روش صحیح تفسیر قرآن با تأكید بر كتاب - التفسیر الأثری الجامع -

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

 روش صحیح تفسیر قرآن با تأكید بر كتاب « التفسیر الأثری الجامع »


 

نویسنده: طاهره رجائی (1)




 

چکیده

فقیه پارسا و مفسر ارجمند آیت الله محمد هادی معرفت (رحمة الله علیه) ‌از جمله اندیشمندان عرصه قرآن پژوهی در دوره معاصر بوده اند و آثار فراوانی در جهان اسلام و تشیع از خود برجای گذاشته اند. التفسیر الأثری الجامع آخرین تألیف ارزشمند این عالم قرآن پژوه است؛ که این نوشتار به تبیین مبانی و اصول، تفسیر از منظر استاد فرزانه با تأکید بر کتاب التفسیر الأثری الجامع می پردازد و از این رهگذر خواننده را با روند تفسیری مفسر آشنا می سازد.
نگارنده سعی کرده مبانی، اصول، سبک و روش تفسیر را بازشناساند و در تقسیم بندی تفاسیر قرآن، تفسیر مذکور را جزو تفاسیر روایی - تحلیلی معرفی کند.
کلیدواژه : مبانی، روش، اصول، سبک، التفسیر الأثری الجامع.
آخرین تألیف ارزشمند و گرانمایه آیت الله معرفت (رحمة الله علیه) التفسیر الأثری الجامع است، این تفسیر با همکاری دو گروه ده نفری از سال 1379 شمسی آغاز و تا پایان قرآن کریم فیش برداری شده است؛ اما فقط تا انتهای سوره بقره به قلم ایشان نگارش یافته و مجلد اول آن با محتوای « المقدمة و سورة الحمد » به زیور طبع آراسته شده است.
مفسر ارجمند، انگیزه و هدف خویش را از تألیف تفسیر این گونه گزارش می کند:
« روایات تفسیری، جملگی به صورت خام در کتاب ها عرضه شده است و کاری که فقها بر روی روایات فقهی انجام می دهند بر روی روایات تفسیری انجام نگرفته و لذا سلیم و سقیم به هم آمیخته است، برای جداسازی و تعیین سرنوشت نخبه تفاسیر روایی با همت دوستان فاضل خویش به این کار خطیر اقدام نمودم. » (2)
وی در مدخل تفسیر خویش نیز به همین مطلب اشاره کرده است:
« و هذا الذی بین ایدیکم محاولة لمعرفة الصحیح من الضعیف من الاخبار، فیما یعود الی تفسیر القرآن الکریم، محاولة فی ضوء محکمات الکتاب و السنة القویمة، عرضاً فنیاً وفق اصول تقییم الآثار... (3)»
این نوشتار می کوشد مبانی و اصول مفسر را در التفسیر الأثری الجامع ارائه دهد و روش تفسیری وی را بررسی کند. البته ذکر این نکته بایسته است که روش شناسی تفسیر - چنان که باید - به یک مقاله نمی تواند محدود باشد. لذا در حد توان و گنجایش بدان می پردازیم.
فرایند تفسیر متکی به مسائل گوناگونی است که شفاف سازی در هریک از آن ها راه را برای شناخت تفاسیر و طبقه بندی و ارزیابی آن ها هموار می سازد. اهم این امور عبارتند از: مبانی، اصول، سبک و روش.

1. مبانی تفسیر

مبانی تفسیر به آن دسته از پیش فرض ها، اصول موضوعه و باورهای اعتقادی یا علمی گفته می شود که مفسر با پذیرش و مبنا قرار دادن آن ها به تفسیر قرآن می پردازد. به عبارت دیگر هر مفسری ناگزیر است مبنای خود را در مورد عناصر اساسی دخیل در فرایند تفسیر قرآن روشن سازد. (4)
عموم مفسران قرآن کریم به وحیانی بودن قرآن معتقد بوده با این مبنای اساسی به تفسیر پرداخته اند. آیت الله معرفت نیز با این مبنای اساسی به تفسیر قرآن پرداخته است. وی در مقدمه تفسیر خویش می نویسد:
« صیاغة القرآن هی صناعة الوحی، لا ید لغیره فی صیاغته، لا فی نضد الفاظه و لا فی نظم معانیه، فکان لفظاً و معنی هو صنیع الوحی المباشر، لاغیر.
ذلک أنه کلام الله و لا ینسب کلام الی احد حتی یکون هو ناظمه و مؤلفه فی صیاغة الکلام. »(5)
مفسر محترم با این سخن، الفاظ ساختار آیات قرآن را از وحی الهی می داند و البته به طور مبسوط و با استناد در کتاب علوم قرآنی خویش به موضوع وحیانی بودن ساختار قرآن پرداخته و سخن برخی که الفاظ و تنظیم عبارات قرآن را وحیانی ندانسته اند، رد کرده است. (6)
وی در مقدمه تفسیر بحثی را با عنوان صیانة القرآن من التحریف آورده است (7)‌ که می توان از دل آن این مبانی را بیرون کشید:
الف. قرآن، معجزه نبوت و مأخذ علوم شرعی و احکام دینی است. (8)
ب. هیچ نقصان یا زیادتی در ابلاغ وحی توسط پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) به مردم صورت نپذیرفته است. (9)
ج. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ‌در گرفتن وحی از هرگونه خطا و اشتباهی مصون بوده است. (10)
همچنین قرآن را هدایت و روشنایی برای مردم و تبیان لکل شیء می داند. (11) و حجیت ظواهر قرآن را نیز قاطع دانسته و هیچ شکی در آن راه نمی دهد. (12)
از دیگر مبانی که ایشان بدان اشاره کرده، قابل فهم بودن زبان قرآن است. وی زبان قرآن را زبان قوم عرب در زمان پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) می داند (13) و آن را قابل فهم برای عموم مردم به حساب می آورد، اما حظ و بهره هریک از آن ها را از قرآن کریم متفاوت دانسته است.

2. اصول تفسیر

بعد از تنقیح مبانی صدوری و دلالی تفسیر، مفسر باید برای دستیابی به مدلول های واقعی یا نزدیک به واقع از الفاظ و ترکیب های قرآنی، به بنیان های استواری تکیه زند که به آن ها اصول تفسیر گویند. (14) در زیر برخی از مهم ترین این اصول را بر می شمریم.

2. 1. در نظر گرفتن قرائت صحیح

قرائت به معنای خواندن، به لفظ درآوردن کلمه ها و عبارت ها و نمایانگر حروف و هیأت کلمه و موقعیت آن ها در جمله های قرآن است. با توجه به این که حروف و هیأت کلمه ها و موقعیت آن ها در جمله، نقش اساسی در معانی آن ها دارد و کلمه ها بر اساس حروف و شکل های مختلف و موقعیت های گوناگونی که در جمله ها دارند، معانی مختلفی را افاده می کنند، تأثیر چگونگی قرائت در معنای کلمه ها و مفاد عبارت ها آشکار می گردد.
بنابراین اولین گامی که مفسر باید برای فهم مفاد آیات کریمه قرآن و تبیین آن بردارد، تفحص و تحقیق از قرائت صحیح آیات است؛ قرائت صحیحی که تفسیر باید براساس آن انجام گیرد. (15)
مفسر ارجمند جایگاه خاص و مبحث جداگانه ای را به قرائت آیات اختصاص داده و به طور مبسوط و گسترده در این زمینه روایت نقل کرده (16) و برخی روایات را مورد مناقشه قرار داده است. به عنوان نمونه در قرائت های مختلف، « مالک یوم الدین» را صحیح می داند که قرائت جمهور مسلمانان است و قرائت « ملک یوم الدین » را بدون اعتبار و از اختراعات مروان معرفی می کند:
« ان القراءة بغیر الف. لم تثبت روایةً عن السلف، سوی ما احدثه مروان و من فی ضربه ذلک العهد!» (17).
وی قبل از تفسیر سوره، تفحص کاملی از قرائات آیات کرده و قرائت مورد اتفاق را از قرائات محل اختلاف باز شناسانده و مطابق با ضابطه مزبور به تفسیر آیات قرآن پرداخته است. البته مفسر محترم نظر خویش را - در مقدمه و یا بخش مربوط به قرائت - جهت اعتبار قرائات سبعه اظهار نداشته است، اما در کتاب علوم قرآنی اعتبار قرائات سبعه را بررسی کرده و قرائت حفص از عاصم را معتبر دانسته است.
ایشان قرائات شاذ و مخالف اصول ادبیات عرب و براهین عقلی را مورد اعتنا قرار نداده و آن ها را به روایات معتبر مستند نمی داند. (18)

2. 2. توجه به مفاهیم کلمات در زمان نزول

از آنجا که هر کلامی از کلمات تشکیل شده و هر کلمه ای دارای معنا و مفهوم خاصی است؛ شرط لازم برای فهم مفاد هر کلامی، آگاهی از معانی و مفاهیم کلمات و مفردات آن است. بر این اساس، مفسر باید از مفاهیم مفردات قرآن کریم - حتی از معانی حروف آن - آگاه شود و با توجه دقیق به خصوصیات مفاهیم مفردات به تفسیر آیات بپردازد. (19)
علامه معرفت (رحمة الله علیه) در تفسیر خویش از رجوع به منابع معتبر لغوی غفلت نکرده است و برای به دست آوردن معانی واژه ها با توجه به فرهنگ زمان نزول اهتمام تام داشته و معانی آن ها را در عصر نزول و در قبایل و اقوام مرتبط با منطقه و فضای نزول قرآن، از راه ها و منابع معتبر به دست آورده و آن را مدار تفسیر قرار داده است. به عنوان مثال برای واژه « العالمین » می نویسد:
« انهم صنوف الناس و لا یصح تفسیره بالعوالم و قد اضطربت الروایات فی تفسیره. فمما جاء تفسیره بصنوف الناس ما أورده الراغب فی مفرداته عن الامام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام قال: ‌عنی به الناس و جعل کل واحد منهم عالما. و قال: العالم عالمان: الکبیر و هو الفلک بما فیه و الصغیر و هو الانسان. » (20)

تو پنداری همین جسم صغیری *** جهانی در نهاد تو نهان است

همچنین می گوید:
« توجه به آرای سلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که آنان به عصر نزول قرآن نزدیک بوده و از اسباب نزول و زمینه های فرود آمدن آیات آگاهی کامل داشتند. به علاوه این که به درک مفاهیم لغت و شیوه کلامی عرب نزدیک تر بودند. قرآن به زبان عربی و بر اساس شیوه های گفتار عرب نازل گشته و در نتیجه پیشینیان آماده تر بودند تا از نزدیک ساختارهای زبان، معانی واژه ها و تعابیر کلامی عرب را لمس کنند. توانمندی سلف در فهم معانی اولیه قرآن - طبیعتاً - بیش از خلف و برتر از آن بود. (21)
وی عنایت به آرا و سخنان سلف در تفسیر قرآن را به جهت پیشگامی آنان در این راه یک ضرورت به شمار می آورد و البته تقلید از آن را درست نمی داند، بلکه ضرورت تحقیق را لازم می داند که متأخران از اندیشه و آرای متقدمان کاملاً آگاهی داشته باشند و این را نوعی تحقیق و مدد جستن می شمارد، نه تقلید و تعبد. (22)

2. 3. در نظر گرفتن قواعد و ادبیات عرب ( صرف، ‌نحو، معانی و بیان )

در زبان عربی مانند هر زبان دیگر، همان گونه که ماده کلمات برای دلالت بر معنا یا معنایی وضع شده است، هیأت و ساخت کلمه ها، قالب های ترکیبی آن ها در ضمن جمله ها و موقعیت خاص هر کلمه در یک قالب ترکیبی، برای افاده معانی و نکاتی وضع شده اند و از این رو قالب های ترکیبی کلمات در ضمن جمله ها و جمله ها در ضمن عبارت ها در موقعیت های گوناگونی قرار می گیرند و در هر موقعیتی، معنای خاصی را افاده می کنند که با معنایی که در موقعیت های دیگر افاده می کنند، مغایرت دارد. به عنوان مثال معنای جمله حالیه با جمله مستأنفه فرق دارد؛ فاعل معنای خاصی را افاده می کند در حالی که مفعول، معنای خاص دیگر را می رساند.
لذا برای فهم و تبیین مفاد آیات قرآن، علاوه بر دانستن مفاهیم عرفی ماده کلمات، شناختن معانی و نکاتی که بافت و قالب های ترکیبی و موقعیت ویژه کلمه ها و جمله های آیات بر آن دلالت دارند، نیز لازم و ضروری است.
بر اساس آن که زبان قرآن، زبان عربی است، باید تشبیه ها، استعاره ها و کاربردهای مجازی و تعابیر کنایی قرآن کریم را م��ابق با قواعد ادبی برگرفته از فصیح ترین گفتارها و نوشتارهای عربی به دست آورد و آیات قرآن را بر مبنای آن تفسیر کرد. (23)
مفسر ارجمند به قواعد ادبیات عرب عنایت داشته و در انتهای مبحث قرائت با توجه به قرائت صحیح آیه در بخشی با عنوان « اللغة و الادب » به این موضوع پرداخته است. برای نمونه می نویسد:
« (الحمدلله) جمله انشائیة لابداء الشکر له تعالی علی جزیل نعمائه. و ابدلت فی صورة اسمیه لغرض ارادة الثبات و الدوام. و علیه فاللام للجنس لا للاستغراق حیث لم یکن اخباراً عن المحامد. »(24)
نیز « ایاک نعبد... » را التفات از غائب به مخاطب می داند و صیغه جمع بودن « نعبد، نستعین و اهدنا » را استصغار عبد در حضور خداوند متعال می شمارد که شخص خویش را به جمع ملحق می کند، باشد که لأجل عین ألف عین تکرم. (25)

2. 4. در نظر گرفتن قراین

در نظر گرفتن قراین کلام برای فهم مقصود گوینده، روشی عقلایی در همه فرهنگ ها است. قراین اموری هست که به نحوی با کلام لفظی و یا معنوی ارتباط داشته و در فهم مفاد کلام و درک مراد گوینده مؤثر باشد؛ خواه از مقوله الفاظ باشد و یا از مقوله الفاظ نباشد؛ اما نکته مهم، آگاهی از انواع مختلف قراین و نقش هریک در فهم مقصود و مفاد آیات است. (26)

2. 4. 1. قراین پیوسته

قراین پیوسته، همان گونه که از نام آن پیدا است، به کلام پیوسته و در برابر آن، قراین ناپیوسته قرار دارد که از کلام جدا است. قراین پیوسته لفظی و غیر لفظی داریم.

قرینه پیوسته لفظی (‌سیاق)

سیاق، قرینه پیوسته لفظی است که نوعی ویژگی برای واژگان، عبارت و یا یک سخن است که بر اثر همراه بودن آن ها با کلمه ها و جمله های دیگر به وجود می آید. (27)
آیت الله معرفت (رحمة الله علیه) به سیاق آیات توجه کرده و برای آن نقش اساسی قائل شده و آن را بهترین قرینه پیوسته کلام برشمرده است. (28)
وی بر این باور است که نظم میان آیات و ترتیب آن ها توقیفی محض است؛ اما ترتیب سوره ها بعد از وفات پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) و توسط صحابه کبار صورت گرفته است، لذا میان سوره ها سیاقی برقرار نیست. (29)
وی انواع سیاق را سه گونه می داند:

الف. سیاق عام؛

که تمام قرآن از آغاز سوره حمد تا انتهای سوره ناس را در برمی گیرد. مفسر محترم در سیاق عام می نویسد:
« اما السیاق العام. فهو المقصود من قولهم: القرآن یفسر بعضه بعضا... فرُبّ آیة فی موضعها الخاص ذات ابهام لا تنطق، و انما یرفع ابهامها و ینطقها آیة اخری نظیرتها فی المؤدّی و المفاد. (30)»
وی پس از این، به بیان مثال هایی در این زمینه می پردازد. (31)

ب. سیاق سوره؛

وی می گوید:
« هر سوره به لحاظ وحدت موضوعی خود سیاق خاصی دارد (32)‌ و با دانستن جایگاه نزول آن، که در اوایل بعثت و قبل از هجرت و یا بعد از آن دو، زمان ضعف مسلمین یا هنگام قدرت و شوکت آنان و زمان تهدید یا تشریع بوده - در سایه سیاق - روشن می شود که وجه دلالت آیه تکلیف است یا ارشاد، تبشیر است یا انذار. »(33)

ج. سیاق آیه؛

آیه یا آیاتی که با هم نازل می شوند نیز دارای سیاق هستند و به وسیله آن معنایی برای لفظ به جهت سیاق آن تعیین می شود. مفسر به عنوان نمونه لفظ « الدین » را در آیات مختلف بیان کرده و معانی آن را با توجه به سیاق آن آورده است. (34)
وی شروط تتابع نزول جملات در یک آیه یا آیاتی که با هم نازل می شوند و وحدت و ارتباط موضوعی حاکم بر جملات یا آیاتی که پیاپی نازل می شود را در سیاق آیه لازم می داند. (35)

قراین پیوسته غیر لفظی

فضای نزول، اموری مانند سبب نزول، شأن نزول، فرهنگ زمان نزول، زمان و مکان نزول را شامل می شود که به دلیل آنکه آیات در آن اوضاع و احوال در فضای آن ها نازل شده و از این رو در دلالت آیات مؤثرند، از قراین پیوسته آیات شریفه به شمار می آیند و توجه به آن ها در هنگام تفسیر ضرورت دارد. (36)
مفسر ارجمند از امور فوق غفلت نورزیده و آن ها را مدنظر قرار داده است. به عنوان مثال در مبحثی با عنوان ما ورد بشأن اسباب النزول شناخت اسباب النزول را جهت فهم معانی قرآن کریم ارزشمند دانسته و به این نکته نیز اشاره کرده که غالب روایات در این باب ضعیف، مجهول و مرسل بوده و دچار دسّ و جعل شده است. (37)
وی در پایان سخن خویش احادیث رسیده از ائمه اطهار علیهم السلام را فراوان شمرده و می گوید:
« اما نحن - الامامّیه - بفضل رجوعنا الی ائمة اهل البیت و التماس اعتابهم المقدسة من اول یومنا، فقد ورثنا ما یقرب من عشرة آلاف حدیث مأثور عن الرسول الأعظم، اسندها الیه الأئمة من عترته، و لا سیما الامامین الهمامین الباقر و الصادق و أحفادها الأئمة علیهم السلام، دوّنتها کتب اصحابنا فی الحدیث و التفسیر، و فیها العرض التّام لأسباب النزول و الأحداث التی استدعت نزول آیة أو آیات فی مجالاتها و غیرها من موارد الحاجة الی تفسیر النبی و تبیینه. و الحمدلله رب العالمین. »(38)

2. 4. 2. قراین ناپیوسته

الف. روایات

از جمله قراین ناپیوسته آیات قرآن، روایات معتبری است که در توضیح و تبیین آیات رسیده است.
علامه معرفت (رحمة الله علیه) نقش روایت را چنین بیان می کند: نقش روایت این است که دست آدمی را می گیرد و 1400 سال نزد عرب های مخاطب آیه بالا می برد و ذهنیتی ایجاد می کند همانند ذهنیتی که آنان داشتند. فضایی ایجاد می کند مانند همان فضایی که آن ها داشتند. آدمی را آنجا می نشاند و می گوید به قرآن گوش بده، قرآن قشنگ حرف می زند. هیچ ابهامی ندارد. از نظر او، روایت، فضایی ایجاد می کند تا از نظر قرآن مطلب را دریافت کنیم. (39)
او در تفسیر خویش روایات نبی اکرم (صلی الله علیه و آله)، ائمه معصوم علیهم السلام و سخنان صحابه و تابعین را که از نظر سندی و متنی صحیح بوده، مورد استناد قرار داده است. وی می گوید:
« و کان النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - الی جنب القرآن هو مصدر الآخر لتبیینه و تفسیره، ( وَ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (40)) و قد ربّی اصحابه علی فهم القرآن و الاستنباط منه لیکونوا قدوة لسائر الأئمة معالم بها یهتدون. »(41)
ایشان توجه خاصی به صحابه داشته و مقاله ای با عنوان « صحابه از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام و قرآن » در مجله پیام جاودان نگاشته است؛ در آن بیان کرده که در قرآن و روایات ما نسبت به یاران پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) تمجیدها، تجلیل ها، تحسین ها و تکریم های بسیار شده است؛ قصد ایشان از نگاشتن مقاله این بوده که هم ذهنیت عوام شیعه را نسبت به صحابه و هم ذهنیت جهان اهل تسنن را نسبت به شیعه اصلاح کند؛ وی به منظور این امر، دیدگاه و ملاک خویش را قرآن کریم و روایات قرار داده است.
او می گوید:
« اما آنچه در قرآن کریم آمده و از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ‌شنیده شده درباره تمام یاران - که دایره وسیعی دارند - صدق نمی کند و منظور یاران واقعی پیامبر است؛ لذا در نتیجه بیان می کند یاران واقعی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) همان فرهیختگان اطراف حضرت هستند که در همه لحظات پیرو او، تربیت یافته او و همراهان همیشگی او بودند و... درنهایت همان سلمان و مقداد و ابوذر و علی (علیه السَّلام) می مانند. »(42)
وی در مقدمه تفسیر خویش نیز علاوه بر تجلیل از صحابه، شروطی جهت اعتبار و حجیت سخنان آنان ذکر می کند و می نویسد:
« نعم کان الشرط فی الحجیة و الاعتبار أولاَ: صحة الاسناد الیهم، و ثانیاً: کونهم من الطراز الاعلی. و إذ قد ثبت الشرطان، فلا محیص عن جواز الأخذ و صحة الاعتماد و هذا لا شک فیه بعد تواجد الشروط. »(43)
از نظر ایشان تفسیر صحابه سرمایه منحصر به فردی است؛ چرا که آنان در فضای نزول بودند، در بستر نزول قرآن و تعامل وحی قرآن با واقعیت جاری جامعه عربی حضور داشتند و با شرایط آن زمان ملموس بودند.

ب. آرای مفسران

آرای مفسران از اجتهاد و استنباط آنان در فهم آیات قرآن برخاسته است، که می توان گاهی از ادله و شواهد ذکر شده توسط آنان، برای پی بردن به معنی و مراد آیات کمک گرفت و به طور کلی در تنبّه به معنای احتمالی آیات و شواهد و قراین می تواند مورد استفاده قرار گیرد. (44)
مفسر محترم در تفسیر ارزشمند خویش، برخی آرای مفسران را نقل کرده و بعضاً مورد نقد هم قرار داده است. به عنوان نمونه تعصب بسیار ابن کثیر نسبت به سخنان مروان را مورد نقد قرار داده است. (45) یا عبرانی بودن لفظ «رحمان» که توسط مفسرانی همچون قرطبی و ابن کثیر مطرح شده را غریب الامر دانسته است. (46) و در تفسیر واژه « الحمد » می گوید: بسیاری از مفسران مانند طبری بیان کرده اند که « حمد » همان « شکر » است و از نظر مفهوم این دو را یکی دانسته اند، در حالی که حمد مصداقی برای شکر است نه خود شکر؛ و طبری عنوان کرده که این دو واژه به یک معنا است، به صحت گفته ی الحمدلله شکرا به گمان این که « شکرا » مفعول مطلق تأکیدی است! و جایگزینی یکی با دیگری صحیح بوده و این امر را دلیل بر یکی بودن مفهومشان عنوان کرده است، در حالی که « شکرا » مفعول له است مانند ضربته تأدیبا.
ابن عطیه هم آن را رد کرده و می گوید: شکرا إنما خصصت به الحمد، لأنه علی نعمة من النعم، یعنی حمد برای نهایت شکر بر نعمت اختصاص داده شده است. آری! حمد اخص از شکر از نظر مورد است، در حالی که شکر عام تر از آن است که برای ستایش یا عملی که انجام یافته، باشد. این منظور کسی است که حمد را به شکر تفسیر می کنید، یعنی به وسیله حمد، شکر خداوند بر نعمت هایش تحقق می یابد. (47)
وی همچنین از مفسرانی چون ابن عباس و ابن کثیر (48)، علی بن ابراهیم قمی (49)، عیاشی (50)، فیض کاشانی (51) و... نقل قول کرده است.

3. سبک تفسیر

مفسران در نحوه بیان و تنظیم مطالب از شیوه های گوناگونی بهره می برند. درک شرایط مخاطب و ذوق و سلیقه شخصی مفسر را می توان از جمله عوامل تعیین کننده سبک مفسر برشمرد. (52)
التفسیر الأثری الجامع تفسیری ترتیبی است که در آن، آیات و سور به ترتیب مصحف شریف تفسیر شده است. زبان تفسیر عربی است و مفسر محترم پس از مدخلی دوصفحه ای در آغاز، وارد مقدمه ای نسبتاً طویل می شود (حدود 250 صفحه). مباحثی که مفسر در مقدمه بدان ها عنایت کرده است عبارتند از:
فضائل القرآن، التفسیر و التأویل ( الظهر و البطن)، صیانة القرآن من التحریف، التفسیر الأثری فی مراحله الاولی، آفات التفسیر، الحروف المقطعه و نقد الآثار علی منصّة التمحیص. هرکدام از این موارد، به عناوین فرعی تقسیم می شوند.
ایشان پس از مقدمه به تفسیر سوره حمد می پردازد؛ ابتدا نگاهی گذرا به آیات می کند و تفسیر اجمالی از آن ارائه می دهد، در ادامه به فضیلت سوره، قرائت و نظم بدیع آن اشاره می کند؛ سخنی در باب « استعاذه » و « بسمله » بیان و احادیث مربوط را نقل می کند؛ و بعضاً به بررسی، نقد و تحلیل آن ها می پردازد.

4. روش تفسیر

روش تفسیر امری فراگیر است که مفسر آن را در همه آیات قرآن به کار می گیرد و اختلاف در آن، باعث اختلاف در کل تفسیر می شود و آن چیزی جز مستندات و منابع تفسیر نیست.
منابع تفسیر در نظر مفسران متفاوت است و اختلاف در منابع تفسیری، کم و بیش در تفسیر همه آیات و سور تأثیر می گذارد. (53)
آیت الله معرفت (رحمة الله علیه) روش خویش را پشت سر گذاشتن مراحل سه گانه زیر برای رسیدن به نتیجه مطلوب می داند:
« اوّلاً: عرض الآیة علی دلائلها الذّاتیة فی داخل إطارها، فإن وفت بالإفادة تماماً، و الاّ فسعیاً وراء ‌قرائن و شواهد من آیات أخری، ترفع الابهام و تحل المشکلة. »(54)
مفسر در این بخش قرآن را اولین منبع خویش معرفی می کند. (55) وی می گوید:
« در ابتدا باید آیه را داخل چهارچوب آن بر دلایل ذاتیش عرضه کرد و چنانچه معنا فهمیده نشد، به قراین و شواهدی از آیات دیگر جهت رفع ابهام و حل مشکل مراجعه نمود. همچنین تدبر و تعمق همه جانبه در آیه را لازم می شمارد و بیان می کند چنانچه آیه ای مبهم یا مجمل باشد و ناگزیر به بیان و تفصیل آن از خارج چهارچوبش باشیم، به آیه دیگر ظاهر الدلاله یا حدیث صریح صحیح الاسناد باید استناد نماییم. (56)
ثانیاً: استعراض روایات مأثورة عن السلف، فبالدرجة الأولی روایات مأثورة عن النبی الاکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - حیث توظیفه من قبل الله تعالی بتبیین القرآن و تفهیمه للناس... و بعده یأتی دور الصحابه و التابعین و فی مقدمتهم العترة الطاهرة، الذین کانوا هم المراجع لفهم معانی القرآن بعد جدّهم الرسول - صلی الله علیه و آله و سلم -»(57).
مفسر بعد از قرآن کریم، دومین منبع و مرجع خویش را روایات سلف قرار می دهد، در درجه اول روایات پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) و در درجه بعد سخنان صحابه و تابعین؛ نکته جالب توجه این است که مفسر، ائمه اطهار علیهم السلام را ذیل همان صحابه و تابعین در نظر گرفته است و برای رجوع به روایات نقل شده از صحابه و تابعین، ابتدا به سراغ روایات ائمه اطهار علیهم السلام می رود.
« ثالثاً: تمحیص تلکم الروایات علی اصول النقد التریه، بعرض ما تشابه منه المحکمات المتلقاة من الکتاب و السنة القویمة و مع دعمها بحجج العقول، کما فی الحدیث عن رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - قال: اذا أتاکم عنّی حدیث فأعرضوه علی کتاب الله و حجة عقولکم فإن وافقهما فاقبلوه و الاّ فاضربوا به عرض الجدار »(58).
آخرین مرحله، مرحله نقد و بررسی روایات منقول بر کرسی امتحان است. مفسر محترم با بیان حدیثی که از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ‌درباره عرضه روایات به قرآن آورده، به این امر توجه کرده است.
ایشان در مجالی دیگر می نویسد:
« واهم تلک الحدود المائزة هو ما نبّه علیه نبی الاسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - بالعرض علی کتاب الله و محکمات آیاته فما وافق کتاب الله فهو حق و ما خالفه فهو باطل. و الکتاب هنا کنایه عن محکمات الدین و ضرورات العقول فیشمل السنه القویمه و برهان العقل اللائح. فما رافقها فهو سلیم و ما حاد عنها فهو سقیم. »(59)
علامه معرفت (رحمة الله علیه) در اینجا می گوید:
« کتاب، کنایه از محکمات دین و بدیهیات عقلی است و شامل سنت مستحکم و برهان آشکار عقلی می شود؛ در نتیجه هرچه موافق آن است، صحیح و هر آنچه با آن مخالف باشد، ناصحیح است. »
به نظر می رسد مفسر ارجمند در این بخش برای « الکتاب » در حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله) معنایی وسیع در نظر گرفته باشد.
وی در ادامه می گوید:
« بنابراین به نظر می رسد برخلاف روش برخی دانشمندان متأخر که تنها به بررسی اسناد اهتمام داشته و به محتوا توجهی نداشته اند، برای تشخیص روایات صحیح و پیش از بررسی و ملاحظه سند آن ها، باید محتوا و استواری معنای آن ها را در نظر گرفت، البته اسناد نیز در اعتبارسنجی نقش آفرین هستند، امّا در درجه دوم اعتبار قرار می گیرند. بنابراین مطلب عمده و مهم، قبل از بررسی اسناد، توجه به متن احادیث است. »(60)
در کتاب تفسیر و مفسران، التفسیر الأثری الجامع ذیل تفاسیر نقلی آورده شده و مرحوم معرفت (رحمة الله علیه) درباره آن چنین می گوید:
« در این تفسیر که با روش نقلی عرضه شده، عمده ترین مطالب و مسائل قرآنی مورد تحقیق و بحث قرار گرفته که احیاناً از روش نقلی به روش نظری و اجتهادی بیشتر می ماند. »
با توجه به مطالب فوق و نگاهی به مراحل سه گانه مذکور و کنکاش در تفسیر، نتایج زیر به دست می آید:
الف. نقل معتبر از دیدگاه مفسر؛ قرآن کریم، روایات پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار علیهم السلام و سخنان صحابه و تابعین در صورت صحت محتوا و سند آن ها است.
ب. مفسر نص معتبر خویش را مرجعی موثق جهت فهم معنا و مدلول آیات قرآن به شمار می آورد. وی می گوید:
« کلید اصلی فهم قرآن - به طور کامل - نزد عترت طاهره علیهم السلام است و چاره ای جز سر فرود آوردن در پیشگاه رفیع این خاندان نیست. »(61)
ج. مفسر در عرضه روایات به قرآن و نقد و بررسی آن ها به نقل اعتماد کرده و از عقل به عنوان خادم استفاده کرده است.
د. مفسر در تفسیر خویش از عقل به عنوان ابزار و وسیله ای برای کشف معنا و مدلول آیات از دل روایات بهره برده است.
با این بیان می توان گفت التفسیر الأثری الجامع در زمره تفاسیر روایی - تحلیلی قرار دارد.

5. برجستگی های تفسیر

5. 1. گستردگی منابع

استفاده مفسر از منابع گسترده و متنوع، تفسیر او را نسبت به دیگر تفاسیر متمایز کرده است، در تفاسیر موجود، کمتر تفسیری را می توان یافت که از لحاظ مراجعه و استناد به منابع در این حد باشد.
حدود 30 تفسیر مورد مراجعه مفسر بوده که بیشتر آنان برای نقل روایت و برخی دیگر برای نقل یا نقد نظریه و آرای مفسرِ تفسیر مورد استناد قرار گرفته است. از جمله آن ها می توان به تفاسیر نورالثقلین حویزی، تفسیر علی بن ابراهیم قمی، تفسیر عیاشی، التبیان شیخ طوسی و مجمع البیان طبرسی از شیعه و تفاسیر در المنثور سیوطی، جامع البیان طبری، تفسیر ابن کثیر، تفسیر بغوی و تفسیر قرطبی از اهل تسنن اشاره کرد.
بیش از 60 مأخذ حدیثی مورد استفاده قرار گرفته است که در میان آنان کتب اربعه شیعه و صحاح و مسانید اهل سنت دیده می شود.
نزدیک به 20 منبع رجالی مورد استناد مفسر بوده است که می توان از معجم رجال الحدیث آیت الله خوئی (رحمة الله علیه)، رجال شیخ طوسی، الاصابة فی تمییز الصحابه ابن حجر عسقلانی، میزان الاعتدال ذهبی و رجال علامه حلی نام برد.
بالغ بر50 کتاب در زمینه های مختلف مورد مراجعه بوده است که در میان آن ها کتاب های لغوی، علمی، تاریخی و معاجم دیده می شود و بیشتر برای نقل نظریه و یا در تأیید یک مطلب تفسیری استفاده شده و برخی نیز در جهت نقد نظریه نویسنده در پرتو آیات و مفاهیم قرآن نیز مورد استفاده قرار گرفته است. مانند العین خلیل بن احمد فراهیدی، لسان العرب ابن منظور، مجمع البحرین طریحی، تاریخ ابن عساکر، التاریخ الکبیر بخاری، معجم البلدان حموی، معجم ابی یعلی و...

5. 2. توجه به برخی مبانی در مقدمه تفسیر

همان طور که در بخش مبانی آورده شد، مفسر به مبانی تفسیر توجه داشته و در مقدمه تفسیر خویش به آن ها اشاره کرده است.

5. 3. جمع میان روایات فریقین و نقدی عالمانه

آنچه بر زیبایی التفسیر الأثری الجامع می افزاید این است که به روایات وارده از طریق فریقین - شیعه و سنی - اعتماد کرده و در نقل حدیث فقط از شیعه تعصب بیجا نداشته، بلکه از طریق عامه نیز حدیث نقل کرده است. بعضاً نیز بسیار عالمانه و منصفانه و بدون هیچ توهین و اسائه ادبی به نقد و تحلیل برخی احادیث پرداخته و با متانت کامل حقایق را بیان کرده است. به عنوان مثال در بحث ذکر « آمین » پس از اتمام سوره حمد می نویسد:
« روایاتی در استحباب قول « آمین » بعد از فراغت از قرائت سوره حمد وارد شده است، ولی در روایات اهل بیت علیهم السلام استحباب گفتن « الحمدلله رب العالمین » و نهی از گفتن کلمه « آمین »‌ وارد شده است، به دلیل این که به کار بردن این کلمه اقتدا و پیروی از فعل یهود است، همان گونه که تکفیر در نماز پیروی از فعل مجوس به حساب می آید. »
سپس روایات شیعه را در این مورد نقل و به این نکته اشاره می کند که در برخی روایات شیعه، جواز گفتن «‌ آمین » به طور آهسته وارد شده است. وجه جمع آن است که اگر بلند بگویند، چون پیروی اهل کتاب و تشبه به آنان است با هدف بدعت است و مبطل نماز است؛ ولی در غیر این صورت مکروه می باشد. وی در ادامه، روایات اجازه گفتن « آمین » را در منابع شیعه ذکر و سپس به ذکر منابع عامه می پردازد. او ابتدا روشن می کند که گفتن «‌ آمین » در زمان پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) متداول نبوده، بلکه این عمل متأخر از زمان حضرت و بدعت است. وی در کنار نقل روایات اثبات کننده این ادعا، به نقل روایات ابوهریره که مدعی گفتن این کلمه در نماز پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) است، می پردازد و دیگر روایات عامه را که دلیل بر جواز گفتن « ‌آمین » پس از سوره حمد هستند، نقل می کند و به نقد محتوای آن ها می پردازد. (63)

5. 4. وجود بحث های اصطلاحی در تفسیر

از دیگر برجستگی های تفسیر که تبحر مفسر را در علوم مختلف هویدا می سازد، وجود بحث های اصطلاحی و تعاریف علمی پیرامون تعبیرات و اصطلاحات خاص است. مفسر با دقتی بسیار به شرح برخی اصطلاحات پرداخته است. به عنوان نمونه در صفحه 272 « مد » را در بحث قرائت توضیح داده است.

5. 5. حذف اسرائیلیات از تفسیر

مفسر ارجمند در مقدمه تفسیر خویش در بخش آفات تفسیر به اموری چون وضع حدیث تفسیری، علل آن و... پرداخته و توجه ایشان نسبت به مسائلی که توسط یهود و نصاری وارد روایات تفسیری شده، سبب شده تا اسرائیلیات و خرافه هایی که در تفسیر وارد شده است را نقد کند؛ مانند داستان کلاه عجیب ملک روم و ارسال آن برای مأمون که در مقدمه تفسیر به آن اشاره کرده اند. (63)

5. 6. نوآوری و مباحث ابتکاری

از جمله مباحث ابتکاری ایشان در حوزه علوم قرآنی از مسائلی همچون ضوابط تأویل (64)، شیوه بیان قرآنی (65)، نظریه بطن قرآن (66) و... می توان نام برد که در ضمن مقدمه و تفسیر آن را عرضه کرده است و هرکدام جایگاه مناسبی برای بیان و بررسی می طلبد.
جمع میان روایات تفسیری فریقین برای اولین بار توسط مرحوم آیت الله معرفت (رحمة الله علیه) صورت گرفته است.

6. کاستی های تفسیر

- با توجه به عنوان تفسیر التفسیر الأثری الجامع انتظار می رفت مفسر محترم در مقدمه مبسوط خویش تعریفی از تفسیر اثری، شاخصه ها و مؤلفه های آن ارائه می داد. هر چند ایشان در کتاب التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب به تفصیل از تفسیر اثری سخن گفته است، لکن در آنجا نیز تعریفی روشن از تفسیر اثری ارائه نکرده است.
- هدف از نگارش تفسیر، نقد، بررسی و تمحیص روایات تفسیری بوده است؛ به نظر نگارنده این منظور صد در صد مورد توجه قرار نگرفته است و در بیشتر جایگاه ها به نقل حدیث بسنده شده است تا به تحلیل و بررسی آن.
- فقدان نتیجه گیری بعد از نقل و نقد و بررسی روایات احساس می شود. چون تفسیر صرف نقل روایات نیست، جمع بندی مطالب روایات نیز به نظر لازم می آید.
البته موارد فوق الذکر از ارزش و قیمت والای التفسیر الأثری الجامع نخواهد کاست و تلاش های بی شائبه مفسر محترم و همکارانشان در خور تقدیر می باشد و محفوظ عندالله.
در این مقاله سعی شد در حد گنجایش به برخی از ابعاد تفسیر اشاره شود. امید است به فضل خداوند و به یاری او و با در اختیار داشتن مجلدات دیگر تفسیر، بتوانیم روش شناسی تفسیر را آن گونه که باید و در خور التفسیر الأثری الجامع باشد ارائه دهیم.

پی‌نوشت‌ها:

1. پژوهشگر.
2. آفتاب معرفت، ص 10.
3. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص6.
4. مبانی و روش های تفسیری، ص40.
5. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص58.
6. محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، صص 84-82.
7. همان، صص 87-95.
8. همان، ص 87.
9. همان، صص 87 و 92.
10. همان، ص 93.
11. همان، ص 25.
12. همان، ص 70.
13. محمد هادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص56.
14. مبانی و روش های تفسیری، ص42.
15. روش شناسی تفسیر قرآن، ص 64.
16. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، صص 271-287.
17. همان، صص 280 و 281 و برای نمونه بیشتر ر.ک: ص 283.
18. همان، صص 278- 277.
19. روش شناسی تفسیر قرآن، ص 81.
20. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص 373.
21. همان، صص 120-119.
22. همان.
23. روش شناسی تفسیر قرآن، ص 105، با تلخیص.
24. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص 285.
25. همان، ص 287.
26. روش شناسی تفسیر قرآن، ص110، با تلخیص.
27. همان، صص 120-118.
28. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص 71.
29. همان، ص 74.
30. همان، ص 75.
31. ر. ک: همان، صص 78-75.
32. همان، ص 75.
33. همان، ص 78.
34. همان، ص 79.
35. همان، ص 80.
36. روش شناسی تفسیر قرآن، ص 142، با تلخیص.
37. التفسیر الاثری الجامع، ص 176.
38. همان، ص 180.
39. آفتاب معرفت، ص 26، با تلخیص.
40. نحل، آیه 44.
41. همان، ص 121.
42. پیام جاویدان، ش 7 و 9.
43. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص 98.
44. روش شناسی تفسیر قرآن، ص 231.
45. التفسیر الاثری الجامع، ص 277.
46. همان، ص 343.
47. همان، صص 364-363.
48. همان، ص 374.
49. ص 388.
50. ص 380.
51. صص 381 و 388.
52. مبانی و روش های تفسیری، ص 50.
53. همان، صص 47-46؛ با تلخیص.
54. محمدهادی معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ص 247.
55. همان، و ص121.
56. همان، ص 247.
57. همان، ص 248.
58. همان.
59. همان، ص 219.
60. همان، برای مثال ر. ک: احادیث، ج1، ص 33، 36/1، 503/1 و...
61. تفسیر و مفسران، ج1، ص 528.
62. التفسیر الاثری الجامع، صص 399-406؛ برای نمونه بیشتر ر. ک: ج1، ص 33، 36/1، 37/1و...
63. همان، ص 173.
64. همان، صص 37-33.
65. همان، صص 70-56.
66. همان، صص36-29.

منبع مقاله :
زیر نظرگروه قرآن پژوهی پژوهشگاه به کوشش: نصیری، علی؛ ‌( 1387)، معرفت قرآنی: یادنگار آیت الله محمدهادی معرفت (رحمة الله علیه)، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول



 

 


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه