تأثير مباني كلامي در داوري تفسيري

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

تأثير مباني كلامي در داوري تفسيري


 

نويسنده: علي راد




 

اشاره

معيارهاي اماميه، در داوري تفسيري، برگرفته از روايات تفسيري و عملكرد تفسيري عترت است. اين معيارها، در بخش سنجش محتوايي، بيشتر جنبه ي سلبي دارند، به اين معنا كه نتايج تفسيري نبايد همسويي با معيارهاي ياد شده داشته باشند. معيارهاي سنجش صوري جنبه ي ايجابي دارند و شكل و صورت عمليات تفسيري بايد داراي موازين شكلي ياد شده باشند.

الف) معيارهاي داوري محتوايي تفسير

1. عدم مخالفت با كليت و روح قرآن

قرآن محوري، معيار مبنايي عترت در سنجش صحت مفاد احاديث منقول از آنان يا منسوب به آنان بوده است و عترت در احاديث خود بارها بدان تأكيد كرده اند. اين سخن بدين معناست كه اهل بيت به همسويي تام محتوايي سخنان خود با روح و كليت قرآن اعتقاد و اعتماد راسخ داشتند. از نگاه معصومان، امكان تعارض و تضاد مفاد سخنان اصيل آنان با قرآن كريم منتفي است كه اين چنين با اطمينان از عرضه ي احاديث خود بر قرآن به عنوان معيار سنجش محتوايي آنها ياد كرده اند. از اين مهم،‌دو نكته به دست مي ايد: اول آنكه قرآن منبع و ميزان معصومان در تبيين و تشريع آموزه هاي اسلامي بوده است و نوعي ارتباط ميان احاديث اهل بيت با قرآن وجود دارد. دوم اينكه هر برداشت تفسيري متضاد با روح قرآن و سخنان اصيل معصومان باطل و مردود است، لذا در سنجش آراء تفسيري قرآن محوري و عترت مداري، سنجه ي استواري است كه در داوري نتايج تفسيري بايد مورد توجه قرار بگيرد و رعايت آن در هر گرايش تفسيري الزامي و اقتضاي مبناگرايي مفسران اماميه است.

2. عدم مخالفت با عقل

همچنين امكان تعارض روايات تفسيري عترت با عقل برهاني نيز منتفي است. از نظر شيعه، اگر روايات تفسيري در تعارض با عقل برهاني قرار بگيرند ساقطند جز آنكه تأويلي درست يابند. البته شيعه بر اين باور است كه آنچه از ائمه اهل بيت نقل مي شود و به اثبات مي رسد هرگز مشتمل بر مطالبي خلاف عقل برهاني نخواهد بود، چون آنچه از معصوم صادر شود، عين حقيقت است. معصومان معادن علم و حكمت اند و كلماتشان تفسير قرآن و برخاسته از وحي است، از اين رو سخنشان با عقل برهاني سازگار است. البته اين اعتقاد به معناي امكان درك همگاني كلمات آنان نيست، لذا نبايد به محض مواجهه با روايتي كه در حيطه ي ادراك عقلي نمي گنجد، آن را طرد و نفي كرد، بلكه به حكم رسالت عقل فطري، كه تمييز حد وقوفها است و به محدوديت شناختي خويش آگاه است، بايد حكم به « نمي دانم » به جاي رد و ابطال آنها نمود. بنابراين، تنها داوري عقل سالم در اين موارد همين است كه بگويد: « دليلي بر استحاله ي اين مطلب نمي شناسم. »(1) علامه طباطبايي بارها به نكته ي اخير تذكر داده اند.(2)
با توجه به دو معيار يادشده، فهم مفسرا�� ( با هر گرايش و رويكرد تفسيري ) و نتايج تفسيري آنان نبايد با داده هاي سنت معصومان و كليّت روح و هدف قرآن در تخالف و تنافي باشد؛ نگره ي كلامي عصمت، اصالت قرآن و سنت و لزوم عرضه ي فهم غيرمعصوم بر كتاب و سنت، دليل اماميه در التزام به اين قاعده ي خاص در ارزيابي نتايج تفسيري است.

3. تناسب با سياق و هدف نزول قرآن

نتايج تفسيري بايد متناسب با هدف نزول قرآن و هماهنگ و سازگار با آن باشد. ممكن است برخي از آيات، به لحاظ ويژگيهاي متني و زباني، امكان برداشتهاي معنايي متعددي را داشته باشند، لكن مفسّر بايد توجه كند كه معناي منتخب با هدف نزول آيه و كليّت قرآن تناسب و سازگاري لازم را داشته باشد. براي كشف اين تناسب و سازگاري، ضروري است مفسّر از سياق آيه، شأن جو و فضاي نزولْ آگاهيهاي لازم را داشته باشد والا ممكن است محكمي براي وي متشابه جلوه كند، نصوص به ظواهر تبديل گردد، عاميْ خاص شود و در نهايتْ او را از معناي حقيقي آيه و مراد جدي خداوند دور گرداند. رعايت اين معيار بيشتر در آياتي كه دچار ابهام ظاهري هستند ضروري به نظر مي آيد. براي مثال، در آيه ضرب النساء (3) ممكن است كسي با استناد به ظاهرش هر نوع زدن زنان را تجويز و آن را شرعي قلمداد نمايد. اهل بيت، به صراحت، چنين برداشتهايي را مردود اعلام كرده و مقصود از ضرب در اين آيه را زدني بدون ايجاد خراش و خونريزي گفته اند و در تمثيلي آن را به زدن با مسواك عيني سازي كرده اند.(4) مفسران اماميه نيز در تفسير آن مطابق روايات اهل بيت عمل كرده (5) و ضمن بيان حكمت آيه (6)، به شبهات وارده نيز پاسخ گفته اند.(7)

ب) معيارهاي داوري صوري تفسير

1. پايبندي به روش تفسيري قرآن به قرآن در هر گرايش تفسيري

تفسير قرآن به قرآن، از شاخصه هاي روش تفسيري عترت بوده است. عترت با تأكيد و تكرار اين روش در عمليات تفسيري به ضرورت التزام عملي به آن در فهم دقيق و عميق قرآن اشاره داشته اند. از اين رو، ضروري است مفسر امامي، پايبندي عملي خود را در عمليات تفسيري به اين روش نشان دهد و تفسير قرآن به قرآن را معيار صورت عمل تفسيري خود قرار دهد تا به حقيقت معاني و مقاصد قرآني دست يابد. قدماي اماميه در لابه لاي مطالب تفسيري التزام خود را به اين معيار نشان داده اند. از جمله آنها مي توان به گونه هايي از تفسير قرآن به قرآن در آثار شيخ مفيد، سيد مرتضي و شيخ طوسي اشاره كرد. لكن در دوره ي متأخر، برخي از مفسران اماميه، به طور خاص تمام تفسير خود را با رعايت اين معيار تأليف كرده اند كه از جمله ي آنها مي توان از تفاسير الميزان و الفرقان نام برد. نكته ي آخر آنكه التزام به اين معيار بايد در انواع گرايش تفسيري، اعم از ادبي، فقهي، عرفاني، اجتماعي، سياسي مورد توجه قرار گيرد.

2. تفكيك قلمروهاي فهم قرآن از همديگر

در روش تفسيري عترت اشاره شد كه امامان معصوم در تبيين قرآن به قلمروهاي سه گانه ي فهم و تبيين قرآن توجه داشتند و آنها را از همديگر تفكيك مي نمودند. تفكيك قلمروهاي فهم قرآن ناظر به شكل و صورت عمليات تفسيري است كه خود متأثر از مباني ادبي و كلامي مانند چندساحتي بودن متن قرآن است. مفسر امامي ضروري است در مقام فهم و تبيين قرآن به تفكيك قلمروهاي فهم قرآن توجه كند و نتايج تفسيري هر كدام را مجزاي از هم گزارش دهد. از قدماي اماميه شيخ طوسي در التبيان و از معاصرانْ علامه طباطبايي در الميزان به تفكيك اين عرصه ها توجه داشتند. شيخ طوسي با ارائه ي نخستين طرحواره ي تفسيري، به عمليات تفسيري صورت بندي منسجمي داد و مرزهاي فهم را از همديگر جدا نمود. علامه طباطبايي، در بحث روايي و گاه در اصل تفسير، با تفكيك قلمرو تأويل و تطبيق از تفسير، التزامِ خود را به اين معيار صوري نشان داده است.

پي‌نوشت‌ها:

1.فتح الله نجارزادگان، سلامة القرآن من التحريف، نشر مشعر، قم، 1424ق، ص 140-141.
2. محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج1، ص 12، ص 290، 293؛ ج13، ص 352.
3.« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِيّاً کَبِيراً»( نساء: 34) ( مردان سرپرست زنانند به سبب برتري هايي كه خدا به برخي از آنان در برابر برخي ديگر داده است و به سبب آن كه از اموالشان [ براي آنها ] خرج مي كنند. ‌[ در اين رابطه ] پس زنان صالح فرمانبردارند و در غياب [ همسر] اسرار او و حدود الهي را حفظ مي كنند. و [ اما ] آن دسته از زنان را كه از سركشي آنها بيم داريد پندشان دهيد و [ بعد ] در بستر، از آنها دوري كنيد و [ اگر مؤثر واقع نشد ] تنبيه شان كنيد. پس اگر اطاعت شما كردند بر آنان بهانه مجوييد، همانا خدا والاي بزرگوار است.
4.علي بن ابراهيم قمي، تفسيرالقمي، تحقيق و تصحيح و تعليق و تقديم السيد طيب الموسوي الجزائري، مؤسسة دارالكتاب للطباعة و النشر، الثالثة، قم، 1404ق، ج1، ص 137.
5.شيخ طوسي، التبيان في تفسير القرآن، ج3، ص 191؛ محمد بن محمدرضا قمي مشهدي، تفسير كنز الدقائق و بحرالغرائب، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي، تهران، 1368ش، ج3، ص 398.
6.سيد محمد حسيني شيرازي، تبيين القرآن، دارالعلوم، بيروت، 1423ق، ص 95.
7.محمدهادي معرفت، شبهات و ردود حول القرآن، مؤسسه التمهيد، قم، 1423ق، ص 149-153.

منبع مقاله :
راد، علي، (1390)، مباني كلامي اماميه در تفسير قرآن: با رويكرد نقّادانه به آراي ذهبي، عسّال و رومي، تهران: سخن، چاپ اول



 

 


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه