بررسي حديث - فرمان خدا به پيامبر درباره ي جايگاه خلفا - !

سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش مقالات دینی:

بررسي حديث « فرمان خدا به پيامبر درباره ي جايگاه خلفا»!


نویسنده: آیت الله سیدعلی حسینی میلانی





این حدیث را سه تن از علماى اهل سنّت نقل مى کنند. این حدیث را عبدالوهّاب کلابى، معروف به ابن اخى تبوک، درگذشته سال 396 هجرى در مسند خود،(1) ابن عساکر در تاریخ مدینة دمشق و خطیب بغدادى در تاریخ بغداد نقل کرده اند.
خطیب بغدادى این گونه نقل مى کند:
از عبدالوهّاب بن حسن دمشقى، از ابوالقاسم عبداللّه بن احمد بن محمّد تمیمى معلّم ـ معروف به غباغبى ـ از ضرار بن سهل ضرارى در « دار الخلنجیین» واقع در « رأس الجسر» بغداد، از حسن بن عرفه، از ابوحفص ابّار عمر بن عبدالرحمان، از حمید نقل مى کند که انس مى گوید:
على بن ابى طالب به من گفت: رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به من فرمود: اى على! خداوند به من فرمان داد تا ابوبکر را به عنوان پدر، عمر را مشاور، عثمان را تکیه گاه و تو را ـ اى على! ـ پشتیبان خود برگزینم... .
خطیب بغدادى پس از نقل این حدیث مى نویسد:
این حدیث، بسیار ناشناخته است و تنها دو راوى ناشناخته به نام هاى ضرار بن سهل و غباغبى ـ آن هم به نقل از ضرار بن سهل ـ آن را با سند مذکور نقل کرده اند.(2)
ابن جوزى در بخش فضایل خلفاى چهارگانه از کتاب الموضوعات خود، روایاتى چند نقل مى کند و این حدیث را به عنوان نخستین حدیث با سند از این راویان نقل مى کند:
ابومنصور قزّاز، از ابوبکر احمد بن على خطیب، از عبدالوهّاب بن حسن دمشقى، از ابوالقاسم عبداللّه بن احمد بن محمد تمیمى ـ معروف به غباغبى ـ از ضرار بن سهل، از حسن بن عرفه، از ابوحفص أبّار، از حمید از انس... .
ابن جوزى پس از نقل این حدیث، دیدگاه خطیب بغدادى را این گونه نقل مى کند:
خطیب مى گوید: این حدیث، بسیار ناشناخته است و تنها دو راوى ناشناخته به نام هاى ضرار بن سهل و غباغبى ـ وى نیز به نقل از ضرار بن سهل ـ این حدیث را با سند مذکور روایت کرده اند.(3)
ذهبى درباره این سند مى گوید:
ضرار بن سهل، خبر باطلى را به نقل از حسن بن عرفه بیان کرده است و نمى دانیم این حیوان کیست!! این حدیث از ابن عرفه نیز نقل شده است.
ابار از حمید و او نیز از انس نقل مى کند که على گفت: پیامبر صلى اللّه علیه وآله به من فرمود: اى على! خداوند به من فرمان داد تا ابوبکر را به عنوان پدر خود برگزینم.
این حدیث را اخو تبوک عبدالوهّاب کلابى، از عبداللّه بن احمد غباغبى ـ یکى از دو راوى ناشناخته ـ از ضرار نقل کرده است.(4)
گفتنى است که ابن حجر عسقلانى نیز همین دیدگاه ذهبى را نقل کرده است.(5)

بررسى و نقد حدیث

تا این جا روشن شد که حدیث مذکور در زمره احادیث جعلى و ساختگى است.
از این گذشته، ابن حجر عسقلانى پس از نقل حدیث مذکور ـ همانند ذهبى ـ چنین مى گوید:
اخو تبوک عبدالوهّاب کلابى، این حدیث را به نقل از عبداللّه بن احمد غباغبى نقل کرده است.
ابن حجر پس از آن که ـ همانند ذهبى ـ غباغبى را یکى از دو راوى ناشناخته معرفى مى کند، در عنوان « عبداللّه بن احمد بن محمد تمیمى، معروف به عباعبى» این گونه مى نویسد:
عباعبى حدیثى را پیرامون فضایل خلفا، از ضرار بن سهل، از زبان حسن بن عرفه نقل کرده است. البته عبدالوهّاب علائى نیز این حدیث را از عباعبى روایت کرده است.
ملاحظه مى کنید که ابن حجر ابتدا از « غباغبى» و آن گاه از « عباعبى» نام مى بَرد! وى یک بار « عبدالوهّاب کلابى» و بار دیگر « عبدالوهّاب علائى» را به عنوان راوى حدیث معرفى مى کند!
ابن حجر ادامه مى دهد:
خطیب مى گوید: این حدیث، بسیار ناشناخته است. من نشنیده ام که غیر از ضرار، راوى دیگرى این حدیث را با سند مذکور نقل کرده باشد و این در حالى است که هم ضرار و هم عباعبى، ناشناخته هستند. ابن عساکر، عباعبى را از تبار فراس بن حابس تمیمى، برادر اقرع بن حابس مى داند... .
عباعبى در باب « الجابیه» دمشق به حرفه معلّمى اشتغال داشت و در سال 425 هجرى درگذشت.
ابن حجر در پایان مى گوید: من بر این باورم که عباعبى، راوى معروف و شناخته شده اى بود، ولى شک و تردید درباره ضرار وجود دارد.(6)

نقد دیدگاه ابن حجر

با توجه به آن چه گذشت، ابن حجر با آن که درباره لقب عباعبى و لقب راوى وى (عبدالوهّاب) تردید دارد، اما تلاش مى کند تا عباعبى را فردى معروف و شناخته شده، جلوه دهد. امّا باید گفت که ابن حجر در این تلاش خود، ناکام مانده است؛ چرا که براى اثبات شناخته بودن عباعبى، سندى ارائه نکرده و او را مورد ستایش قرار نداده است؛ چرا که دانستن این مسئله که عباعبى در فلان منطقه به پیشه معلمى اشتغال داشته و در فلان سال از دنیا رفته است، ناشناخته بودن را از او سلب نمى کند؛ زیرا که در این صورت نه ذهبى، نه خطیب بغدادى ـ که با یک واسطه از او روایت کرده است ـ و نه ابن جوزى ـ که با یک واسطه از خطیب روایت کرده است ـ هیچ کدام او را فردى مجهول و ناشناخته معرفى نمى کردند!

پی نوشت ها :

1- شایان ذکر است که « مسند دمشق» نیز در مسند عبدالوهّاب کلابى گنجانده شده است.
2- تاریخ بغداد: 9 / 348.
3- الموضوعات: 1 / 301 و 302.
4- میزان الاعتدال: 3 / 448 و 449.
5- لسان المیزان: 3 / 238 و 239.
6- لسان المیزان: 3 / 250.

منبع مقاله :
آیت الله حسینی میلانی، سید علی؛ (1390)، احادیث ساختگی، قم: انتشارات حقایق، چاپ سوم



مقالات مرتبط :


بررسی حدیث « مژده ی بهشت به سه خلیفه »
بررسی حدیث « دیدار در خانه و حیای عثمان »!
بررسی حدیث « سخنى با کوه حرا »
بررسی حدیث « عهد پیامبر با عثمان »!
بررسی حدیث ابوقلابه در فضیلت خلفا
بررسی حدیث « خلفا و ساخت مسجد پیامبر (ص) »
بررسی حدیث رؤیاى رسول خدا (ص) درباره ی پیشوایی خلفا
بررسی حدیث « هم سنگی خلفا با امت »
بررسی حدیث « فرمان خدا به دوستی خلفا »!
بررسی حدیث « خلفا و مژده پیامبر »!
بررسی حدیث در فضایل ناهمگون خلفا
بررسی حدیث « فضایل خلفا بر روی برگ های بهشتی »!
بررسی حدیث « خلفا در روز رستاخیز »

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه