سیاست برنامه های مذهبی تلویزیون خلوت کردن مساجد نباشد

کارشناس جامعه شناسی گفت: تلویزیون نمی تواند خلاء حضور فیزیکی مخاطب در اماکن مقدس و مراسم مذهبی را  به طور کامل پر کند و سیاست های برنامه سازی رسانه نباید به سمت خلوت کردن مساجد و تکایا برود.

به گزارش جوان ایرانی؛ خدیجه فتحی زاهد: یکی از وظایف استراتژیک رسانه ملی که درقانون اساسی، سیاست های فرهنگی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، اساسنامه و سیاست های عام برنامه سازی رسانه و مواضع اعلانی حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری به تعابیر مختلفی بدان توجه داده شده؛ موضوع ترویج، تقویت و پیرایش و پالایش فرهنگ دینی جامعه (با محوریت فرهنگ اسلامی - ایرانی) است.
در راستای تامین این هدف عام، سیمای ملی، به عنوان یک رسانه دینی یا رسانه ای که به تحقق آرمانها و منویات  فرهنگی نظام ولایی جمهوری اسلامی ماموریت یافته؛ تلاش های گسترده و متنوعی را در سه ده فعالیت حرفه ای خود در بعد از انقلاب اسلامی صورت داده است.

عملکرد سیمای ملی در سال جاری
در چند سال اخیر تلاشهای قابل توجه و در خور تحسینی صورت گرفته تا سیمای ملی علاوه بر انعکاس و بازنمایی آیین ها، برنامه ها و مراسمات بیرونی، به برنامه سازی متنوع و خلاق متناسب با ظرفیت های رسانه ای و امکانات و مقدورات خود اهتمام کند. اقدامات انجام شده در خصوص سوگواریها سالانه به لحاظ کمی و کیفی روند رو به رشدی را نشان می دهد اما در خصوص اعیاد و مناسبات شاد هنوز میان عملکرد رسانه با انتظارات عمومی فاصله زیادی وجود دارد و همیشه این مطرح می شود که چرا ما در تولید و عرضه برنامه های شاد متناسب با اعیاد و جشن های ملی، مذهبی و انقلابی، محدودیت و ضعف بیشتری در مقایسه با مناسبت های سوگوارانه داریم؟
نکته دیگر اینکه به تبع ابعاد مختلف برنامه های رسانه، رویکرد های معطوف به مطالعه محصولات رسانه نیز تنوع زیادی دارند. رویکرد ما به یک برنامه رسانه ای می تواند رویکردی هنجاری، هنری و زیباشناختی، محتوایی و مضمونی، ساختاری، فنی و حرفه ای،‌ جنبه های کارکردی یا ترکیبی از همه آنها باشد. در همه این موارد می توان به صرف توصیف یا فراتر از آن به تحلیل و تبیین توام با نقد آسیب شناسانه پرداخت.

رسانه ملی در خصوص تامین برنامه های مناسبتی برای پوشش عزاداری محرم و صفر اقدامات گسترده ای را در اشکال مختلف صورت داد که طیفی از  برنامه های متنوع و غالبا جذاب، برای تامین این مهم تدارک شده بود که شبکه های مختلف سیما در این خصوص، اجماع عملی و اشتراک رفتاری در خور توجهی نشان دادند، چیزی که معمولا در سایر مناسبت ها در این سطح مشاهده نمی شود که چرایی این اهتمام و سرمایه گذاری رسانه ای نیاز به تحلیل و بررسی دارد.

یکی از این بررسی ها این است که چرا رسانه ملی بویژه سیما، در این سطح گستره  به تولید و انعکاس برنامه های خاص این مناسبت بویژه در دهه اول آن فعال عمل می کند؟

سید حسین شرف الدین عضو هیئت علمی جامعه شناسی موسسه امام خمینی (ره) در این باره می گوید: این مسئله ��لایل متعددی دارد، از جمله:

-    انتظارات و مطالبات ذهنی - فرهنگی – اجتماعی توده ها. شرایط روحی مخاطبان و جو حاکم بر کشور در این ایام، چنین عملکردی را اجتناب ناپذیر می سازد. رسانه بدلیل موضع مخاطب محور خود نمی تواند به این خواست توده ای و مطالبه جمعی بی توجه بوده یا ناهمخوان عمل کند.

-    جنبه های دینی مناسبات. عزاداریهای دینی جزو مناسک و رفتارهای آیینی اند و یکی از ویژگی های برجسته آنها ارزشی بودن و قدسیت است که قاعدتا یک رسانه دینی یا منسوب به دین نمی تواند بدان بی اعتنا باشد. مشارکت توده ای مردم نیز عمدتا با هدف بهره گیری از آثار معنوی و حظوظ نفسانی این برنامه ها و بالتبع کارکردهای فرهنگی اجتماعی آن، صورت می گیرد.

-    تناسب زیاد برنامه های سوگواری با ظرفیت ها و اقتضائات کارکردی سیما. مطالعات انجام شده نشان می دهد که  تلویزیون در انتقال عواطف و هیجانات در مقایسه با جنبه های شناختی و معرفتی و انگیزه زایی رفتاری موفقیت بیشتری دارد. علاوه بر اینکه برخی برنامه های دارای کارکرد غالب شناختی همچون سخنرانی ها، مصاحبه ها و... بیشتر ماهیت رادیویی دارد تا تلویزیونی. احتمالا یکی از دلایل جاذبیت  تلویزیون، سینما و به طور کلی برنامه های نمایشی برای بچه ها، کم سوادان، افراد مسن و کسانی که به هر دلیل قادر به تمرکز جدی نیستند؛ در همین خصیصه نهفته است. البته شبکه های تخصصی دارای مخاطبان خاص از این قاعده مستثنی هستند.

-    سهولت نسبی ثبت و ضبط آیین های جاری در متن جامعه و تهیه این برنامه ها. برنامه های سوگواری به عنوان نوعی رفتار آیینی مشهود و محقق برای همه کسانی که به معنای فرهنگی رفتارها و علائم نمادین آن وقوف داشته باشند، براحتی قابل دریافت است. رسانه اگر بخواهد متناسب با انتظار مخاطب در این ایام، برنامه های شورآفرین و احساس برانگیز هم تراز با آنچه در واقع جریان دارد، بسازد، با مشکلات و محدودیت های عدیده ای مواجه خواهد بود. تردیدی نیست که یک برنامه مصنوعی هر قدر هم حرفه ای و ماهرانه طراحی و تولیدشده باشد، از این حیث نمی تواند با آنچه در واقعیت امر به صورت طبیعی و خودجوش جریان دارد، مقابله کند.

-    عدم نیاز نسبی به فیلترگذاری و اعمال ممیزیهای سازمانی و هنجاری. هماهنگی نسبی بیشتر برنامه های مناسبتی سوگوارانه با نظام حاکم بر رسانه و انتظارات عمومی معمولا مانع از تحریک حساسیت های منتقدانه می شود و افراط و تفریط های موضعی و ناخواسته در آن معمولا با دیده عفو و اغماض نگریسته می شود. این سنخ رفتارها بویژه در صورت غلیان احساسات، استعداد اندکی برای تمکین هنجارهای معمول و همسویی با نظم روتین دارند.

-    اغتنام فرصت برای تامین کارکرد های متعدد. یکی از کارکرد شایع و غالب رسانه تلویزیون، ایجاد سرگرمی برای پوشش اوقات فراغت توده ای و تامین ضمنی برخی اهداف و نیازها است. کارکردی که بدلیل بار معنایی غالبا منفی در عرف متشرعین، معمولا از انتساب آن به یک رسانه دینی یا برنامه های مذهبی، نوعی کراهت و آلرژی وجود دارد. تردیدی نیست که برنامه های سوگواری رسانه نیز بدلیل نقشی که در پوشش دهی مفید اوقات فراغت توده ها، تقویت بنیادهای معرفتی، تعمیق و تشدید هویت دینی، شکوفایی و تلطیف احساسات مذهبی، تخلیه هیجانات و فشارهای روحی و ... برای بهره گیری از این ظرفیت ها در شرایط کنونی ایفا می کنند از جمله برنامه های بسیار مفید دارای کارکردهای متنوع فراغتی شمرده می شوند.

-    برخورداری از جاذبه های زیباشناختی. عزاداری جمعی به عنوان یک رفتار آیینی بدلیل داشتن جنبه های هنری و زیباشناختی برای مخاطب جاذبه های خاص خود را دارد.

-    عدم نیاز مخاطب به سواد رسانه ای در رمز گشایی و بهره گیری از آن. برنامه هایی که مخاطب بتواند با کمترین زحمت و تلاش و صرفا با ارجاع به تجربیات شخصی خویش آنها را فهم کرده و از آن متاثر شود، معمولا در مقایسه با برنامه هایی که درک آنها مستلزم بذل توجه و اعمال تفکر و تامل است، جاذبه بیشتری دارند.

-    امکان یابی پالایش و پیرایش.  پالایش و پیرایش این سنخ برنامه های مناسبتی که معمولا از نابایسته ها عاری و مصون نیستند، هدف فرهنگی دیگری است که رسانه ملی به عنوان یک رسانه دینی تعقیب می کند. بی شک، یک رسانه تحت نظارت و هدایت رهبری دینی و ولایی، در صورتی که از قبل اعتماد مخاطب را به عنوان یک سرمایه معنوی به خود جلب کرده باشد، در این بخش نیز می تواند به عنوان یک مرجع رفتاری، نقش الگویی داشته و عملکرد آن، معیار تلقی شود.

گاه حذف و اضافات به تاثیر گذاری بیشتر پیام کمک می کند
اما با این اوصاف آیا واقعیت انعکاس یافته در تلویزیون، یک واقعیت تحریف شده است چون تلویزیون گزینش، صحنه آرایی، برخی عناصر محیطی را حذف می کند و برخی بزرگ نمایی می کند و حتی بعضا آهنگین و رنگین هم می کند که این زمان و مکان قدسی را با توجه به حس خاصی که معمولا القا می کند، برهم می زند که با توجه به این شرایط مخاطب در تماشای این برنامه ها در محیط خانه با شرایطی که در متن واقع و حضور در اماکن خاص با آن مواجه می شود، کاملامتفاوت است که از عمق دینی تهی شده و بیشتر کارکرد احساسی پیدا کرده است.

عضو هیئت علمی جامعه شناسی موسسه امام (ره) در این باره می گوید: تردیدی نیست که تلویزیون می خواهد هر برنامه را به گونه ای عرضه کند که موجب حظ بصری در مخاطب شود و از همین رو، انضمام  برخی آرایه های هنری در ظاهر تحریف کننده، اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.

وی در ادامه گفت: صرف وجود تفاوت میان واقعیت با شکل بازنمایی شده تلویزیونی آن این کار تحریف واقعیت نیست، گاه همین حذف و اضافات به تاثیر گذاری بیشتر پیام و تاثیر پذیری بیشتر مخاطب کمک می کنند. نمونه روشن آن پخش مسابقات فوتبال است که مخاطب از منظری بالا کل صحنه را از طریق تلویزیون نگاه می کند،در صورتی که در استادیوم نمی تواند چنین موقعیت و شرایطی ایجاد شود.

شرف الدین تصریح کرد: تلویزیون نمی تواند خلاء حضور فیزیکی مخاطب در اماکن مقدس و مراسم مذهبی را  به طور کامل پر کند و سیاست های برنامه سازی رسانه نباید به سمت خلوت کردن مساجد و تکایا برود چون این امر تدریجا وحدت و همدلی میان مردم را که خود محصول حضور جمعی در این اماکن است، مخدوش می سازد. از این رو،  تلویزیون  نیز همچون سایر رسانه ها همواره باید نقش مکمل ایفا کند نه جانشین.

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه