روش تفسير قرآن به قرآن

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

 روش تفسير قرآن به قرآن


 

نویسنده: علیرضا آزاد




 

اهمیت روش تفسیر قرآن به قرآن

استفاده از این روش، سابقه ای به قدمت خود قرآن دارد. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) از این روش در تفسیر قرآن استفاده می کردند و همین رویه توسط مفسران صحابه و تابعین نیز در پیش گرفته شد. طی قرون بعد، کسانی مثل شریف رضی و شیخ طوسی و امین الاسلام طبرسی و جارالله زمخشری و ابن کثیر در تفاسیر خود از این روش در کنار سایر روش ها بهره گرفتند. (1) این روش در دوران معاصر جایگاه ویژه ای یافت و تفاسیری با محوریت آن نوشته شد. (2)
در طول تاریخ علم تفسیر، صحت هیچ روشی به اندازه این روش مورد اتفاق نبوده است. ابن تیمیه در باب اهمیت این روش می گوید: إنّ أحسن الطرق فی ذلک أنّ تفسیر القرآن بالقرآن. (3)
شیخ العک در این باب ادعای اجماع کرده و می نویسد: قد أجمع العلماء علی أنّ من أراد تفسیر القرآن، طلبه أوّلاً من القرآن نفسه. (4)
علامه طباطبائی نیز بیان می دارد که مفسر باید با خود قرآن آن را تفسیر کرده، از آن استمداد جسته و به وسیله خود قرآن، مراد و مقصودش را به دست آورد. (5) آیة الله صادقی تهرانی نیز می نویسد: فمسالک التفسیر کلّها هباء و خواء إلّا تفسیر القرآن بالقرآن. (6)
آیة الله معرفت نیز این روش را مطمئن ترین روش تفسیر قرآن برمی شمارد: لا شکّ أن أتقن مصدر تبیین القرآن، هوالقرآن نفسه (7).
پیش تر دو متأله بزرگ مسیحی، آگوستین قدیس (8) و توماس قدیس (9) نیز عقیده داشتند که بهترین روش در تفسیر کتاب مقدس، مراجعه به خود کتاب مقدس است. (10) آگوستین بر این باور بود که می بایستی به یاری پاره ای از یک متن، راز پاره ای دیگر از آن را کشف کرد. این شیوه بعدها تبدیل به دومین قاعده مشترک میان مصلحان عصر نهضت دینی در اروپا شد. (11)

مقصود از روش تفسیر قرآن به قرآن

برای حرف باء در اصطلاح « تفسیر القرآن بالقرآن » سه معنا را محتمل دانسته اند:
1. استعانت (12)؛ 2. سببیت (13)؛ 3. مقابله (14) که قضاوت در این باره مجال دیگری می طلبد. این عنوان به سه نظریه درباره چگونگی تفسیر قرآن قابل انطباق است: (15)

1. قرآن بسندگی:

براساس این نظریه، نه تنها برای پی بردن به معانی و مقاصد ایات قرآن بلکه برای کشف تمام اجزاء و ارکان دین تنها باید از خود قرآن یاری جست، زیرا تمام معارف و احکام و دانستنی های لازمِ دین را می توان با تدبر در آیات و ملاحظه برخی آیات در کنار برخی دیگر به دست آورد و به غیر آن نیازی نیست.

2. قرآن بسندگی در تفسیر:

بر اساس این نظریه، برای پی بردن به معانی و مقاصد آیات قرآن، به غیر قرآن نیازی نیست. هر چند که تفصیل معارف و تشریح جزئیات احکام و همه دانستنی های لازم دین را نمی توان از قرآن به دست آورد ولی می توان همه آیات قرآن را به کمک خود قرآن تفسیر کرد.

3. استفاده حداکثری از قرآن در تفسیر:

بر اساس این نظریه، در تفسیر قرآن به همه قراین متصل و منفصل آیات باید توجه شود ولی عمده ترین سند خود قرآن است و تا جایی که امکان دارد باید آیات را با تدبر در خود آیات و استمداد از آیات دیگر تفسیر کرد.
برخی گفته اند که در میان مفسران مشهور، کسی پیرو نظریه اول نیست و برخی روش ابوزید دمنهوری در تفسیر الهدایة و العرفان فی تفسیر القرآن بالقرآن را از این نوع برشمرده اند. (16)
آنچه برقعی در مقدمه کتاب تابشی از قرآن می گوید هم تا حدودی نشان از تعلق خاطر او به نظریه اول است. (17)
از برخی کلمات علامه طباطبائی استفاده می شود که ایشان قائل به نظریه دوم است اما توجه به سیره عملی ایشان در تفسیر المیزان نشان می دهد که وی تا حدود زیادی از نظریه سوم پیروی کرده اند. (18) تقریری که آیة الله جوادی آملی از روش تفسیری خود ارائه می دهند نیز روش تفسیری ایشان را در ذیل نظریه سوم قرار می دهد. او در مقدمه تفسیر تسنیم می نویسد:
در این روش، هر آیه از قرآن کریم با تدبر در سایر آیات قرآنی و بهره گیری از آن ها باز و شکوفا می شود. تبیین آیات فرعی به وسیله آیات اصلی و محوری و استناد و استدلال به آیات قوی تر در تفسیر. بر این اساس است که برخی از آیات قرآن همه موارد لازم را برای پی ریزی یک بنیان مرصوص معرفتی در خود دارد و برخی از آیات آن تنها عهده دار بخشی از مواد چنین بنایی است. آیات دسته دوم با استمداد از آیات گروه اول تبیین و تفسیر می شود. (19)
ناگفته نماند از سخنان برخی مفسران برداشت می شود که نه تنها قائل به قرآن بسندگی بلکه قائل به آیه بسندگی در تفسیرند. به عنوان مثال آیة الله صادقی در مصاحبه ای بیان داشت:
من مدعی هستم که حتی یک آیه ( البته غیر از مفاتیح سوره و حروف رمزی ) از قرآن نیست که نشود آن را با خودش فهمید. (20)
البته ایشان در ادامه با تعدیل این موضع گیری می گوید:
آیات مشابه قرآن دوگونه هستند: یک دسته آیات، تشابه دارند و با آیات محکم فهمیده می شوند و دسته دیگری که عمیق ترند، به این صورت است که آیه متشابه را با خود آن آیه می فهمیم. (21)
به این ترتیب ایشان با عدول از آیه بسندگی، به قرآن بسندگی اکتفا می کنند.
استفاده از آیات در تفسیر آیات دیگر جهت رسیدن به اهداف گوناگونی صورت می گیرد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. محدود کردن غیر زمانی ( تخصیص و تفسیر )؛
2. محدود کردن زمانی ( نسخ )؛
3. تعیین مصداق آیه؛
4. تعیین یا ترجیح یک معنا بر معنای دیگر؛
5. فهم نکته جدید از مجموع دو یا چند آیه ( که با در نظر گرفتن هر یک از آن ها به طور جداگانه به دست نمی آید )؛
6. روشن گری مفاد آیه؛
7. دست یابی به تبیین جامع و حل تعارض ظاهری آیات؛
8. استشهاد به منظور تأیید برداشت مورد نظر؛
9. کشف منشأ و علت و حکمت؛
10. دست یابی به پرسش مستفاد از آیه (22)؛
11. تعیین معنای آیات مبهم و مجمل؛
12. توضیح معنا و تبیین مقصود؛
13. تعیین معنای اصطلاحات خاص ( که به حقیقت شرعی تبدیل شده اند. ) (23) و ... .

دلایل موافقان روش تفسیر قرآن به قرآن

موافقان این روش با ذکر دلایل قرآنی، روایی، عقلی به دفاع از این روش پرداخته اند. توجه به استنادات و استدلالات صورت گرفته توسط آنان، مبانی این روش را بیش از پیش آشکار می کند. برخی از دلایل آنان به این شرح است:

دلایل قرآنی

1. آیه شریفه: « وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ » (24) علامه طباطبائی با استناد به این آیه در اثبات روش تفسیر قرآن به قرآن می نویسد:
قرآن که خود را تبیان همه چیز می داند، چگونه ممکن است که بیان خودش نباشد؟ (25)
2. آیه شریفه: « وَأَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُّبِینًا » (26) علامه با اشاره به این آیه می نویسد:
چگونه ممکن است چیزی که خودش نور است، به وسیله غیرخودش یعنی قتاده و امثال او روشن شود؟ (27)
3. آیه شریفه: « وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا » (28) علامه در تفسیر این آیه می نویسد:
از این آیه چند مطلب روشن می شود:
الف) قرآن کتابی است که فهم های عادی می توانند آن را بفهمند.
ب) آیات قرآن مفسر یکدیگرند.
ج) قرآن کتابی است که قابل نسخ و ابطال یا تکمیل و تهذیب نیست. (29)

دلایل روایی

بسیاری از مفسران معتقدند که پیشوایان دین، پیشگام به کارگیری این روش در تفسیر قرآن بوده و سایر را به در پیش گرفتن این مشی دعوت کرده اند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) هم قرآن را با قرآن تفسیر کرده اند (30) و به آن توصیه نموده اند که از باب نمونه، به دو مورد از این احادیث اشاره می کنیم:
1. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: « کتاب الله ... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض. » (31)
این که حضرت فرمودند برخی از آیات قرآن به وسیله و به کمک آیات دیگر به سخن درمی آید، می توان اشاره به تفسیر قرآن به قرآن داشته باشد. (32)
2. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: « کتاب ربّکم فیکم ... مفسّراً مجمله و مبیّناً غوامضه ... (33) ».
3. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: « إنّ کتاب الله لیصدّق بعضه بعضاً و لا یکذّب بعضه بعضاً (34). »
تصدیق برخی از آیات برای برخی دیگر به این معناست که آیات می توانند مؤید یکدیگر قرار بگیرند. لذا این حدیث اشاره به نوع تفسیر موضوعی قرآن به قرآن دارد. (35)

دلایل عقلی

1. سیره عقلا آن است که برای فهم هر نوشتار، قراین لفظی و معنوی موجود در آن را مدنظر می گیرند و هیچ قرینه ای، نزدیک تر از خود متن به متن نیست.
2. از آن جا که قرآن یک کل منسجم به هم پیوسته است، تنها در نظر گرفتن هر یک از اجزای آن در کنار اجزای دیگر می تواند تأمین کننده هدف نهایی آن باشد. لذا در نظر داشتن مضامین سایر آیات، برای فهم هر آیه، لازم به نظر می رسد. (36)

نمونه هایی از کاربرد روش تفسیر قرآن به قرآن

1. از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره معنای « ظلم » در آیه شریفه: « الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ » (37) پرسیدند و حضرت با استناد به آیه شریفه: « إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ » (38) پاسخ دادند که مقصود از ظلم در آیه اول، شرک است. (39)
2. از امام محمدباقر (علیه السلام) در مورد قصر نماز مسافر و مقصود از: « فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ » در آیه شریفه: « فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ » (40) پرسیدند ایشان به معنای « لاجناح » در آیه شریفه: « فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا » (41) استدلال کردند و حکم به وجوب ( و نه جواز، آن گونه که در بدو امر به نظر می رسد. ) قصر نماز مسافر کردند. (42)
3. علامه طباطبائی در پایان تفسیر بسمله درباره معنای « رحیم » می نویسد: « مناسب تر آن است که کلمه رحیم بر نعمت دائمی و رحمت ثابت و باقی او دلالت کند رحمتی که تنها به مؤمنین افاضه می کند هم چنان که خدای تعالی فرمود: « وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا » (43) و به همین جهت گفته اند که رحمان، عام است و شامل مؤمن و کافر می شود و رحیم خاص مؤمنین است. » (44)

پی‌نوشت‌ها:

1. علی اکبر بابایی و همکاران، روش شناسی تفسیر قرآن، ص 263-266.
2. از این جمله می توان به تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن، اثر گران قدر علامه طباطبائی و تفسیر الفرقان اثر آیة الله صادقی تهرانی و تفسیر القرآنی للقرآن اثر شیخ عبدالکریم خطیب اشاره کرد.
3. محمد بن تیمیه، مقدمة فی اصول التفسیر، ص 93.
4. خالد عبدالرحمن العک، اصول التفسیر و قواعده، ص 79.
5. سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیرالقرآن، عبدالکریم نیری بروجردی، ص 144.
6. محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج1، ص 19.
7. محمدهادی معرفت، التفسیر و المفسرون، ج1، ص 22.
8. آگوستین قدیس saint Augustinus ( 354- 430 م ).
9. توماس آکوویناس قدیس saint Thomas Aquianas ( 1225-1274 م ).
10. سیروس شمیسا، نقد ادبی، ص 338.
11. محمد فرجاد، هرمنوتیک متون مقدس، پژوهش های قرآنی، ش 15 و 16، 1377، ص 261.
12. ر.ک: عباسعلی عمید زنجانی، مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص 361.
13. محمدعلی رضایی اصفهانی، درسنامه روش ها و گرایش های تفسیر قرآن، ص 56.
14. هدی جاسم ابوطبره، المنهج الأثری، ص 65.
15. علی اکبر بابایی، مکاتب تفسیری، ج2، ص 127.
16. ر.ک: همان، ص 128.
17. سیدابوالفضل برقعی، تابشی از قرآن، ج2، ص 26.
18. ر.ک: علی اکبر بابایی، مکاتب تفسیری، ج2، ص 133-141.
19. عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج1، ص 61.
20. محمد صادقی تهرانی، گفت و گو با استاد دکتر صادق تهرانی، پژوهش های قرآنی، ش 9، 136، ص 287.
21. همان، ص 287.
22. ر.ک: علی اکبر بابایی و همکاران، روش شناسی تفسیر قرآن، ص 277-285.
23. حسین علوی مهر، آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران، ص 372-373.
24. نحل، آیه 89: « این کتاب را به تدریج بر تو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است. »
25. سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج1، ص 20.
26. نساء، آیه 174، ترجمه: « و به سوی شما نوری روشنگر فرو فرستادیم. »
27. همان، ج1، ص 10.
28. نساء، آیه 82: « پس آیا در قرآن توجه نمی کنند و اگر [ بر فرض محال، قرآن ] از نزد غیرخدا بود حتماً در آن اختلاف بسیار می افتند. »
29. همان، ج5، ص 32.
30. ر.ک: محمدعلی رضایی اصفهانی، درسنامه روش ها و گرایش های تفسیری قرآن ص 63.
31. سیدمحمد رضی موسوی، نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ی 133، ص 252: « بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می گوید و برخی بر برخی دیگر گواهی می دهد. »
32. محمدعلی رضایی اصفهانی، درسنامه روش ها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 64.
33. سیدمحمدرضی موسوی، نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ی 1، ص 40: « کتاب پروردگارتان ... که مجملاتش را تفسیر و دشواری هایش را تبیین می کند. »
34. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج9، ص 127.
35. محمدعلی رضایی اصفهانی، درسنامه روش ها و گرایش های تفسیری قرآن، ص 64.
36. ر.ک: همان، ص 65-66.
37. انعام، آیه 82: « کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به ستم نپوشیدند ... »
38. لقمان، آیه 13: « به راستی شرک همواره ستمی بزرگ است ».
39. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج4، ص 444.
40. نساء، آیه ی 101: « پس گناهی بر شما نیست که از [ کیفیت ] نماز بکاهد. »
41. بقره، آیه 158: « بر او گناهی نیست که میان آن دو بسیار بگردد. »
42. محمدبن حسن بن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج5، ص 538 ( باب 22 فی ابواب صلاة المسافر، ح 2 ).
43. احزاب، آیه 43: « و [ نسبت ] به مؤمنان همواره رحمتگر بوده است. »
44. سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 33.

منبع مقاله :
آزاد، علیرضا؛ (1391)، تفسیر قرآن و هرمنوتیک کلاسیک، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول



 

 


نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه