی پرسیدم که در پاسخ گفت آن ها را ذهنی حساب می کرده و 64% ریاضی زده است.
پرسیدم: «حتما در یکی از بهترین دانشگاه های کشور تحصیل کرده ای؟»

گفت: «انتخاب ششم را آوردم؛ الهیات کاشان! فکر می کردم قطعا یکی از پنج رشته اول را قبول می شوم اما نمی دانم چرا نیاوردم! حقوق اصفهان را زده بودم که نیاوردم درحالیکه دیگر بچه ها حتی با رتبه های بالاتر مثلا 87، همان سال آنجا قبول شدند با وجود اینکه از نظر منطقه نیز با من یکسان بودند!»

گفتم: «چهار سال را در کاشان خواندی؟»

پاسخ داد: «پس از کلی دردسر کشیدن توانستم به اصفهان منتقل شوم. پس از لیسانس نیز فوق لیسانس قبول شدم اما نرفتم چرا که کاری در بهزیستی پیدا کرده بودم و قرارداد بسته بودم و مرا بیمه کرده بود. بنابراین به دلیل کاری که پیدا کرده بودم و همچنین مشکلات تردد، تصمیم گرفتم به جای ادامه تحصیل به کار خود ادامه دهم تا آنرا از دست ندهم غافل از اینکه بهزیستی پس از هشت ماه، قرارداد کاریمان را لغو کرد و من هم موقعیت شغلی خود را از دست دادم و هم موقعیت تحصیلی!»

پرسیدم: «پس از آن چه کردی؟»

گفت: «به صورت رایگان در بهزیستی به کار ادامه دادم چرا که مورد نیاز بچه های همنوع خود بودم. من جزء نیروهای اضافه نبودم بلکه کاملا مورد نیاز بودم و به همین دلیل بود که نتوانستم از آنجا خارج شوم و بدون دریافت حقوق به کارم ادامه دادم.»

از کارش در آنجا پرسیدم، گفت: «آنجا کارهایی چون تکثیر نوار و سی دی، تکثیر و چاپ کتاب به خط بریل، آموزش کتاب قرآن، راه اندازی مجدد کتابخانه بریل که مدتها به صورت متروکه و غیر قابل استفاده بود و ... انجام می دادیم.»

عصمت باقریان در ادامه فعالیت هایش افزود: «به تدریج از سال 88 و در منزل شروع به تبدیل قرآن به خط بریل نمودم که به این منظور با افراد مسلط به زبان عربی و خط بریل آغاز به کار کردیم. کار تبدیل به خط بریل با همکاران بود و من تصحیح و ویراستاری آن را بر عهده داشتم که همزمان با آماده سازی قرآن به خط بریل توانستم به حفظ قرآن پرداخته و طی دو سال، بیست جزء آن را حفظ کردم.»

وی در آخر گفت: «از اواخر سال 91 به طور حضوری در بنیاد فرهنگ و قرآنی فعالیت خود را آغاز کردم �� پس از به اتمام رساندن کار تصحیح قرآن، کار مفاتیح را آغاز کردم به این صورت که فایل ورود مفاتیح را گرفته و تبدیل به خط بریل می کردیم و در نهایت کار ویراست آن را انجام می دادم که در نهایت در 36 جلد آماده گشت و به شکر خدا با استقبال خوبی از سوی مردم روبرو شد.»

گفتگوی ما با عصمت به اتمام رسید اما جاذبه های زندگی او و خانواده اش مرا بر آن داشت تا با مادر وی نیز به گفتگو بنشینم؛ مادری که با اتمام دهه دوم زندگی اش، بینایی اش نیز پایان می یابد و او می ماند و فرزندان با استعدادش و کوله باری از مشکلات زندگی که باید به تنهایی و بدون همسر مرحومش با آن ها دست و پنجه نرم کند...

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه