جايگاه امام رضا (ع) در ادبيات سيره نگاري و مناقب نگاري سده هاي متقدم و ميانه (2)

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

جايگاه امام رضا در ادبيات سيره نگاري و مناقب نگاري سده هاي متقدم و ميانه (2)








2. بررسی آثار سده های میانه

1-2. گسترش مناقب نگاری و آغاز تاریخ نگاری فارسی درباره ی ائمه در سده ششم

در سده ششم هجری بسیار طبیعی بود که روند نگارش ها درباره ی تاریخ زندگانی معصومان ادامه و حتی گسترش یابد، اما آنچه به عنوان روندی جدید آغاز شد این بود که در این دوره برای نخستین بار تاریخ نگاری درباره ی زندگانی و دلائل معصومان به زبان فارسی آغاز شد. از سوی دیگر در این سده بود که روند مناقب نگاری معصومان که از پیش آغاز شده بود به اوج خود رسید و از لحاظ کمیت و کیفیت توسعه زیادی یافت. (1)
یکی از آثاری که در نیمه اول سده ششم هجری نگاشته شده است و می توان آن را ادامه روند تاریخ نگاری صرف درباره ی ائمه قلمداد کرد کتاب تاج الموالید فی موالید الائمه و وفیاتهم علامه فضل بن حسن طبرسی (‌د 548ق) است. این اثر رساله ای کوتاه از علامه طبرسی درباره ی تاریخ زندگانی چهارده معصوم است. مؤلف در این اثر به اختصار از نام و نسب و القاب، زمان ولادت و شهادت، مدت عمر �� خلفای معاصر، محل دفن و نام فرزندان سخن می گوید. در موارد اندکی نیز از این محورها خارج شده و مطالب دیگری را بیان کرده است. طبرسی مطالب خود را بدون ذکر منبع یا راوی و سلسله اسناد بیان کرده و فقط در مواردی استثنایی به راوی اشاره می کند. تفاوت این اثر با کتب مشابه در قسمت معاصرت ائمه با خلفاست که مرحوم طبرسی با نگاه خاص تاریخی خود به آن پرداخته و ضمن بیان سال های معاصرت امام با خلیفه، به برخی رویدادهای دوران او نیز اشاره می کند. (2)
اثر مهم دیگر علامه طبرسی که باز در همین دوره نوشته شده اعلام الوری بأعلام الهدی است. این اثر سترگ یک دوره تاریخ چهارده معصوم (علیهم السلام) به همراه دلائل و مناقب آنهاست. این کتاب، از حیث محتوا و ترتیب ابواب و چینش مطالب، شبیه کتاب « ربیع الشیعة » منسوب به ابن طاووس ( د 664ق) می باشد. علامه مجلسی، اینها را دو کتاب می داند. در مقابل، برخی بزرگان، از جمله شیخ آقا بزرگ تهرانی، این دو را یک کتاب از مرحوم طبرسی می دانند و معتقدند که کتاب جداگانه ای با نام « ربیع الشیعة » تألیف نشده است. مؤلف بخشی از منابع خود را از کتب اهل سنت قرار داده است؛ صحیح بخاری، صحیح مسلم، دلائل النبوة ابوبکر بیهقی، کتاب المعرفة ابوعبدالله بن منده، شرف المصطفی ابوسعید خرگوشی، مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، عیون الاخبار ابن قتیبة از جمله منابع او هستند. (3) در اواخر سده ششم هجری کتاب دیگری که به نظر می رسد صبغه صرفاً تاریخی آن پررنگ تر باشد کتابی با عنوان المختصر فی احوالات الاربعة عشر است. به گفته شیخ آقابزرگ این کتاب را شیخ راشد بن ابراهیم بن اسحاق بحرانی نگاشته است و نسخه ای از آن بر جای مانده است. (4)
همان طور که پیش تر ذکر شد از آن رو که در این دوره روند مناقب نگاری به اوج خود رسید، ده ها کتاب در زمینه مناقب و دلائل معصومان تألیف شد، ذکر همه آنها از حوصله این مقاله خارج است و در اینجا صرفاً به ذکر مشهورترین و مهم ترین کتاب هایی که در این حوزه تألیف شد پرداخته می شود. پس از آثار علامه طبرسی یکی از مشهورترین آثار حوزه مناقب نگاری در اواسط سده ششم هجری کتاب الثاقب فی المناقب ابن حمزه طوسی (5) است. این کتاب در موضوع معجزات و کرامات معصومان نوشته شده است. باب یازدهم کتاب به ذکر معجزات حضرت رضا (علیه السلام) اختصاص یافته است. (6) مؤلف بدون اشاره به زندگی و شرح حال معصومان، فقط به مناقب، آن هم کرامات و حوادث خارق العاده ایشان می پردازد. منابع مؤلف به صورت تفصیلی ذکر نشده و از لابلای کتاب می توان به برخی از آنها که شهرت چندانی ندارد پی برد. ابن حمزه سعی کرده روایات خود را با ذکر اسناد نقل کند هرچند در بسیاری از آنها سلسله کامل سند را نیاورده و فقط راوی اخیر را نام می برد. (7) در نیمه دوم سده ششم هجری قطب الدین راوندی (‌د 573ق) کتاب مشهورش الخرائج و الجرائح را نوشت. این کتاب از بزرگ ترین و بهترین کتاب هایی است که پیرامون معجزات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) نوشته شده است. وی باب نهم کتابش را به حضرت رضا (علیه السلام) اختصاص داده است و آن را الباب التاسع فی معجزات الامام المظلوم المسموم علی بن موسی الرضا نام نهاده است. (8)
در نیمه دوم سده ششم هجری ابن شهرآشوب مازندرانی (‌د588ق) کتاب مشهورش مناقب آل ابی طالب را عرضه کرد. این کتاب حاوی مناقب و معجزات گسترده ای از معصومان است که نقل برخی از آنها تا پیش از وی بی سابقه است. وی در جزء چهارم کتابش را به مناقب و معجزات حضرت رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (9)
در کنار آثار پیش گفته که شاید مشهورترین آثار در حوزه مناقب نگاری عربی سده ششم هجری است می توان از آثار دیگری همچون: مناقب آل الرسول نوشته سید ابوابراهیم علوی حسینی(10)، مصباح الأنوار هاشم بن محمدعلی( زنده در 558ق )(11) و الأربعون حدیثا فی المناقب نوشته محمد بن مسلم بن ابی الفوارس رازی ( حدود 581ق) نیز یاد کرد. (12)
در سده ششم هجری برای نخستین بار تاریخ نگاری و مناقب نگاری به زبان فارسی دربار معصومان آغاز شد. یکی از این آثار کتابی است با نام مجمل التواریخ و القصص این کتاب را ابن شادی(13)، در حدود سال 520 به فارسی تألیف کرده است. کتاب مجمل التواریخ و القصص یکی از آثار تاریخی قرن ششم است که به فارسی نوشته شده و موضوع آن تاریخ عالم و به خصوص تاریخ ایران است. این کتاب از ابتدای خلقت تا سال 520 هجری را دربردارد و علاوه بر تاریخ، گاه به جغرافیای شهرها پرداخته و علاوه بر این دو موضوع در بخش های مختلف کتاب اهمیت ویژه ای به حکایات و افسانه های تاریخی و محلی در آن عصر داده است و گویا به همین جهت نام کتاب را مجمل التواریخ و القصص نهاده است. مؤلف در دیباچه به برخی از مآخذ خود اشاره کرده و در اثناء کتاب نیز برخی از منابع خود را نامبرده است. مجمل التواریخ و القصص مشتمل بر 25 باب است.
هشت باب اول آن بسیار مختصر و مقدمه مانند است و موضوع آن جدول های تاریخی ملوک و خلفاست. باب نهم و دهم در تاریخ ایران قبل از اسلام، بابی از ده تا هجده تاریخ ترکان و هندوان و روم و بنی اسرائیل و عرب و تاریخ انبیاء، باب 19 که طولانی ترین ابواب کتاب است مربوط به رویدادهای بعد از اسلام تا سال 520 که تاریخ تدوین کتاب است می باشد؛ باب بیستم درباره ی سلاطین اسلامی معاصر خلفاء، باب 21 درباره ی القاب پادشاهان، باب 22 درباره ی مقابر انبیا و ائمه و خلفا و درباره ی اهل البیت است. باب 23 و24 در جغرافیا. باب بیست و پنجم کتاب که به گفته مؤلف، از موضوعات متفرقه سخن می گوید در نسخه اصلی نبوده و چاپ نشده است. (14) مؤلف فصلی از باب بیست و دوم کتاب را به اهل بیت اختصاص داده که در آن به امام رضا (علیه السلام) نیز پرداخته است. (15)
علاوه بر آن یکی دیگر از آثار فارسی نیمه اول سده ششم هجری، کتاب رامش افزای آل محمد نوشته محمد بن حسین محتسب است. این کتاب اثری ده جلدی در تاریخ انبیاء و امامان بوده است که منتجب الدین رازی آن را دیده و بخشی از آن را نزد مؤلف خوانده بوده است. (16) چنانکه نقل هایی از آن در مناقب ابن شهرآشوب آمده است. (17) اثری از این کتاب پس از قرن هشتم یافت نشده است. (18)
برخی پژوهشگران معاصر نیز رساله دیگری با عنوان فضائل الائمه و اهل البیت را به شیخ ابوالفتوح رازی (‌زنده در 552ق) نسبت داده اند که به زبان فارسی بوده است. (19)

2-2. گسترش گفتمان تشیّع در ایران سده 7 و 8 و تأثیر آن بر روند نگارش ها درباره ی امامان

به نظر می رسد یورش مغولان به ایران در ابتدای قرن هفتم هجری را باید نقطه عطفی در تاریخ امامیه قلمداد کرد. سیطره مغولان بر بخش وسیعی از سرزمین های اسلامی و قتل خلیفه عباسی، بزرگ ترین حامی مذهب اهل تسنن (20) و همچنین فروپاشی شوکت اسماعیلیان، مهم ترین رقیبان امامیه، راه را برای حضور پررنگ اجتماعی امامیان هموار کرد. (21) گسترش تشیّع امامی که تا میانه های قرن هفتم هجری روندی آرام و آهسته داشت، از این زمان به بعد آهنگی سریع تر به خود گرفت. (22) آشفتگی خاطر برخی شاعران ایرانی سنی مذهب همچون عطار نیشابوری به خاطر گسترش تشیّع در این دوره، دلیل دیگری بر این مدعاست. (23)
از قرائنی که می تواند صحت گزارش های تاریخی درباره ی تغییر شرایط امامیه در سده هفتم را تأیید کند، مقایسه اظهارات و مواضع امامیان سده هفتم با مواضع شیعیان سده ششم است. فی الواقع، این مقایسه که تا به حال کمتر بدان توجه شده است حکایت از یک تغییر و تحول شگرف می کند.
یکی از حوزه های حضور شیعیان امامی در این دو سده که نمونه خوبی برای این مقایسه می تواند باشد ری است. مقایسه ای میان کتاب نقض عبدالجلیل قزوینی رازی و کتاب تبصرة العوام محمد بن حسین رازی به خوبی حاکی از بروز یک تحول شگرف در وضعیت امامیه تنها با گذشت یک قرن است.
مؤلف کتاب تبصرة العوام که در اوایل سده هفتم می زیسته است. (24) به صراحت به تقابل با عقاید اهل سنت می پردازد و مطاعن خلفا را مطرح می کند و نسخه ای از عقاید امامیه ارائه می کند که کاملاً با مطالب ارائه شده در کتاب نقض متفاوت است. در کلمات صاحب تبصرة العوام هیچ ردپایی از خوف و هراس از حاکمان وقت دیده نمی شود. صاحب تبصرة العوام بخش طولانی از کتابش را به بحث فدک و اثبات ظلم و غصب شیخین اختصاص داده است. (25) وی در این بخش از کتابش به صراحت خلفا را به باد نقد می گیرد و لحن او با لحن عبدالجلیل که حتی گاه شیخین را می ستود کاملاً متفاوت است. (26) به نظر می رسد این مطلب دقیقاً به علت فراهم شدن شرایط ویژه برای تشیّع در سده هفتم هجری و پایان یافتن دوره تقیه باشد. شرایطی که باعث شده در کمتر از یکصد سال تغییر رویکردی شگرف در دو شیعه امامی همشهری ایجاد شود.
ابن طاووس نیز که می توان او را نماینده ای از وضعیت اواسط سده هفتم هجری تلقی کرد، خبر از برگزاری اعیاد نه ربیع در دوره خود در بلاد ایران که احتمالاً مربوط به کاشان باشد، می دهد. (27) بسیار جالب است که تنها با گذشت حدود یک قرن از دوره عبدالجلیل کار به جایی می رسد که حساسیت برانگیزترین مناسک امامیه یعنی عید نه ربیع در ایران رایج می شود.
از دیگر عالمان امامی سده هفتم و هشتم هجری که این تغییر رویکرد را به خوبی می توان در آثارش پی جویی کرد، عمادالدین طبری است. وی در سال 673 در اصفهان در سایه حمایت های بهاء الدین محمد بن محمد جوینی قرار داشته است و توانسته است آثاری در دفاع از تشیع در آن خطه بنگارد که از آن جمله مناقب الطاهرین، کامل در سقیفه، کفایت در امامت و آثاری دیگری است که به نام بهاء‌الدین محمد تألیف کرده است. اهمیت آثار عمادالدین طبری از آن جهت برای ما بیشتر است که متأثر از مکتب های عراقی مانند مکتب نجف و حله نیست و بیشتر محصول فکر شیعیانی است که در خود ایران تربیت شده اند. این گروه، متأثر از میراث سنتی شیعه و همچنین آثاری بوده اند که آن زمان در دوایر شیعی ایران رایج بوده است. (28)
لحن صریح و متشیعانه آثار عمادالدین طبری همچون کتاب کامل بهایی و تفاوت آن با آثار سده ششم بر کسی پوشیده نیست، اما اهمیت بیشتر آثار وی بدین خاطر است که حاوی گزارش های مستقیمی در خصوص بهبود وضعیت شیعه در سده هفتم است. وی در مقدمه کامل بهایی به صراحت چنین می گوید: در بلاد مازندران حدود یک قرن پیش تنها پانصد تن شیعه بودند اما در حال حاضر یعنی سال 675ق حتی 500 غیرشیعی هم در آن یافت نمی شود. (29) این گفتار وی به خوبی نشان دهنده تفاوت جدی شرایط اجتماعی برای امامیان سده ششم و سده هفتم است.
عمادالدین طبری در جای دیگری از مقدمه کتابش به صراحت می گوید که گرچه تا چندی پیش تقیه بر امامیه واجب بود ولی در شرایط فعلی تقیه حرام شده است، عین عبارات او چنین است: « و تقیّه که واجب بود بدین طائفه به نصوص... و امثال آن از آیات و اخبار به سبب قلّتاع و آن و انصار و کثرت اعداء امروز به حضور ظهور این دولت حرام شد. »(30) وی بر این باور است که علمای امامیه تقیه کرده و بسیاری از مطالب را نیاورده و تنها با کنایه بیان کرده اند. خود وی نیز می گوید در 2 دانگ از 6 دانگ مطالبی که می دانسته تقیه کرده است و تنها ��هار دانگ را آورده است. (31)
کتاب اسرار الإمامه (32) عمادالدین طبری نیز حاوی گزارش هایی از آن دوره است که بسیار بااهمیت است. جالب است که دانسته شود وی این کتاب را که معرب یکی از کتاب های فارسی اش در امامت است به درخواست مردم ری نگاشته است. (33) از این رو گزارش های این کتاب می تواند حاکی از گرایش امامیان ساکن ری در سده هفتم هجری باشد. وی در بخشی از این کتاب می گوید: در این روزگار بسیاری از کفار مسلمان شده و مستقیم مذهب تشیع را می پذیرند، در حالی که عکس آن یعنی سنی شدن یک شیعه رخ نمی دهد. این مطلب را در جای دیگری هم تأکید کرده است که با وجود گرایش عده ای به مذهب تشیع، از شیعیان احدی به مذاهب دیگر نمی گرود. (34)
در جای دیگر می نویسد: ما کسانی را از جمیع ملل و نحل و مذاهب اسلامی می بینیم که دست از ادیان باطل خود برمی دارند و داخل در طریقه علی (علیه السلام) می شوند. بر شمار این افراد هر روز افزوده می شود. در روز سقیفه، تنها هفده نفر با علی (علیه السلام) بودند اما اکنون هزاران هزار از بلاد و قرای مختلف هستند. ما نشنیده ایم که بگویند فلانی متشیّع بود و سنی شد. (35)
وی در همین کتاب پس نقل اخباری که در فضائل خلفا روایت شده می نویسد که این اخبار، تنها از طریق خود اهل سنت روایت شده و آنان مدعی این قبیل روایاتند و «‌شهیده ذنبه » ( شاهدش دنبش است ) و بعد هم با تندی می نویسد که اینها از مفتریات منافقین است که از فضائل علی (علیه السلام) برگرفته و به دیگران نسبت داده اند. (36)
همچنین باور وی به آزار حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) بسیار صریح است و تأکید کرده است که علت شهادت ایشان ماجرای هجوم به خانه بوده است. وی در این کتاب و آثار دیگرش روی این نکته تأکید می ورزد که نام سنی در اصل برگرفته از سنت لعن بر امام علی (علیه السلام) است که از زمان معاویه رواج یافت نه آنکه برگرفته از « سنت محمدیه » باشد، به همین دلیل، وقتی عمر بن عبدالعزیز آن را لغو کرد، صدای اعتراض « رفعت السنة » و « بدّلت السنة » به آسمان رفت. (37)
دکتر ذبیح الله صفا بر این باور است که بر روی هم مذهب تشیع در قرن هفتم و هشتم به سرعت راه قوت را می پیمود و از مقدماتی که در قرن ششم و اوایل قرن هفتم برای نیرومندی آن فراهم آمده بود مدد می گرفت تا به تدریج به صورت مذهب غالب در ایران درآید. تظاهرات عادی اهل تشیّع در ایام سوگواری و ساختن و خواندن اشعاری در مرثیه امامان و شهیدان هم در این دوره رواج گسترده ای یافت. (38)

1-2-2. گسترش گرایش به مناقب نگاری و سیره نگاری در میان سنیان محب اهل بیت از سده 7

در سده هفتم هجری گرچه روند تاریخ نگاری و به خصوص مناقب نگاری درباره ی امامان شیعه همچنان ادامه و توسعه یافت، اما رویداد جدیدی که آن را از سده ششم هجری متمایز می کند اقدام گروهی از سنیان متمایل به اهل بیت به خلق آثاری درباره ی ائمه است. برخی پژوهشگران معاصر از این گروه به عنوان سنیان دوازده امامی یاد کرده اند(39)؛ در عین حال این واقعیت که چنین اصطلاحی برای گروه مزبور در آن دوره تاریخی کاربرد نداشته است و آنان خود را به عنوان یک هویت جمعی متمایز با این عنوان نمی شناخته اند کاربرد آن را در محل تردید قرار می دهد. گسترش نگارش آثاری درباره ی مناقب و تاریخ ائمه دوازده گانه توسط این گروه از اندیشمندان مسلمان که غالباً متعلق به بوم های عراق و شام هستند امری است که تا پیش از این سده رخ نداده بود.
یکی از پژوهشگران معاصر در این خصوص می گوید: تشیّع در قرن هفتم و هشتم نه تنها راه قوت را می پیمود، بلکه اهل سنت هم در ایران بر اثر ضعفی که بر مذاهب آنان دست داده بود و با همه تعصب های پیشین، به طرف آن پیش می رفتند؛ حال آن که این وضع را در دوران های پیش از قرن هفتم و هشتم به عکس می بینیم یعنی بزرگان شعرا و مؤلفان شیعه را گاه می بینیم که در عین اعتقاد به امامت علی بن ابی طالب (علیه السلام) و بطلان خلافت شیخین، باز از آنان به نیکی یاد می کنند. (40)
یکی از نخستین آثار مربوط به این ژانر که در سال های گذار از سده ششم به هفتم نوشته شده است کتاب معالم العترة النبویة و معارف اهل البیت الفاطمیة العلویة عبدالعزیز بن محمد معروف به ابن اخضر گنابادی حنبلی (611م) است. در این کتاب، تنها تا امام یازدهم ذکر شده است و به همین دلیل مورد انتقاد علی بن عیسی اربلی قرار گرفته است. (41)
از دیگر آثار مشهور این حوزه که در نیمه اول سده هفتم تألیف شده است کتاب تذکرة الخواص منالأمة فی ذکر خصائص الائمة نوشته سبطا بن جوزی (‌د 654ق) است. وی این کتاب را در شرح حال علی بن ابی طالب و فرزندان ایشان نوشته است. وی به ترتیب از امام اول تا حضرت حجت، به بیان مناقب و حوادث دوران ایشان می پردازد. مؤلف بیشتر کتاب را به شرح زندگانی و فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسنین (علیهما السلام) اختصاص داده و زندگانی نه امام بعدی را به طور فشرده و با اختصار بیان نموده است. (42) وی در بخش مربوط به حضرت رضا (علیه السلام) پیمان نامه ولایت عهدی ایشان و شرح اولاد ایشان را ذکر کرده است. (43)
محمد بن طلحه شافعی از دیگر عالمان مشهور اهل سنت، در نیمه اول سده هفتم اثر مشهورش مطالب السَؤولفی مناقب آل الرسول را نوشته است. این اثر به شرح حال دوازده امام اختصاص دارد و به تعداد ائمه شیعه، دارای دوازده باب است. ساختار ارائه اطلاعات برای هر امام یکسان است و هر باب در دوازده فصل عرضه شده است که موضوعاتی مانند ولادت، نسب، علم، کرامات، عبادت و دیگر ویژگی ها، سخنان، فرزندان، مدت عمر و... از جمله فصول هر باب است. وی باب هشتم کتابش را به ابی الحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (44) وی در نگارش و جمع آوری مطالب کتاب هر مطلبی را نقل ننموده است به ویژه در نقل فضائل امامان این شیوه مشهود است. نویسنده در این کتاب بیشتر از مجموعه های حدیثی اهل سنت بهره برده و کمتر از منابع شرح حال و تاریخ استفاده کرده است. (45)
در اواسط سده هفتم هجری ابومحمد عمر بن شجاع الدین محمد موصلی شافعی (د 657ق) کتابی با عنوان النعیم المقیم لعترة النباء العظیم یا مناقب آل محمد تألیف کرده است که درباره ی زندگی ائمه اهل بیت است. در این کتاب ابتدا به شرح حال مختصری از چهارده معصوم پرداخته می شود. سپس مباحثی درباره ی امامت آمده و آنچه به عنوان دلیل امامت علی (علیه السلام) به شمار می رود در این قسمت می آید. زندگی دیگر ائمه به اجمال آورده شده و مؤلف بیشتر به زندگی شخصی و نام و لقب و اوصاف و نقش خاتم بسنده می کند که این خصوصیت در بخش مربوط به امام رضا (علیه السلام) هم وجود دارد. (46)منابع کتاب چندان مشخص نیست چون موصلی به شکل پیوسته و داستانی مطالب را آورده و به ندرت از منابع خود نامبرده است. از خصوصیات کتاب موصلی، اشاره به اقوال مختلف درباره ی ولادت، وفات و دیگر احوال معصومین است. (47)
در اواسط سده هفتم هجری حافظ گنجی شافعی ( د658ق)‌از دیگر عالمان شناخته شده اهل سنت که اثری برجسته با عنوان کفایة الطالب فی علی بن ابی طالب از خود برجای گذاشته است. این کتاب را گرچه وی اصالتاً درباره ی امیرالمؤمنین (علیه السلام) نوشته است اما بخشی از آن را به ذکر نسب ایشان اختصاص می دهد و در بخش جداگانه ای با عنوان فرع فی ذکر الائمه (علیهم السلام) به ذکر امامان تا حضرت حجت پرداخته است و بخشی را نیز به امام رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (48)این کتاب که مشتمل بر یکصد باب است از قدیم الایام به عنوان مرجع بسیار مهمی برای مؤلفان و نویسندگان مطرح بوده است. مؤلف در مقدمه کتاب به انگیزه خود از نگارش چنین اثری اشاره می کند و می نویسد در انتهای مجلسی که در حصباء در شهر موصل برگزار شده بود به نقل حدیث غدیر خم پرداخته است و مورد طعن و قدح برخی از حاضرین در مجلس که شناخت چندانی از دانش نقل حدیث نداشتند قرار گرفته است. سپس به خاطر علاقه و محبت و تعصبی که به خاندان اهل بیت داشته است به نگارش این کتاب می پردازد. (49) به گفته برخی پژوهشگران معاصر، این تمایل که معاریف سنیان قرن هفتم خاصه قرن هشتم در نزدیک شدن به شیعه از خود نشان دادند و توجهی که به قبول بعضی از معتقدات آنان یا نقل و اشاعه آنها اظهار داشتند، سبب می شود که قبول کنیم تشیّع در آن ایام نیرویی فزون تر از پیش یافته و به درجه ای رسیده بود که دیگر مانند قرن های پیشین تفوه به عقاید شیعیان نشانه ای از بد مذهبی و الحاد در نظر اهل سنت نبود و یا چنین اندیشه ای در صورت وجود عمومیت نداشت. (50)
در کنار سنیان متمایل به اهل بیت روند مناقب نگاری و تاریخ نگاری شیعیان درباره ی ائمه نیز همچنان ادامه یافت. در اوایل سده هفتم هجری اسعد بن ابراهیم بن حسن حلی (‌زنده در 610ق)‌اثری با عنوان الاربعون حدیثا فی الفضائل و المناقب از خود برجای گذاشته است. (51)‌پس از وی ابن ابی یحیی الحلبی (‌م630ق) کتاب با نام مناقب الائمه الاثنی عشر نوشته است. (52)
یکی از مشهورترین و مهم ترین آثاری که توسط عالمان شیعی در نیمه اول سده هفتم هجری در این حوزه تألیف شده است کتاب نزهة الکرام و بستان العوام محمد بن حسین رازی است. (53) این کتاب اثری است در موضوع زندگی پیامبر و امامت پس از ایشان و احتجاجات ائمه و معجزات آنان و برخی حوادث دوران معصومین. نزهة الکرام کتاب تاریخی و شرح حال معصومان نیست بلکه فضای کلامی آن قوی تر است و اگر گزارش ها و روایاتی از زندگانی ائمه در آن آمده با هدف اثبات برتری آنان و بیان مناقب و فضال ایشان است. این کتاب شامل شصت باب است که نیمی از آن در جلد نخست و نیم دیگر در جلد دوم آمده است. مباحث جلد اول در شرح حال پیامبر و سپس امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است. جلد دوم نیز ذکر احتجاجات و فضایل آن حضرت و دیگر ائمه است. (54) وی باب های 56 و 57 از مجلد دوم کتابش را به ذکر معجزات و احتجاجات حضرت رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (55) یکی از پژوهشگران معاصر این کتاب را از مفصل ترین آثار در زمینه تاریخ صدر اسلام در میان فارسی زبانان شیعه می داند. به گفته وی، این کتاب با اینکه فارسی بوده و به لحاظ اهمیت مورد توجه ابن طاووس قرار گرفته و وی که فارسی نمی دانسته آن را داده تا برایش ترجمه کنند. (56) در یک مورد هم از آن در فرج المهموم نقل کرده است. (57) اسعد بن عبدالقاهر اصفهانی ( زنده در 635ق) از دیگر عالمان امامی نیمه اول سده هفتم هجری است که در منابع اثری با عنوان منبع الدلائل و مجمع الفضائل به وی نسبت داده شده است. وی کتاب مشهور دیگری تحت عنوان رشح الولاء در شرح دعای صنمی قریش نگاشته است که از منابع ابن طاووس بوده است. (58) در همین دوره ابوعبدالله حسین بن جبیر ( د648ق) از شاگردان ابن شهرآشوب مازندرانی نیز اثری در تلخیص کتاب مناقب استادش با عنوان نخب المناقب لآل ابی طالب نوشته است. (59)
در نیمه دوم سده هفتم هجری یکی از مشهورترین و مهم ترین آثاری که در زمینه زندگانی و معجزات ائمه توسط نویسندگان شیعی مذهب نوشته شده است، کتاب کشف الغمة فی معرفة الائمة علی بن عیسی اربلی ( د693ق) است. این کتاب که به زبان عربی و درباره ی زندگی نامه و فضایل پیامبراسلام و اهل بیت است، در سال 687هجری به اتمام رسیده است. کتاب، در دو جزء تنظیم شده و فاقد باب بندی و فصل بندی است و تمام مطالب آن، پس از مقدمه مؤلف، در ذیل شانزده عنوان کلی مختلف مطرح شده است. وی درباره ی پیامبر و هریک از ائمه، ابتدا نام و ولادت آنها را ذکر کرده، بعد زندگی نامه آنان را به تفصیل نقل می کند، پس از آن، فضایل و معجزات و افتخارات آنان را بیان کرده و ذریه و اولاد و نسب آنها را می آورد. وصیت نامه ها و جریان شهادت و وفات آن بزرگواران نیز قسمتی از عناوین کتاب را تشکیل داده است. (60) وی در بخش امام رضا (علیه السلام) نظر مشهورش مبنی بر اینکه مأمون عامل قتل امام رضا (علیه السلام) نبوده است را مطرح می کند و ابن طاووس را هم عقیده با خودش در این زمینه معرفی می کند. (61) مجلسی ثانی با اشاره به دیدگاه اربلی و نقل عبارات وی او را به شدت به باد انتقاد می گیرد. (62)
جمال الدین یوسف شامی از دیگر عالمان شیعه نیمه دوم سده هفتم هجری است که کتابی با عنوان الدرّ النظیم فی مناقب الائمة اللهامیم از وی برجای مانده است. (63)‌مؤلف به رغم آن که نام کتابش را مناقب ائمه گذاشته، از چهارده معصوم سخن گفته است. این کتاب از پانزده باب تشکیل شده که مشتمل بر 14 باب زندگانی معصومان و یک باب کلیات است. باب اول و دوم که به شرح حال رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) اختصاص دارد نصف حجم کتاب را دربرگرفته است. هر باب از چندین فصل تشکیل شده و در این فصول، مؤلف به ولادت و صفات، بعضی گزارش های عام از زندگی امام، مناقب، معجزات، سخنان، وفات و فرزندان پرداخته است. وی باب دهم کتابش را به امام رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (64)
در نیمه دوم سده هفتم هجری علامه حلی ( د736ق) نیز اثری با عنوان المستجاد من کتاب الارشاد از خود برجای گذاشته است. این اثر مشتمل بر دوازده باب و هر باب دربردارنده چند فصل است. در این کتاب، مختصری از تاریخ دوازده امام یاد شده که متضمن نص بر امامت، تاریخ ولادت، تاریخ شهادت، مختصری از فضائل و مناقب، نام فرزندان امامان است. این رساله در مجموعه نفیسه فی تاریخ الائمه (علیهم السلام) به چاپ رسیده است. (65)
اثر دیگری که در همین عصر نگارش شده و در آن برخی مطالب مربوط به شرح زندگانی معصومان را می توان یافت کتاب العدد القویه لدفع المخاوف الیومیّه نوشته رضی الدین، علی بن یوسف بن مطهر حلی ( د710ق) برادر بزرگوار علامه حلی است. (66) این کتاب گرچه اصالتاً برای اختیارات ایام ماه قمری نوشته شده است، اما در برخی روزها به تناسب تطابق آنها با تاریخ ولادت یا شهادت معصومان نکاتی در این خصوص شده است و درواقع علاوه بر اختیارات ایام گویا به نوعی روز شمار تاریخی ماه قمری نیز محسوب می شود. متأسفانه صرفاً نیمه دوم کتاب یعنی از روز پانزدهم به بعد به دست ما رسیده است. (67) وی به تناسب روز 23 ماه قمری به شهادت امام رضا (علیه السلام) در روز 23 ذی قعده اشاره می کند و بخشی را با عنوان نبذة من احوال الامام الرضا (علیه السلام) و کیفیة شهادته به موضوع اختصاص می دهد. (68)

2-2-2. گسترش تاریخ نگاری فارسی ائمه در سده هشتم هجری

گسترش روند نگارش ها درباره ی تاریخ و مناقب ائمه که از سده هفتم آغاز شده بود در سده هشتم نیز ادامه یافت و حتی گسترده تر شد، اما در این سده گرایش و تمایل بیشتری برای خلق آثاری به زبان فارسی دیده می شود. درواقع روند تاریخ نگاری فارسی ائمه که در ابتدا از سده ششم آغاز شده بود همزمان با غلبه گفتمان تشیع در ایران در سده هشتم هجری به اوج خود رسید.
در اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم یکی از برجسته ترین شخصیت هایی که در زمینه تاریخ نگاری و مناقب نگاری ائمه به زبان فارسی فعالیت کرده است، عمادالدین طبری (69) است. چهار اثر یعنی مناقب الطاهرین، کامل بهایی، تحفة الابرار و اسرار الامامه از این نویسنده پرکار شیعی در حوزه موضوع امامت در اواخر قرن هفتم در اصفهان تألیف شده است. به گفته یکی از پژوهشگران معاصر عماد الدین طبری نویسنده این کتاب ها نگرشی کلامی- تاریخی بر موضوعات مهم شیعی کرده و از زمانه خود نیز گاه و بی گاه آگاهی هایی به دست داده است. (70)
در این میان این چهار اثر مناقب الطاهرین ارتباط بیشتری با حوزه مورد بررسی در این مقاله دارد چرا که وی در این کتاب در فصل جداگانه ای مناقب و شرح زندگانی هریک از ائمه را بررسی کرده است و به امام رضا (علیه السلام) نیز پرداخته است. (71) موضوع کتاب زندگانی و اثبات امامت و ولایت چهارده معصوم است و بخش عمده آن به نقل معجزات اختصاص دارد. در کتاب حاضر فصل بندی و عنوان گذاری خاصی وجود ندارد مگر آن که مؤلف هر باب را به یک معصوم اختصاص داده و ذیل آن فصل هایی آورده و عناوینی به زبان عربی به این فصل ها داده است. از چاپ دو جلدی کتاب حاضر، جلد نخست تا پایان زندگی علی (علیه السلام) است و جلد دوم به امام دوم تا دوازدهم می پردازد. در ابتدای جلد دوم کلیاتی درباره ی مناقب ائمه آمده است. (72) البته وی در کتاب دیگرش تحفه الابرار نیز در باب چهارم به طور بسیار کوتاه و گذرا به تاریخ ولادت و شهادت امامان پرداخته است و فصل دهم را به حضرت رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (73)
در اواسط سده هشتم هجری متن دیگری با عنوان تاریخ گزیده از حمدالله مستوفی ( م 740 ) (74) در دست است. وی در این کتاب، ابتدا شرحی از تاریخ خلفای نخستین را به دست داده و سپس به بیان شرح زندگی و فضائل امیرالمؤمنین می پردازد. فصل سوم از باب سوم کتاب را نیز با این عبارت: « در ذکر تمامی ائمه معصومین (علیهم السلام) که حجة الحق علی الخلق بودند، مدت امامتشان از رابع صفر سنه تسع و اربعین تا رمضان سنه اربع و ستین و مأتین دویست و پانزده سال و هفت ماه. ائمه معصوم اگرچه خلافت نکردند اما چون مستحق، ایشان بودند تبرک را از احوال ایشان شمه ای بر سبیل ایجاز ایراد می رود. » به دیگر امامان اختصاص داده است(75). این شرح تا بیان زندگانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامه یافته است. (76) دکتر ذبیح الله صفا این اثر را یکی از نشانه های نزدیکی اهل سنت به شیعه در اواخر دوره ایلخانان(77)، یعنی اوایل قرن هشتم هجری، می داند. وی در عین حال بر این باور است که عبارات این کتاب به خوبی نشان می دهد که وی شیعه نیست. (78)
اثر سترگ دیگری که در این حوزه در نیمه اول سده هشتم هجری نگاشته شده است، احسن الکبار فی معرفة الائمة الابرار از سید محمد بن ابی زید بن عربشاه ورامینی در شرح زندگی امامان معصوم است که به سال 740هجری نگاشته شده و نسخه هایی از آن از جمله در کتابخانه آیت الله مرعشی(79) برجای مانده است. (80) خلاصه ای از این اثر نیز با نام لوامع الانوار از علی بن حسن زواره ای در دست است. (81) شاید بتوان از محمدصالح کشفی (د 1060ق)‌به عنوان یکی از مهم ترین نویسندگانی یاد کرد که پس از ورامینی در کتابش مناقب مرتضوی از احسن الکبار بهره ها برده است. (82)
از اواسط سده هشتم هجری کتاب فارسی دیگری با عنوان راحة الارواح و مونس الاشباح در شرح زندگانی، فضائل و معجزات ائمه اطهار (علیهم السلام) در دست است که آن را حسن شیعی سبزواری (83) تألیف کرده است. این اثر به زبان فارسی نوشته شده و نثری روان و بدون اغلاق دارد. باب نخست در احوال پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، باب دوم در خلافت پس از آن حضرت و ابواب بعدی درباره ی یک یک معصومان از حضرت زهرا (علیها السلام) تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. هر باب نیز از چندین فصل تشکیل شده و مؤلف به صورت کلیشه ای به عناوین ولادت، فرزندان، فضائل، معجزات و وفات می پردازد. وی باب یازدهم کتابش را به حضرت رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (84) مؤلف به منابع خود تصریح نکرده و سلسله کامل راویان را حذف کرده است و فقط راوی اصلی و در مواردی هم چند نفر را نام برده و در غالب موارد به عبارت « روایت است » اکتفا می کند. این کتاب به درخواست خواجه کرّابی ( م759) یکی از حاکمان و سلاطین دولت سربداران نوشته شده است و مؤلف در مقدمه از وی به عظمت یاد کرده است. (85)
حسن شیعی سبزواری اثر دیگری نیز با عنوان بهجة المباهج دارد. این کتاب ترجمه مباهج المهج فی مناهج الحجج از قطب الدین کیدری نویسنده برجسته شیعی است که به احتمال بسیار قوی در قرن ششم زندگی می کرده است. این کتاب که به عربی بوده توسط حسن شیعی سبزواری در قرن هشتم به فارسی در آمده است. وی این ترجمه را به نیز به خواجه کرّابی اهدا کرده است. (86)
در کنار کتاب های فارسی درباره ی تاریخ و مناقب ائمه که در سده هشتم هجری تألیف شد، آثاری نیز به زبان عربی درباره ی تاریخ زندگی و مناقب معصومان با همان گرایش های شیعی می توان یافت که اهمیت زیادی دارند. بی تردید مهم ترین اثر در این حوزه در سده هشتم هجری کتاب فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین نوشته ابراهیم بن محمد حمّویی جوینی ( د722ق)‌است. در سمط اول این کتاب، به فضائل امام علی و در سمط دوم به فضائل عترت پیامبر پرداخته شده که علاوه بر امیرالمؤمنین شامل فاطمه زهرا، حسنین و ائمه دیگر تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. البته مؤلف از امام سوم به بعد تنها درباره ی امام رضا (علیه السلام) و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالبی دارد و درباره ی دیگر ائمه به ذکر احادیثی کلی، بسنده کرده است. در میان مشایخ و اسانید این کتاب، هم دانشمندان سنی و هم عالمان شیعی وجود دارد. از آن جمله می توان به شاذان بن جبرئیل قمی ( م660ق) و شیخ صدوق (م 381ق) اشاره کرد. وی باب سی و نهم از کتابش را به امام رضا (علیه السلام) اختصاص داده است. (87) دکتر ذبیح الله صفا این کتاب و نویسنده اش را از دیگر نمونه های برجسته نزدیک شدن اندیشه های اهل سنت به شیعه در سده هشتم می داند. وی می گوید: نمونه دیگری از این فکر را می توان نزد صوفی و محدث بزرگ شیخ الاسلام ابراهیم ابن سعد الدین محمد حمویی جوینی یافت. او همان است که در سال 694ق غازان بر دستش مسلمان شد و در خراسان و دستگاه غازانی اثر بسیار داشت. وی و پدرش با آن که در بعض مآخذ شیعی دانسته شده اند، ولی اهل تحقیق به سبب آن که سه خلیفه اول را به حق دانسته است در تشیّع او تردید کرده اند. با این حال او نزد خواجه نصیر طوسی و چند تن دیگر از علمای شیعی تحصیل کرده و همین امر او را به تشیّع متمایل ساخته بود. شیخ الاسلام در کتاب فرائد السمطین شرحی مفصل در تفضیل علی بن ابی طالب و خاندان او تا امام دوازدهم داده است و این نکته نزدیکی تشیّع و تسنّن را در ذهن این عالم بزرگ می رساند و حتی تصور اعتقاد به تشیّع را در نزد او قوت می دهد و گویا یکی از علت های آن که غازان خان در عین آن که مذاهب اهل سنت را بر حق می دانست به ائمه شیعه و به سادات ارادت خاص می ورزید، تأثیرپذیری از همین عالم بزرگ باشد. (88)
منابع :
1. آقابزرگ تهرانی، محسن بن علی (1408ق)، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، قم: اسماعیلیان و کتابخانه اسلامیه تهران.
2. آقا بزرگ تهرانی، محسن بن علی (1380)، گزیده مقالات الذریعه، به کوشش حمیدرضا شیخی، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ اول.
3. ابن بابویه، محمد بن علی (‌1378)، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، تهران: نشر جهان، چاپ اول.
4. ابن جبر، علی بن یوسف (1418ق)، نهج الإیمان، به کوشش سید احمد حسینی، مشهد: مجتمع امام هادی (علیه السلام).
5. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی (‌1419ق)، الثاقب فی المناقب، به کوشش نبیل رضا علوان، قم: انصاریان، چاپ سوم.
6. ابن رستم طبری، محمد بن جریر (‌1413ق)، دلائل الامامة، قم: مؤسسه بعثت.
7. همو(1427ق)، نوادر المعجزات، به کوشش باسم محمد الاسدی، قم: دنیل ما، چاپ اول.
8. ابن شادی (بی تا)، مجمل التواریخ و القصص، به کوشش ملک الشعرای بهار، تهران: کلاله خاور.
9. ابن شعب حرانی، حسن بن علی (1404ق)، تحف العقول، به کوشش علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، چاپ دوم.
10. ابن شهرآشوب، محمد بن علی (‌1380ق)، معالم العلماء، نجف: المطبعه الحیدریة.
11. ابن شهرآشوب، محمد بن علی (1379ق)، مناقب آل ابی طالب (علیهم السلام)، قم: علامه، چاپ اول.
12. ابن طاووس، علی بن موسی (‌1414ق)، اقبال الاعمال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم.
13. ابن طاووس، علی بن موسی(1413ق)، الیقین، قم: مؤسسه دارالکتاب جزائری.
14. ابن طاووس، علی بن موسی (1368ق)، فرجال مهموم فی تاریخ علماء‌النجوم، قم: دارالذخائر.
15. ابن طاووس، علی بن موسی (1375)، کشف المحجة لثمرة المهجة، به کوشش محمد حسون، قم: بوستان کتاب، چاپ دوم.
16. ابن عبدالوهاب، حسین بن عبدالوهاب (بی تا)، عیون المعجزات، به کوشش محمدعلی اوردوبادی، قم: مکتبة الداوری.
17. ابن منظور، محمد بن مکرم (1405ق)، لسان العرب، قم: نشر ادب حوزه.
18. ابن ندیم بغدادی، محمد بن اسحاق (‌1391ق)، الفهرست، به کوشش رضا تجدد، چاپ تهران.
19. ابوعلی طبرسی، فضل بن حسن (‌1417ق)، إعلام الوری باعلام الهدی، قم: آل البیت، چاپ اول.
20. ابوعلی طبرسی، فضل بن حسن (1422ق)، تاج الموالید، بیروت: دارالقار، چاپ اول.
21. ابوعلی مسکویه رازی، احمد بن محمد (1379)، تجارب الأمم، به کوشش ابوالقاسم امامی، تهران: سروش، چاپ دوم.
22. اذکائی، پرویز(1373)، تاریخ نگاران ایران، تهران: بنیاد موقوفات افشار.
23. اربلی، علی بن عیسی (1421ق)، کشف الغمة فی معرفة الائمة، قم: سیدرضی، چاپ اول.
24. اردبیلی، محمد بن علی ‌(بی تا)، جامع الرواة، قم انتشارات مصطفوی.
25. اردوبادی، محمدعلی (بی تا)، مقدمه عیون المعجزات، قم: مکتبة الداوری.
26. اسکافی، محمد بن همام (1422ق)، منتخب الأنوار فی تاریخ الائمة، قم: دلیل ما، چاپ اول.
27. اقبال آشتیانی، عباس (‌1425ق)، آل نوبخت، تعریب علی هاشم الاسدی، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی.
28. الاسدی، باسم محمد (1427ق)، مقدمه نوادر المعجزات، قم: دلیل ما، چاپ اول.
29. الرفاعی، عبدالجبار (1410ق)، تعریف بمصادر الامامة فی التراث الشیعی (2)، مجله تراثنا، ش19، قم: آل البیت.
30. الرفاعی، عبدالجبار(1371)، معجم ما کتب عن الرسول و أهل بیته، تهران: وزارت ارشاد، چاپ اول.
31. الویری، محسن (1384)، شیعیان از سقوط بغداد تا ظهور صفویه، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول.
32. امین، سید محسن (بی تا)، اعیان الشیعه، به کوشش حسن امین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات.
33. ایزدی مبارکه، کامران و گرامی، سید محمدهادی (1389)، اصطلاح اخباری در سیر تحول مفهومی، مجله حدیث پژوهی، شماره3.
34. بغدادی، اسماعیل پاشا بن محمد امین (بی تا)، ایضاح المکنون، به کوشش محمد شرف الدینی رفعت بیلگه الکلیسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
35. بیانی (‌اسلامی ندوشن)، شیرین (1371)، دین و دولت در ایران عهد مغول، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
36. بی نا(1406ق)، صحیفة الامام الرضا (علیه السلام)، به کوشش محمدمهدی نجف، مشهد: کنگره جهانی امام رضا (علیه السلام)، چاپ اول.
37. بی نا (1422ق)، مجموعة نفیسة فی تاریخ الأئمة (علیهما السلام)، بیروت: دارالقاری، چاپ اول.
38. بی نا (1417ق)، مقدمه إعلام الوری بأعلام الهدی، قم: آل البیت، چاپ اول.
39. بی نا (1420ق)، مقدمه الدرالنظیم فی مناقب الائمة اللهامیم، قم: جامعه مدرسین.
40. بی نا (1411ق)، مقدمه الهدایة الکبری، بیروت: مؤسسة البلاغ، چاپ چهارم.
41. بی نا (1413ق)، مقدمه دلائل الامامة، قم: مؤسسه بعثت.
42. پطروشفسکی، ایلیا پاولویچ (1353)، اسلام در ایران، ترجمه کریم کشاورز، تهران: انتشارات پیام، چاپ چهارم.
43. حاج منوچهری، فرامرز (1379)، اصل ( دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج9)، تهران: انتشارات دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
44. جدیدی نژاد، محمدرضا(1380)، معجم مصطلحات الرجال و الدرایه، قم: دارالحدیث.
45. جعفریان، رسول (1385)، « آئینه تشیّع »، مجله کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 107 و 108.
46. جعفریان، رسول (1386)، تاریخ تشیّع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی، تهران: نشر علم.
47. جعفریان، رسول(1381)، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم: انصاریان، چاپ ششم.
48. جعفریان، رسول (1377)، « فواید تاریخی و نکات کتابشناسانه در آثار عماد الدین طبری »، مجله آینه پژوهش، شماره 50.
49. جلالی، سیدمحمدرضا (1410ق)، مقدمه تاریخ أهل البیت، قم: آل البیت، چاپ اول.
50. جمال الدین شامی، یوسف بن حاتم (1420ق)، الدرالنظیم فی مناقب الائمة اللهامیم، قم: جامعه مدرسین.
51. حائری جم، صادق (1376)، تازه های نشر، مجله علوم حدیث، پائیز همان سال، ش5.
52. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله (بی تا)، کشف الظنون، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
53. حربی، ابراهیم بن اسحاق (1405ق)، غریب الحدیث، به کوشش دکتر سلیمان بن ابراهیم بن محمد عایر، جده: دارالمدینه للطباعة و النشر، چاپ اول.
54. حرعاملی، محمدبن حسن(1362)، امل الآمل، به کوشش سید احمد حسینی، قم: دارالکتاب الاسلامی.
55. حسینی، سیداحمد (بی تا)، فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی جلد دهم، قم: ولایت قم.
56. حسینی جلالی، سیدمحمدجواد (1418ق)، مقدمه مسند الرضا، قم: مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی.
57. حمّویی، ابراهیم بن محمد (1400ق)، فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت: مؤسسة المحمود، چاپ اول.
58. خوئی، سیدابوالقاسم(‌1410ق)، معجم رجال الحدیث، قم: مرکز نشر آثار شیعه.
59. رازی، محمد بن حسین(1364)، تبصرة العوام فی مقالات الأنام، تهران: اساطیر.
60. همو (بی تا)، نزهة الکرام و بستان العوام، به کوشش محمد شیروانی، تهران: کتابخانه مرکزی و ادبیات دانشگاه تهران.
61. درگاهی، حسین (1379)، مقدمه مناقب الطاهرین، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، چاپ اول.
62. رجائی، سیدمهدی (‌1408ق)، مقدمه العدد القویّة، قم: کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، چاپ اول.
63. رضی الدین حلی، علی بن یوسف (‌1408ق)، العدد القویّة لدفع المخاوف الیومیة، به کوشش سیدمهدی رجائی، قم: کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، چاپ اول.
64. سبط بن جوزی، یوسف بن قزاوغلی (‌1418ق)، تذکرة الخواص، قم: منشورات الشریف الرضی، چاپ اول.
65. سپهری، محمد (‌1378)، مقدمه راحة الارواح، تهران: اهل قلم، چاپ دوم.
66. شیروانی، محمد (‌بی تا)، مقدمه نزهة الکرام و بستان العوام، تهران: کتابخانه مرکزی و ادبیات دانشگاه تهران.
67. شیعی سبزواری، حسن بن حسین (‌1378)، راحة الأرواح، به کوشش محمد سپهری، تهران: اهل قلم، چاپ دوم.
68. صفا، ذبیح الله (1378ش)، تاریخ ادبیات در ایران، تهران: انتشارات فردوس، چاپ هشتم.
69. صفری فروشانی، نعمة الله (1384)، حسین بن حمدان خصیبی و کتاب الهدایه الکبری، مجله طلوع، ش 16.
70. طاهری، ابوالقاسم (‌1380)، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
71. طباطبائی، سید عبدالعزیز (‌1417ق)، أهل البیت فی المکتبة العربیة، قم: آل البیت، چاپ اول.
72. طبرسی، حسن بن فضل (1412ق)، مکارم الأخلاق، قم: شریف رضی، چاپ چهارم.
73. طوسی، محمد بن حسن (1414ق)، الامالی، قم: مؤسسه بعثت.
74. طوسی، محمد بن حسن (‌بی تا)، الفهرست، نجف: المکتبة المرتضویة.
75. طوسی، محمد بن حسن (‌1381ق)، کتاب الرجال، نجف: المکتبة الحیدریة.
76. عبدالمحمدی، حسین (1382)، نقد و ارزیابی کتاب مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، تابستان همان سال.
77. عبدالملک قمی، حسن بن علی بن حسن (1361)، ترجمه تاریخ قم ( نوشته حسن بن محمد بن حسن قمی در 378ق)، به کوشش سید جلال الدین تهرانی، تهران: توس.
78. علوان، نبیل رضا (1419ق)، مقدمه الثاقب فی المناقب، قم: انصاریان، چاپ سوم.
79. عمادالدین طبری، حسن بن علی (1376)، تحفة الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، به کوشش سیدمهدی جهرمی، تهران: میراث مکتوب، چاپ اول.
80. عمادالدین طبری، حسن بن علی (1383)، کامل بهایی، به کوشش اکبر صفدری قزوینی، تهران: مرتضوی.
81. عمادالدین طبری، حسن بن علی (1379)، مناقب الطاهرین، به کوشش حسین درگاهی، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، چاپ اول.
82. غفاری، علی اکبر (1404ق)، مقدمه تحف العقول، قم: جامعه مدرسین، چاپ دوم.
83. غلامعلی، مهدی (1391)، سیطره سبک مناقب نگاری در سده ششم و هفتم هجری (مجموعه آثار کنگره بزرگداشت عبدالجلیل، ج5)، قم: دارالحدیث.
84. فکوهی، ناصر (1389)، آیا حافظه فرهنگی جمعی وجود دارد؟ پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ (‌http://anthropology. ir/node/8757)
85. قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله (1409ق)، الخرائج و الجرائح، قم: مدرسه الإمام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ اول.
86. کشفی (الحسینی)، محمدصالح (1380)، مناقب مرتضوی، تهران: روزنه، چاپ اول.
87. کشی، محمد بن عمر (‌1348)، رجال الکشی (‌اختیار معرفة الرجال)، مشهد: انتشارات دانشگاه مشهد.
88. کلبرگ، اتان(1379)، اصول اربعمائه، ترجمه محمدکاظم رحمتی، نشریه علوم حدیث، ش 17.
89. کلبرگ، اتان (1371)، کتابخانه ابن طاووس، ترجمه رسول جعفریان و سیدعلی قرائی، قم: کتابخانه عمومی آیة الله مرعشی نجفی.
90. کلینی، محمد بن یعقوب (‌1362)، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ دوم.
91. گرامی، سیدمحمدهادی (‌1391)، جایگاه اصطلاح « شیعه اصولیّه » در گفتمان کلامی عبدالجلیل قزوینی رازی (مجموعه آثار کنگره عبدالجلیل قزوینی رازی، ج4)، قم: دارالحدیث.
92. گرامی، سید محمدهادی (1391ب)، نخستین مناسبات فکری تشیّع: بازخوانی مفهوم غلو در اندیشه جریان های متقدم امامی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، چاپ اول.
93. گنجی شافعی، محمد بن یوسف (1404ق)، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، تهران: دار إحیا تراث اهل البیت (علیهم السلام)، چاپ دوم.
94. گودرزی، حسین (1387)، تکوین جامعه شناختی هویت ملی در ایران با تأکید بر دوره صفویه، تهران: انتشارات تمدن ایرانی.
95. لمبتون، ان. ک. س (1380)، شرح و گزارشی از تاریخ قم، ترجمه نضرالله صالحی، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا شماره 47 و 46 مرداد و شهریور همان سال.
96. میرداماد، محمدباقر (1422ق)، الرواشح السماویة، به کوشش غلامحسین قیصریه ها و نعمت الله جلیلی، قم: دارالحدیث.
97. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (1403)، بحارالأنوار، به کوشش عبدالرحیم الربانی الشیرازی، بیروت: مؤسسة الوفاء.
98. محب الدین طبری، احمد بن عبدالله (1356ق)، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، قاهره: مکتبة القدسی.
99. محمودی، ضیاء‌الدین (1423ق)، مقدمه الأصول الستة عشر، قم: دارالحدیث، چاپ اول.
100. مدرسی طباطبایی، سیدحسین (1388)، جوابیه حسین مدرسی طباطبایی به نقد حسن طارمی، کتاب ماه دین، شماره 142، مرداد همان سال.
101. مرتضوی، منوچهر (‌1370)، مسائل عصر ایلخانان، تهران: انتشارات آگاه.
102. مستوفی، حمدالله بنابی بکر(1364)، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر، چاپ سوم.
103. مسعودی، علی بن حسین (1426ق)، إثبات الوصیة للإمام علی بن أبی طالب، قم، انصاریان، چاپ سوم.
104. مسعودی، علی بن حسین (‌1409ق)، مروج الذهب و معادن الجوهر، به کوشش اسعد داغر، قم: دارالهجرة، چاپ دوم.
105. مفید، محمد بن محمد (‌1413ق)، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ اول.
106. منتجب الدین رازی، علی بن بابویه (‌1366ش)، الفهرست، به کوشش محدث ارموی، قم: کتابخانه آیة الله العظمی مرعشی نجفی.
107. موصلی، عمر بن شجاع الدین (‌1424ق)، النعیم المقیمل عترة النبأ العظیم، بیروت: مؤسسة الأعلمی، چاپ اول.
108. نجاشی، احمد بن علی (‌1407ق)، اسماء مصنفی الشیعه (‌الرجال)، قم: انتشارات جامعه مدرسین.
109. نجف، محمدمهدی (1406ق)، مقدمه صحیفة الإمام الرضا (علیه السلام)، مشهد: کنگره جهانی امام رضا (علیه السلام)، چاپ اول.
110. نوایی، عبدالحسین(1364)، مقدمه تاریخ گزیده، تهران: امیرکبیر، چاپ سوم.
111. نوری، حسین بن محمدتقی(1415ق)، خاتمة مستدرک الوسائل، قم: موسسة آل البیت.
112. نیشابوری، محمد بن فتال (‌1423ق)، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم: دلیل ما، چاپ اول.
113. هزار، علیرضا (‌1422ق)، مقدمه منتخب الأنوار فی تاریخ الائمة، قم: دلیل ما، چاپ اول.
114. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب (بی تا)، تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر.
115. DAKAKE,MARIA MASSI(2007),The Charismatic Community:Shiite Identity in Early Islam,State University of New York Press
116. Haider,Najam(2011),The Origins of the Shi'a:Identity,Ritual,and Sacred Space in Eighth-Century Kufa,Cambridge University Press
117. Haider,Najam(2007),The Brith of Sectarian Identity in 2nd/8th Century Kufa:Zaydism and the Politics of Perpetual Revolution,Princeton University
118. Veit-Brause,Irmeline(2003),The Interdisciplinarity of History of Concepts a bridge between disciplines,History of Concepts Newsletter Nr. 6,Spring,E. d:Henrik Stenius,Suvi Ervamaa and Jani Marjanen
119. Afsaruddin,Asma(2006),Ghadir Khumm,Encyclopedia of Quran,by Oliver Leaman(Ed),Rotledge.
120. Nakash,Yitzhak,(1993),An Attempt to Trace the Origin of the Rituals of Ashura,Die Welt des Islams,New Series,Vol. 33,Issue 2
121. Kohlberg,Etan,Ibn Babawayhi(2005),ENCYCLOPEDIA OF RELIGION,SECOND EDITION,Macmillan Reference USA.

پی نوشت ها :

1. درباره ی رویکرد مناقب نگاری در سده ششم هجری نک: غلامعلی، 1391، صص 315-358.
2. نک: ابوعلی طبرسی، 1422ق، سرتاسر.
3. درباره ی کتاب نک: ابوعلی طبرسی، 1417ق، سرتاسر؛ بی تا، 1417ق، صص 16-28.
4. آقابزرگ، 1408ق، ج20، ص 173؛ جعفریان، 1381، ص 25.
5. ابن حمزه طوسی یا عمادالدین طوسی، از فقهای امامیه در سده ششم هجری می باشد. بعضی او را هم طبقه شاگردان شیخ طوسی دانسته و برخی دوره او را از این هم متأخرتر دانسته اند. کتاب معروف او در فقه « الوسیلة الی نیل الفضیلة » نام دارد و به همین جهت او را « صاحب وسیله » نیز گفته اند. محمد بن حسن شوهانی از اساتید ابن حمزه و سید نسّابه، عبدالحمید بن فخار بن معد از شاگردان اوست. تاریخ وفات ابن حمزه همانند سال ولادت او مجهول است، ولی قبر وی هم اکنون در نجف اشرف می باشد. محقق کتاب طبق استظهاری که از برخی عبارات ابن حمزه دارد نشان می دهد که او در اواسط سده ششم هجری زنده بوده است ( نک: علوان، 1419ق، ص 14).
6. ابن حمزه طوسی، 1419ق، ص 465.
7. درباره ی کتاب نک: علوان، 1419ق، صص 7-18.
8. قطب الدین راوندی، 1409ق، ج1، ص 337.
9. ابن شهرآشوب، ج4،‌صص 330-377.
10. آقابزرگ تهرانی، 1408ق، ج22، ص 320.
11. آقابزرگ تهرانی، 1408ق، ج21، ص 104.
12. آقابزرگ تهرانی، 1408ق، ج1، ص 427.
13. ابن شادی مؤلف گمنام کتاب بسیار ارزشمند و گران مایه « مجمل التواریخ والقصص » است. درباره ی مؤلف آن نمی توان اظهارنظر قطعی کرد. وی اجمالاً از اهل عراق عجم و به گمان قوی از همدانی اسدآباد بوده است چون در صفحات متعدد کتاب، درباره ی این دو شهر سخن گفته است. جدّ وی مهلب بن محمد بن شادی است که خود به این مطلب تصریح کرده است. به همین جهت و به کمک دلایلی دیگر، یکی از محققان معاصر پرویز اذکائی نام ابن شادی را برای مؤلف این کتاب برگزیده و می گوید: بسیاری از کسانی که با اضافه بنوّت شهرت دارند به اجداد خود منسوبند و از آنجا که قطعاً جدّ سوم مؤلف، شادی نام دارد باید او را ابن شادی معرفی کنیم. وی اظهار امیدواری کرده از این پس کتاب مجمل التواریخ با عنوان مجهول المؤلف شناخته نشود. (‌نک: اذکائی، 1373، بخش یکم، صص 229-238).
14. نک: ابن شادی، بی تا، سرتاسر؛ آقابزرگ، 1408ق، ج20، ص 50؛ جعفریان، 1381، صص 27-28.
15. ابن شادی، ص 457.
16. منتجب الدین رازی، 1366، ص 108.
17. ابن شهرآشوب، 1379ق، ج2،‌ص 294 و ج3، ص 153 و ج4، ص 248، 229، 30.
18. نک: آقابزرگ، 1408ق، ج10، ص 59 و 61؛ جعفریان، 1381، ص 30.
19. غلامعلی، 1391، ص 327.
20. مرتضوی، 1370، ص 237.
21. پطروفسکی، ص 291؛ بیانی (اسلامی ندوشن)، 1371، ج2، ص 571.
22. طاهری، 1380، صص 151-156.
23. جعفریان، 1386، ص 677.
24. کلبرگ، 1371، ص 482.
25. رازی، 1364، ص 212-222.
26. درباره ی دیدگاه های کلامی خاص عبدالجلیل و تسامح او در تبرّی نک: گرامی، 1391الف، سرتاسر.
27. ابن طاوس، 1414ق، ج3، ص 113. همچنین نک: جعفریان، 1386، ص 674-675.
28. جعفریان، 1385، ص 60.
29. عمادالدین طبری، 1383، ص 24.
30. عمادالدین طبری، 1383، ص 26.
31. جعفریان، 1377، ص 2.
32. برای آگاهی از نسخه های کتاب نک: الرفاعی، 1410، ص 148.
33. نک: حسینی، بی تا، ج10، ص 148.
34. جعفریان، 1385،ص 61.
35. جعفریان، 1385، ص 62.
36. جعفریان، 1385، ص 66.
37. جعفریان، 1385، ص 62.
38. صفا، 1378، ج3، بخش 1،‌ص 142.
39. نک: جعفریان، 1381، ص 27.
40. صفا، 1378، تاریخ ادبیات در ایران، ج3، بخش 1، ص 143.
41. جعفریان، 1381، ص 28؛ طباطبایی، 1417ق، ص 500؛ حاجی خلیفه، بی تا، ج2، ص 1726؛ آقابزرگ، 1408ق، ج21، ص 200.
42. نک: سبط بن جوزی، 1418ق، سرتاسر.
43. سبط بن جوزی، 1418، ص 315.
44. ابن طلحه شافعی، ص 295.
45. برای بررسی تفصیلی مؤلف و کتابش نک: عبدالمحمدی، 1382،‌سرتاسر.
46. موصلی، 1424، صص 137-138.
47. نک: موصلی، 1424، سرتاسر.
48. گنجی شافعی، 1404ق، صص 457-458.
49. گنجی شافعی، 1404ق، ص 37.
50. صفا، 1378، ج3، بخش 1، ص 146.
51. آقابزرگ، 1408ق، ج1، ص 411.
52. آقابزرگ، 1408ق، ج22، ص 320.
53. جمال الدین ابوعبدالله محمد بن حسین بن حسن رازی از علمای شیعه امامیه است که کتابت بصرة العوام او شهرت بیشتری دارد. پیش تر این کتاب را اشتباها متعلق به مرتضی داعی رازی می دانستند. از اینکه نزهة الکرام را پس از تبصرة العوام نوشته است، باید گفت سال های زیادی پس از تألیف تبصرة العوام نیز که متعلق به نیمه اول سده هفتم است، حیات داشته است (درباره ی کتاب و مؤلف نک: شیروانی، مقدمه نزهة الکرام، صص 1-22).
54. رازی، بی تا، سرتاسر.
55. رازی، بی تا، ج2، صص 783-809.
56. جعفریان، 1381، ص 31.
57. درباره ی کتاب و نقل های ابن طاووس از آن نک: کلبرگ، 1371، ص 482.
58. نک: ابن طاووس، 1413ق، ص 473؛ حرعاملی، 1362، ج2، ص 32؛ 1371، ص 493.
59. آقابزرگ، 1408ق، ج24، ص 88؛ ابن جبر، 1418ق، ص 657.
60. نک: اربلی، 1421ق، سرتاسر.
61. اربلی، 1421ق، ج2، ص 805.
62. مجلسی، 1403ق، ج49، ص 311.
63. جمال الدین یوسف بن حاتم شامی عاملی مؤلف کتاب الدر النظیم در زندگانی چهارده معصوم، از عالمان سده هفتم هجری است. از تولد و وفات او اطلاعی در دست نیست. او شاگرد محقق حلی (م676) و سید بن طاووس (م664) بوده و اجازه ای از سید داشته است. او را به عنوان فقیهی فاضل و عابد وصف کرده اند که دارای تألیفات متعددی بوده است. از لابه لای کتب فقهی استفاده می شود که وی در فروعات فقهی بین علمای امامیه شهرتی داشته گرچه اثری فقهی از او باقی نمانده، نظرات او در کتاب ها منعکس شده است. اثر مشهور دیگر شامی عبارت است از کتاب اربعین در فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) که منتشر نشده است. از این عالم شیعی اطلاع دیگری جز سخنان فهرست نویسان یا متأخرین درباره ی او در دست نیست و برخلاف معاصرش ابن طاووس، خود و کتاب او در النظیم چندان شهرتی نیافته اند. (نک: بی نا، 1420ق، صص 10-3).
64. جمال الدین شامی، 1420ق، ص 675.
65. نک: بی نا، 1422ق، صص 219-335؛ حائری جم، 1376، ص 304.
66. درباره ی وی نک: بغدادی، بی تا، ج2، ص 96؛ کحاله، ج7، ص 266؛ رجائی، 1408ق، صص 5-12.
67. نک: رضی الدین حلی، 1408ق، سرتاسر.
68. رضی الدین حلی، 1408ق، ص 275.
69. مؤلف حسن بن علی بن محمد طبری یا طبرسی است که در مازندران متولد شده است. وی در سال 667 با مردمی از بروجرد مناظره ای داشته و در سال 671 در قم به ترجمه کتابی مشغول بوده است و سال بعد از آن برای مناظره به اصفهان رفته است. در سال 673 در اصفهان کتاب مناقب الطاهرین را به بهاء الدین جوینی داده و دو سال بعد کتاب کامل السقیفه را به نام همو نوشته است و از این رو به کامل بهایی شهرت یافته است. علاوه بر این سه اثر مهم، آثار دیگر این عالم شیعی امامی عبارتند از: اسرار الامامه که به سال 698 و در اواخر عمرش نوشته است. همچنین برخی آثار فقهی او نشان می دهد که از فقهای عصر خود بوده و نظرات او نیز در کتب فقهی مطرح است. ( نک: درگاهی، 1379، صص 1-10).
70. جعفریان،‌1381، ص 29.
71. عمادالدین طبری، 1379، ج2، صص 781-801.
72. نک: عمادالدین طبری، 1379، سرتاسر.
73. نک: عمادالدین طبری، 1376، ص 168.
74. درباره ی شرح حال وی نک: نوایی، 1364، صص 5-20.
75. مستوفی،‌1364، صص 201-207.
76. درباره ی کتاب نک: جعفریان، 1381، ص 28؛ آقابزرگ، 1408ق، ج3، ص 281.
77. درباره ی گرایش به تشیّع در دوره ایلخانی نک: الویری، 1384، صص 326-342.
78. صفا، 1378، ج3، بخش 1، ص 145.
79. جعفریان، 1381، ص 30.
80. درباره ی کتاب و نسخه هایش نک: آقابزرگ، 1408ق، ج1،‌ص 288؛ الرفاعی، 1371، ج9، ص 311.
81. الرفاعی، 1371، ج10، ص 61؛ صفا، 1378، ج5،‌ص 1625.
82. کشفی، 1380، ص 316، 315، 276، 185، 181، 163.
83. ابوسعید حسن بن حسین واعظ بیهقی که در آثارش از خود با عنوان حسن شیعی سبزواری یاد می کند، عالم، تکلم و فقیه و واعظ قرن هشتم و معاصر شهید اول است. وی در زمان حکومت سربداران می زیسته و کتاب راحة الارواح را به درخواست خواجه یحیی کرّابی ( م759) حاکم سربداری نوشته و تقدیم او کرده است. از تولد و مرگ او اطلاعی نداریم. لیکن تاریخ تألیف این کتاب را سال 757 هجری دانسته اند. علاوه بر آن یکی از مشهورترین آثار وی مصابیح القلوب است که ترجمه و شرح 53 حدیث و موعظه از پیامبر همراه با حکایات خواندنی است (سپهری، 1378، صص 11-20).
84. شیعی سبزواری، 1378، صص 221-236.
85. نک: شیعی سبزواری، 1378، ص 21.
86. جعفریان، 1381، ص 30؛ آقابزرگ، 1408ق، ج3، ص 163؛ الرفاعی، 1371، ج1، ص 307.
87. حمّویی، 1400ق، ج2، ص 187.
88. صفا، 1378، ج3، بخش1،‌ص 144.

منبع مقاله :
ایزدی، مهدی و...‌[ دیگران]، (1392)، ابعاد شخصیت و زندگی حضرت امام رضا (ع)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول




نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه