شيطان پرستي يا شيطان گرايي؟!

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

شيطان پرستي يا شيطان گرايي؟!


 

نویسنده: جواد امین خندقی




 

چیستی شیطان پرستی (2)

در این که نام صحیح فرقه ی مورد بحث «شیطان پرستی» یا «شیطان گرایی» است، بین صاحب نظران اختلافاتی وجود دارد.
با بررسی کتاب ها، مقاله ها و نوشته های مرتبط با این موضوع در کتاب خانه ها و فضای اینترنت، می توان نتیجه گیری کرد که سه نظر مختلف در این باره مطرح است:
یک. بعضی فقط آن را شیطان گرایی می نامند و «شیطان پرستی» را اشتباه می دانند. دلیل این دسته، آن است که ترجمه ی لفظی واژه ی «Satanism»، «شیطان گرایی» است. هم چنین «شیطان پرستی» شامل همه ی شاخه های آن نمی شود؛ زیرا برخی از آن ها نه تنها شیطان، بلکه هیچ موجودی را نمی پرستند و شیطان فقط به عنوان یک منبع الهام برای آن ها مطرح است و حتی عده ای از آنان وجود شیطان را به عنوان یک موجود انکار می کنند.
دو. بعضی دیگر اطلاق هر دو واژه را صحیح می دانند و حتی در مقالات و نوشته های خود هر دو را یکسان به کار می برند و فرقی بین آن دو قائل نمی شوند و متعرض این بحث هم نمی شوند. البته شمار این عده بسیار اندک هستند.
سه. غالب افراد و کتاب هایی که در این زمینه است نام این فرقه را «شیطان پرستی» می دانند و تنها همین لفظ را استعمال می کنند. البته دلیل خاصی برای این قول ندارند و این بحث را مطرح نمی کنند و کتاب هایی که بر همین مبنا چاپ شده، این امر را مفروض می گیرند و مطرح نمی کنند.
در این مقالات با آن که دلیل های گروه نخست، صحیح تر به نظر می رسد. اصطلاح «شیطان پرستی» به دلیل مناسبت بیشتر به عنوان نام این گروه انتخاب شده است؛ زیرا در برگردان اصطلاحات و اسامی مکتب های فکری، هنری یا سیاسی، صرفاً به معنای لفظی توجه نمی شود؛ چرا که ترجمه ی لفظی بسیاری از این اصطلاحات و مکتب ها ارائه دهنده ی معنای کامل آن نیست و از این رو در ترجمه آن ها چند روش متفاوت اتخاذ شده است.
«ایزم» (lsm) به عنوان پسوند مکتب ها یا نگرش های فکری، اعتقادی، هنری و سیاسی، در لغت به معنای اصالت، اصول، رویه (1) و همچنین مکتب (2) آمده است. در برخی برگردان ها، از معانی لغوی آن استفاده شده است؛ برای مثال، برخی «ماتریالیسم» (3) را به «اصالت ماده» تعبیر کرده اند و برخی دیگر به جای آن «گرایی» گذاشته اند؛ همانند برگردان دسته ی نخست که «شیطان گرایی» بود یا برخی مکاتب مثل «ایده آلیسم» (4) که «پندارگرایی» یا «آرمان گرایی» نیز تعبیر شده است؛ اما در میان این اصطلاحات و مکاتب، برخی را نمی توان با پسوند «گرایی» یا با اضافه کردن معنای لغوی «ایزم» به فارسی برگردان کرد؛ زیرا یا معنای صحیحی پیدا نمی کند، یا اگر دارای معنا است از معنای اصلی خود، فاصله می گیرد و باعث غلط و اشتباه می شود.
در برگردان این الفاظ، دو نوع روش انجام گرفته است. برخی از این مکاتب، به صورت همان تلفظ لاتین در فارسی رواج پیدا کرده است؛ مثل «ایلومینیسم» (5) که ساخته شده از کلمه ی «ایلومین» (6) به معنای «روشنگری» (7) ا��ت. اکنون اگر بنا بر مبنای دسته ی نخست با پسوند «گرایی» برگردان شود، حاصل «روشنگری گرایی» می شود که اصلاً با معنای این مکتب (هم چنان که در پانوشت آمده) هم خوانی نداشته و اشتباه است؛ پس همان تلفظ در فارسی استفاده می شود.
اما روش دوم، بدین صورت است که یک معادل مناسب برای آن انتخاب می شود که ارتباط معنایی کامل با آن داشته باشد؛ برای نمونه، مکتب «کمونیسم» (8) به «مرام اشتراکی» یا «نظام اشتراکی» (9) برگردان شده است.
درباره ی «شیطان گرایی» برگردان لفظی آن بر اساس اضافه کردن پسوند «گرایی» است و معنا هم می دهد؛ ولی اشکال آن در این است که «شیطان گرایی» واژه ای عام است و در فارسی بر هر گروهی که به نوعی عمل شیطانی انجام دهند. اطلاق می شود؛ از این رو با توجه به این که نوع بدوی و ابتدایی این گروه و برخی فرقه های امروزی آن، شیطان را به عنوان یک موجود خارجی قبول داشتند و می پرستیدند، می توان با کمی تسامح عنوان «شیطان پرستی» را بر این گروه اطلاق کرد تا مسئله خلط تعاریف فِرَق پیش نیاید. همان گونه که ملاحظه شد. اطلاق این گونه برگردان ها نه تنها اشکال ندارد؛ بلکه معمول هم می باشد.

مفهوم شیطان پرستی

به طور کلی دو تعریف برای گروه شیطان پرستی وجود دارد:

تعریف اول:

هر گروهی که شیطان را خدا بداند و آن را عبادت کند که معمولاً از آن به عنوان «الهه ی سیاه» یا «پادشاه تاریکی» (10) نیز یاد می کنند و آن را منتسب به طبیعت حقیقی انسان می نامند.

تعریف دوم:

گروه هایی که از دین مسیحیت تبعیت نمی کنند و یا حضرت عیسی (علیه السلام) را با خصوصیاتی تعریف شده در دین مسیح قبول ندارند. این تعریف، معمولاً از سوی «بنیادگرایان مسیحی» (11) استفاده می شود و بر مبنای این تعریف، بسیاری از گروه ها را شیطان پرست می نامند.
این بینادگرایان، برخی آیین ها همچون «ویکا» (12) یا «استرو» (13) را بر اساس این تعریف شیطان پرست می نامند. البته طبق این تعریف به ندرت از ادیانی مانند اسلام، یهود و دیگر فرقه های مسیحی به شیطان پرست تعبیر می شود. چنین گروه هایی که دین های گذشته را شیطان پرست می نامند، بسیار اندک هستند؛ مانند فرقه ی «مورمون ها» (14) یا چند فرقه ی کوچک دیگر. البته شنیده شده است که گاهی کاتولیک ها، پروتستان ها را نیز شیطان پرست نامیده اند و یا بالعلکس؛ ولی چنین خطابی بسیار به ندرت اتفاق می افتد.
بر اساس آن چه از مکتب های شیطان پرستی می شناسیم هیچ کدام از دوتعریف به تنهایی شامل همه ی شیطان پرستانان کنونی نمی شود. می توان تعریفی جامع به شرح ذیل ارائه کرد که تمام جریان های منتسب به شیطان پرستی را در خود جای دهد.
«شیطان پرستی» یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و شبه فلسفی است که هواداران آن، شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و به وجود آمده قبل از عالم هستی می پندارند. توجه به شیطان و الگو دانستن آن در این جریان، در قالب الهام از موجودات حقیقی یا انتزاعیِ شر و پلید و در برخی موارد پرستش آن صورت می پذیرد.

پی نوشت ها :

1. حییم، سلیمان، فرهنگ معاصر انگلیسی- فارسی، فارسی - انگلیسی، ص 340.
2. باطنی، محمد رضا، فرهنگ معاصر انگلیسی، فارسی، ص 462.
3. Materialism.
4. ldealisme. این مکتب بر این باور است که واقعیت تنها به عنوان وجود روحی محض وجود دارد و جسم، چیزی جز شکل تظاهر این وجود نیست. ایده آلیست ها همه ی موجودات و آنچه را که انسان در جهان درک می کند. نه عینی بلکه تصورات ذهنی و وابسته به ذهن آدمی می دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می کنم نباشم، دیگر نمی توان گفت که چیزی هست.
5. llluminisme . جریانی فکری، فلسفی و مذهبی است که شناخت خدا را تنها از طریق الهام بر دل و تماس مستقیم با او امکان پذیر می داند. این جنبش، در قرن هجدهم میلادی از مهم ترین جنبش های فکری غرب بوده است.
6. lllumine.
7. باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی - فارسی، ص 427.
8. Communism . به معنای آزادی خواهی انسان بر اساس نظام اشتراکی است.
9. باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی، فارسی، ص 155.
10. The Prince of Darkness
11. Fundamentalist. بینادگرایان مسیحی در برابر سایر مسیحیان، خود را مسیحی حقیقی می پندارند و بقیه ی گروه ها را که با آن ها هم نظر نیستند، خطرناک تر از پیروان جریان سکولاریسم می شمارند و از آن فاصله می گیرند. بنیادگرایی مسیحی در شکل های بنیادگرایی پروتستانی ( کلیسای انجیلی )، کاتولیک و اورتودوکس ( کلیسای متعصب شرق ) و مورمونیسم شده گردیده است. بنیادگرایان در امتیاز خود نسبت به دیگران می گویند: کتاب ما، ترکیبی از انجیل عبری و عهد جدید است و هر دو کتاب بدون خطا و در طول تاریخ همواره درست هستند.
12. ویکا (Wicca) یا جادو وَرزی، عنوان یک فرقه ی جدید دینی است. ویکاها به وجود شیطان و خدا اعتقاد ندارند و بستر طبیعت را می پرستند. این فرقه در سال 1954 م به دست جرالد گارنر، جادوگر انگلیسی تأسیس شد. طبیعت در فرهنگ ویکاها به معنای هر چیزی است که بدون فشار و یا اجبار به وجود آمده باشد. رفتارهای غریزی و الهه هایی که نماد این غرایز هستند، مورد پرستش آن ها واقع می شود. کتاب این فرقه، کتاب سایه ها نام دارد که آموزه های جادو بوده و شامل وِرِدها و تعویذات سحر است.
برخی خصوصیات این فرقه عبارت است از: 1- عبادت خدا و الهه یا فقط الهه؛ 2. اهمیت به زن و الهه ی زن و کاهن زن؛ 3. مراسم سَبت یا شنبه که بر می گردد به فرقه ی کابالیسم؛ 4. اجرای بعضی از آن ها مراسم را به صورت عریان انجام می دهند.
13. Astro.
14. مورمون (Mormon) اقلیتی مذهبی از مسیحیان هستند که خود را پیروان راستین عیسای مسیح می دانند. آن ها آیین خود را به نام کلیسای عیسای مسیح وابسته به مقدسین روزهای آخر می خوانند. این فرقه، با داشتن مکاشفات جدید و اعتقاد به کتاب های دیگر در کنار کتاب مقدس، خود را از شاخه ی ارتودوکس مسیحیت جدا کردند. الهه ی مورمون ها زمانی یک بشر بوده و بر اثر تکامل به مقام خدایی رسیده است.

منبع مقاله :
امین خندقی، جواد، (1390)، شناخت و بررسی شیطان پرستی، قم: ولاء منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ پانزدهم



 

 

مقالات مرتبط :


مفهوم شیطان در ادیان

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه